شرايط و ويژگي هاي مدير از ديدگاه اسلام

شرايط و ويژگي هاي مدير از ديدگاه اسلام

اكثر پژوهشگران و نويسندگان معتقدند ،جهان بينيها ،اعتقادات ،بينشها و نگرشهاي حاكم بر يك جامعه هستند كه معيارها و ملاكهاي شايستگي وموفقيت افراد را تعيين مي كنند ،مكتب حيات بخش اسلام نيز كه در جز جزء زندگي اجتماعي ،سياسي و اداري افراد نظر و حضور داشته ،داشتن ويژگي هايي را براي موفقيت مدير لازم و ضروري مي داند كه برخي از ويژگي هاي عمده آن اشاره مي كنيم :

  • ايمان به هدف و علاقه مندي به كار

اولين ويژگي و معيار براي موفقيت يك مدير بطور طبيعي ايمان به هدف و يا علاقه مندي به كار و يا باور باطني به آنچه كه به عنوان وظيفه مي نگرد هست يكي از دانشمندان در تبيين اين ويژگي مي نويسد.

«كشش دروني و علاقه باطني به هر كاري كه انسان انجام آن را به عهده مي گيرد از عوامل بزرگ موفقيت اوست ،زيرا عشق و علاقه به كار (هدف ) مانع از آن مي شود كه غبار خستگي بر روان انسان بنشيند ،نه تنها احساس خستگي نمي كند بلكه دوري از كار در او ايجاد خستگي مي كند ،عشق و علاقه به كار ،روح ابتكار و نوآوري را در انسان زند مي سازد و در پرتو كشش دروني مشكلات برطرف مي شود در حالي كهع كار از روي بي ميلي (ترديد ) و بي رغبتي نه تنها پيش نمي رود بلكه درجا هم مي زند».

وقتي هدف ،روشن و قابل دسترسي و واقع بينانه باشد علاقه به نيل آن چند برابر مي شود و مديري كه هدف و وظيفه براي او قابل درك و قابل دسترسي و روشن باشد شديدا به تحقق آن علاقه مند و براي پيشبرد آن نهايت تلاش را خواهد نمود.

پيامبر (ص) به عنوان شايسته ترين فردي كه اقدام به تشكيل حكومت از طريق ايجاد سيستم مديريت اسلامي نمود داراي چنين ويژگي بودند كه از عوامل عمده موفقيت او محسوب مي شود و بر اين اساس خداوند دربارزه او مي فرمايند:«پيامبر به آنچه (فرمانها و دستورهاي خداوند) از سوي خداوند بر او نازل شده ايمان و باور قلبي داشتند.

ايمان و علاقه رسول خدا به ماموريت و وظيفه اش از تمام تلاشها م كوششها و از تمام زواياي زندگانيش پيدا بود ايستادگي پيامبر در جنگ احد نمونه بارز اين ويژگي است كه خداوند خطاب به او مي فرمايند :

«ما انزلنا عليك القران لتشقي »

«ما قرآن را (فرمان و ماموريتها) بر تو نازل نكرديم كه اينگونه خود را به زحمت افكني »

همين ايمان عميق به هدف بود كه به دعوت او جاذبه خاصي داده بود.

انبيا و فرستادگان خداوند ،مديران عمومي جامعه خويش بودند كه از طريق هدايت افراد كار و ماموريت خود را شروع نمودند و در سخت ترين شرايط بدون امكانات كافي موفقيتهاي بزرگي به دست آوردند بنابر اين نخستين و مهمترين ويژگي براي موفقيت مدير ايمان به هدف و علاقه مندي به كار مي باشد.

  • علم و آگاهي و تخصصو مهارت لازم

از جمله ويژگي هاي مدير كه شرط موفقيت او نيز محسوب مي شود علم و تخصص و مهارت مربوطه است دانش و آگاهي لازم از گذشته هاي قبل نيز ضروري بوده و به آن تاكيد شده است بر همين اساس خداوند افراد را به اهل علم و دانش ارجاع داده و مي فرمايند:

« هميشه از اهل علم و دانش بپرسيد و به آنها مراجعه كنيد»

و نيز در گزينش طالوت و در پاسخ ايرادات قوم بني اسرائيل به اين انتصاب فدو ويژگي برجسته او را ياد آور شده و فرموده :

«خداوند او را براي شما برگزيد و به او توانايي (قدرت ) و دانش (تخصصي ) لازم را بخشيد.»

از اين آيه استفاده مي شود كه «كار را بايد به كاردان سپرد» و يا حضرت يوسف ويژگي خود را براي پذيرش مسئوليت عليم بودن و كارداني و دانش خود ياد آور مي شود و فرمايد:

«مسئوليت خزانه داري را به من بسپاريد ،زيرا من امانتدار و به   كار  (وظيفه )  آگاهي دارم »

علم و دانش و به اصطلاح تخصص راه را روشن مي سازد و مشكلات را برطرف مي كند مقصود از دانايي دانش مربوط به موضوعي است كه مديريت آن را بر عهده گرفته است . و از ديدگاه اسلام علاوه بر ايمان و اعتقاد به ارزشهاي مكتبي دانش اداره و انجام وظيفه و آگاهي لازم نسبت به آنچه كه بايد انجام دهد ضروري است با تاكيد بر اين ويژگي پيامبر (ص) مي فرمايند:

« هر گاه حاكم فردي را به عنوان مدير و كارگزار انتخاب نمايد در حالي كه مي داند در جامعه اسلامي شايسته تر و آگاه تر از او به كتاب (قران ) و سنت رسولش (قول ،فعل ،تقرير معصوم (ع) هست او به خداوند و رسول او و تمام مسلمين خيانت كرده است »

و نيز مي فرمايند :« كسي كه بدون علم و آگاهي لازم كاري رزا به عهده بگيرد و انجام دهد فسادش بيشتر از اصلاح كردنش هست «

يكي از رموز عقب ماندگي مسلمانان ،سپردن امور به مديران نالايق و غير متخصص و نا آگاه بوده كه خسارت عظيم و جبران ناپذيري در جهت دست از رفتن فرصتهاي طلايي داشته است و از طرفي سبب بحرانهاي اداري ،سياسي ،اجتماعي و اقتصادي و حتي اعتقادي نيز شده است .

امام علي (ع) نيز فرموده اند:

«سزاوار ترين افراد براي اداره (مديريت ) كشور تواناترين و آگاه ترين آنها به احكام خداوند در مسائل مربوط به حكومت و مديريت است .»

و نيز امام صادق (ع) فرموده اند:

« كار گزار بي علم و دانش و تخصص همانند كسي است كه راه بيراهه را در پيش گرفت كه سرعت حركتش او را از مسير و اهداف اصلي دورتر مي گرداند.»

يعني هر چقدر چنين كارگزاري به كارش ادامه دهد اهداف منابع و امكانات و فرصتها را بيشتر تلف مي كند و ما امروزه چنين كارگزاراني در جوامع مسلمانان كم نداريم و همانطوري كه ملاحظه شد اسلام و تعاليم مترقي آن بيش از همه مكاتب و نظريه هاي اداري بر «سپردن كار به كاردان » اهميت داده است و سعدي شيرازي نيز گفته اند :

     ندهد هوشمند روشن راي            به فرومايه كارهاي خطير

     بوريا باف اگر چه بافنده است      نبرندش به كارگاه حرير

  • توانايي و قدرت جسماني

يكي ديگر از ويژگي هاي يك مدير مسلمان توانمندي و قدرت جسماني و سلامتي اوست كه آيات قرآن بر آن تاكيد داشته و معصومين (ع) اهميت آن را ياد آور شده اندكه در ويژگي قبلي به آنها اشاره گرديده و لزومي به تكرار نيست و مسلما فرد ضعيف و سست عنصر همانند غير متخصص و نا آگاه ضربه اش شكننده و تشكيلات و سازمان را به سقوط و نابودي مي كشاند و فرصتها را نيز تلف نموده و سبب هرج و مرج و بحران در سازمان و جامعه خواهد شد زيرا قدرت روحي و جسمي است كه ماشين كار را به پيش برده و موفقيت مدير را بيشتر مي نمايد.

يكي از كارگزاران حضرت سليمان وقتي مي خواهد دليل موفقيت خود را بيان نمايد مي گويد:

«همانا من در زمينه انجام ماموريت هم توانمند و هم امانتدار هستم »

در اين باره يكي از نويسندگان منظور از قدرت و توانايي را منحصر به توانايي هاي جسماني ندانسته و به برخي از توانمندي هاي لازم براي موفقيت يك مدير اشاره مي كند مثل :

قدرت نوآوري و ابداع و ابتكار .

قدرت ارائه دليل و استدلال بر مدعاي خود .

قدرت در تصميم گيري و اجراي به موقع (قاطعيت ).

قدرت بسيج انگيزه ها امكانات و منابع .

قدرت هدايت و كنترل و نظارت .

قدرت پذيرش حق و تسليم در برابر آن (عدالت ) يا قدرت انتقاد پذيري .

  • امانت داري (درستكاري)

از جمله ويژگي هاي يك مدير امانت داري است بدين معنا كه مدير حافظ اموال عمومي ،دارائيها ،سرمايه ها ،وسائل ،ابزار و آلات و هر آنچه كه متعلق به سازمان بوده هست مثل حفظ اسرار و پوشاندن برخي عيوب و امانتداري از رموز موفقيت مدير بشمار  مي  رود قبل از همه خلاق به اين ويژگي تاكيد نموده وفرموده اند:

«امروز تو نزد ما داراي جايگاه مخصوص و مقام رفيع «امانت داري » هستي »

اين پاسخي است از ناحيه عزيز مصر وقتي كه يوسف را به عنوان بهترين همكار شايسته انتخاب مي كند كه تاكيد بر جنبه امانتداري او دارد . و اين ويژگي در تمام مراحل و سطوح مديريت لازم و ضروري است.

در پذيرش حضرت موسي از ناحيه شعيب براي همكاري و وصلت نيز به اين ويژگي حضرت موسي اشاره شده است آنجا كه مي فرمايد:

«اين جوان را براي به كارگيري استخدام كن كه هم توانمند و هم امانتدار است .» بطور طبيعي امانت داري مي تواند معاني وسيعي داشته باشد و امانت داري منحصر به حفظ اموال وسائل ابزار آلات و امكانات مادي نيست و براي مدير هر سازماني نيز مصداقي از مفهوم وسيع آن وجود دارد . و امانت دار كسي است كه وظيفه را امانت بداند و در هر شرايط به اين امانت خيانت نورزد و حضور و يا عدم حضور مافوق تاثير در انجام  وظيفه محوله نداشته باشد .

و در قران آمده است :« اي افراد با ايمان به امنت خداوند و پيامبر خيانت نكنيد و به امنت هاي خودتان خيانت نكنيد»

بنابر اين همانگونه كه وظايف عبادي را بطور صحيح انجام ندهيم خيانت به خداوند و رسول (ص) هست انجام ندادن وظايف ديگر نيز نوعي خيانت است بدين ترتيب انتخاب نيروهاي نالايق به عنوان خيانت در امانت بشمار مي رود و از ائمه در مورد مضمون آيه :

«ان الله يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها»

«همانا خداوند امر مي كند كه امانات را به اهل آن بسپاريد…»

پرسيدند در جواب فرمودند « منظورش اين است كه ولايت و مديريت را به افراد شايسته و لايق كه كاملترين آنها امامان اهل بيت هستمند بسپارند»

در اينجا منظور از امانت همان ولايت و مديريت و اداره مملكت است كه بايد به افراد لايق و شايسته آن سپرده شود.

پيامبر (ص) ويژگي افراد شايسته را امانت داري مي داند كه فرمودند :

«براي تشخيص افراد لايق و خوب به زيادي نماز و روزه و حج و حتي نيكي به مردم و سر و صدايهاي آنها توجه نكنيد بلكه به راستگويي و امانت داري آ؛نها نظر كنيد.

علي (ع) نيز با تاكيد بر ويژگي امانتداري مديران فرمودند:

«هر كسي را كه به كاري منصوب كردم اگر يك نخ و يا بيشتر از ما پنهان كند در روز قيامت غلي در گردنش خواهد بود»

و يا فرمودند:

«ان من اعظم الخيانه المه و اعظم الغش علي اهل المصر غش الامام.»

بالاترين خيانت ،خيانت به امت است و بزرگترين تقلب و نيرنگ نسبت به مردم تقلب نسبت به امام مسلمين است.»

در مكتب اسلام وظيفه ديني و وجداني انساني كه مقام مديريت را مي پذيرد اين است كه قدرت و توانايي روحي را در برابر تمايلات شخصي كه با حوزه مديريت او در تضاد است بسنجد اگر خود را انساني با اراده و محكم يافت با توئكل به عنايات خداوند اين وظيفه سنگين را بپذيرد و در غير اين صورت از پذيرفتن مديريت معذور خواهد بود.

  • صداقت و راستگويي

از جمله ويژگي هاي لازم براي يك مدير صداقت و راستگويي است زيرا اعتماد و صميميت متقابل بين مدير و زير دستان بستگي شديدي به صداقت و راستگويي طرفين و مخصوصا مدير دارد. عكس اين مطلب نيز صادق است يعني گاهي يك سخن و يا عمل دور از صداقت براي ايجاد جدايي سستي و تخريب اذهان كاركنان و از بين رفتن هبستگي و صميميت كافي خواهد بود.

خداوند اهل ايمان را به همراهي با راستگويان امر مي كند و فرمايد:

«يا ايها الذين امنوا اتقو الله و كونو مع الصادقين »

«اي اهل ايمان خدا ترس و همراه با راستگويان باشيد. »

و خداوند در شرح حال پيامبر خود حضرت اسماعيل از جمله ويژگي هاي خوب را راستگو بودن در وعده دادن ذكر  مي كند .

«انه كان صادق الوعد و كان رسولا نبيا»

به اين ويژگي در روايات توجه خاصي شده است كه به ذكر برخي از آنها اكتفا مي كنيم .

پيامبر (ص) در حديث معروفي مي فرمايند : براي خوب بودن افراد نگاه كنيد به راستگويي آنها يعني براي امتياز افراد صرفا اكتفا به نماز ،روزه حج و كارهاي نيك آنها كافي نيست .

ويژگي بارز انسانهاي شايسته علاوه بر اين عبادات بايد صداقت و راستگويي باشد و در حديث ديگري به همين مضمون از امام صادق آمده است كه براي تشخيص خوبي و شايستگي افراد نبايد تنها به ركوع و سجود طولاني آنها نگاه كرد. بلكه بايد به صداقت آنها نيز توجه كرد.

در گزينش انبياي عظام كه مديران عمومي جامعه بودند توجه خاصي به اين ويژگي شده است كه امام صادق فرمودند.

«ان الله لم يبعث نبيا الا بصدق الحديث و ادا الامانه الي البر و الفجار »

«خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكه صداقت و امانتداري آنها نسبت به بدكردار و نيك كردار در برنامه هايشان موجود بود.»

علاوه بر حديث فوق در جاي ديگر از ياران امام صادق نقل مي كنند كه آن حضرت از ما خداحافظي نكرد مگر اينكه ما را به دو ويژگي برجسته «صداقت و امانتداري » به فاسق و نيك كردار سفارش مي كرد.

صداقت و امانت داري استثنا بردار نيست

صداقت و امانتداري كه جز ويژگي هاي برجسته و از عوامل موفقيت مديران در طول تاريخ بشريت بوده در فرهنگ و مكتب اسلام هيچ توجيهي براي عدم رعايت آنها پذيرفته نيست و رعايت اين دو ويژگي در ارتباط با همه افراد جامعه و سازمان لازم و ضروري است خواه آن افراد كافر باشند يا مسلمان فاسق باشند يا مومن شرقي باشند يا غرذبي سياه باشند يا سفيد .

امام علي (ع) در توصيه خود به مالك اشتر مي فرمايند :« با افراد راستگو و پرهيز كار ارتباط برقرار كن »

و در مشورتها كسب اطلاعات و مشاركت در تعيين اهداف و وظايف بايد بر افراد راستگو تكيه نمود.

6- حسن سابقه

از جمله ويژگي هاي برجسته يك مدير حسن سابقه اي است كه در طول زندگي همراه خود دارد. يك مدير موفق به حسن سابقه نيازمند است تا افراد زير دست به او اعتماد كامل داشته و او را در نيل به اهداف پشتيباني نمايند در واقع حسن سابقه يا سابقه نيكو در برگيرنده مجموعه اي از صفات و ويژگي هاي پسنديده فرد است .

امام علي (ع ) با تاكيد بر حسن سابقه خطاب به مالك اشتر مي فرمايند:

«بدترين وزيران تو كساني هستند كه پيش  از تو وزير تبهكاران بوده اند يعني آنان كه شريك گناه پيشينيان بوده اند از اين جهت شايسته نيست چنين افرادي رازدار تو باشند در حا لي كه تو مي تواني براي خود جانشين خوبي پيدا نمايي و بار گناهان آنان را به دوش نكشي .

حسن سابقه درتمام مكاتب و در ميان تمام ملل مورد توجه است و اسلام بيش از آنها بر اين ويژگي مدير تاكيد مي نمايد و براي شناخت سوابق افراد مي توان به بازتاب شخصيت او نزد افكار عمومي توجه كرد اگر چه ممكن است افكار عمومي در مورد افرادي دچار اشتباه نيز بشود ولي  غالبا توجه و در خور تامل است و اما علي (ع) اين نكته را ياد آور شده و خطاب به مالك مي فرمايند :

«انما يستدل علي الصالحين بما يجري الله لهم علي السن عباده »

«بدان افراد شايسته را از طريق آنچه خداوند بر زبان بندگانش جاري مي سازد مي توان شناخت.

بنابر اين هميشه بايد در گزينش مديران سوابق آنها را در نظر گرفت همانگونه كه خود آنها بايد سوابق افراد زير دست را مد نظر  داشته باشند زيرا افراد خوش سابقه كمترين هزينه و بهترين همكاري را دارند . و يكي از راههاي به دست آوردن حسن سابقه همانطوري كه امام علي (ع) فرمودند . از طريق قضاوتهاي مردمي و انعكاس نظرات آنها است و علي (ع) در انتقاد از مدعيان حكومت خاندان بني اميه مي فرمايند:

«تو اي معاويه ! چگونه مي تواني حاكم مردم و فرماندار امت اسلامي باشي در حالي كه نه  از سابقه خوبي برخورداري و نه نشانه بزرگواري در توهست »

و در جاي ديگر امام علي (ع) خطاب به مالك مي فرمايند:

«سپس به سرلغ كساني برو كه از خانواده هاي اصيل نجيب با شخصيت مومن صالح و خوش سابقه هستند.

پس حتي المقدور مديران بايد از چنين خانواده هايي برگزيده شوند تا داراي ويژگي خوش سابقه بودن شوند و بيشتر و بهتر موفق شوند.

7-شرح صدر و بردباري

مديران و كاركنان كه با افراد مختلف اعم از زيردستان ،ارباب رجوع و يا مشتريان سر و كار دارند بايد داراي اعصابي قوي و حوصله اي زياد و ظرفيت كافي باشند مديري مي تواند رهبري گروهي يا سازماني را براي نيل به هدفي بر عهده گيرد كه از شرح صدر نظري بلندذ  و همتي والا برخوردار باشد بحرانها كاستيها و نواقص را در خود هضم نمايد و اين فقط مديران نيستند كه براي هضم ناملايمات بايد روحي بزرگ داشته باشندبلكه هر يك از كاركنان نيز براي موفقيت و پيشبرد اهداف سازمان بايد چنين باشند با بهره گيري از آيات و روايات به مستندات اين ويژگي مي پردازيم .

قرآن كريم مي فرمايند:

اي اهل ايمان در كارها صبور و با حوصله باشيد و همديگر را نيز به بردباري دعوت كنيد و مراقب كار دشمن باشيد و از خدا بترسيد .

باشد كه رستگار و موفق شويد.

در اين آيه بردباري و دعوت به آن و هوشياري در مقابل دشمن رمز پيروزي و رستگاري شمرده شده است و در جاي ديگر مي فرمايد:

«اي اهل ايمان در پيشرفت كار خود بردبار و با حوصله باشيد »

اينجا نيز پيشرفت امور مرهون و مديون سعه صدر و حوصله تمام است و اين پيشبرد چشم گير تا آنجايي است كه اگر بيست نفر با حوصله و صبور و پايدار باشند قوه و توانايي آنها بيش از دويست نفر خواهد بو و وعده خداوند به پاداش و موفقيت كامل براي بردباران هست

براي پيشرفتها بايد الگوي قرآن را در برخود با افراد پذيرفت كه مي فرمايند:

«نيكوكاري و بدكاري يكسان نيستند پاسخ بدي را به نيكي دهيد بنابر اين آن كس كه بين تو و او دشمني است او را براي خود دوست مهرباني ساز »

با شرح صدر دشمنان سنگدل را مي توان به دوستان صميمي مبدل كرد و بردباري رمز اصلي موفقيت مديران خواهد بود .

بر اين اساس عكس شرح صدر و بردباري نيز براي عقب ماندگيها خطرناك مخرب و ويران گر است و بسياري از بحرانهاي ناخواسته در اثر تنگ نظري عصبانيت دستپاچگي و سختي گيري هاي بي جا به وجود مي آيد . حضرت موسي (ع) رب اشرح لي صدري  براي موفقيت در ماموريتش بردباري را از خداوند طلب مي كند

پيامبر (ص) فرموده اند:

«كفي بالحلم ناصرا »

«براي ياوري و پشتيباني انساني بردباري كفايت مي كند»

و يا فرمودند :

«ما جمع شي افضل من حلم الي علم »

«هر گز دو چيز در كنار هم قرار نگرفته اند كه بهتر از بردباري در كنار علم باشد »

اما علي (ع) فرمودند:

«اله الرئاسه سعه الصدر»

«ابزار و وسيله حكومت بردباري و برخورد خوب است »

گاهي اگر از اين ابزار خوب مديريت استفاده ننمايند حيات و بقا سازمان در تهديد جدي قرار ميب گيرد بطوري كه سرلوحه كارها را همين حلم و بردباري و بزرگ منشي دانسته اند و در اهميت بردباري امام علي فرموده اند:

«نقش صبر و بردباري در كارها همچون نقش سر در بدن است همانطوري كه با جدا شدن سر از بدن بدن فاسد مي شود وقتي بردباري از كارها جدا شود كارها تباه مي شود»

اين حديث به بهترين وجه عدم بردباري در كارها را به تصوير كشيده است كه اگر مديريت نيز فاقد اين ويژگي باشد سازمان ابقا و حيات خود را از دست مي دهد و در اين باره انبيا و ائمه معصومين براي كليه كاركنان و مخصوصا مديران بهترين سرمشق خواهند بود زيرا سيره و شيوه پيامبر

(ص) دشمنان سرسخت را مبدل به دوستان صميمي مي كند.

8- تجربه و سابقه كار مفيد

تجربه مفيد و آزمودگي بدون ترديد يكي از ويژگي هاي مهم مدير خواهد بود زيرا تجارب گذشته و مهارت علمي و در معرض عمل به تئوريها بودن نقش اساسي در موفقيتهاي مدير خواهد داشت . تجارب مفيد مي تواند چراغ رو.شني فرا راه او قرار دهد. از ديدگاه مكتب اسلام نيز تجربه عملي از امتيازات محسوب مي شود حضرت علي (ع) مي فرمايند :«مديران را از افراد با تجربه تر و با عفت و پاكدامن تر برگزين »

(و توخ منهم اهل التجربه و الحيا )

حديث مشهوري است كه با اشاره به تجربه عملي انبيا مي فرمايد:

«هيچ پيامبري مبعوث نشد مگر اينكه قبلا يك دوره شباني را گذرانده بود.»

علي (ع) مي فرمايد :

« من قلت تجربته خدع و من كثرت تجربته قلت غرته»

«تجربه كم باعث مي شود انسان فريب بخورد و تجربه زياد لغعزش ها را كم مي كند»

ممكن است ضرورتهايي مثل دگرگوني و تحولات و انقلاب باعث شود از نيروهاي جديد و كم تجربه به عنوان يك ضرورت استفاده شود اما اينكه تجربه عملي يكي از امتيازات و شرايط مهم مديريت باشد هيچ نظريه پردازي آن را از نظر دور نداشته است و امام علي (ع) با توجه به اهميت آن مي فرمايند:

عاقل كسي است كه تجارب او را راهنمايي كند.

منابع و ماخذ

  • جمعي از علما و دانشمندان –نگرشي بر مديريت در اسلام –مركز آموزش م دولتي -1372 .
  • شهيدي – نهج البلاغه علي (ع) – دفتر نشر فرهنگ اسلام -1374.
  • شيخ حر عاملي – وسائل الشيعه – مجلات مختلف – كتاب فروشي اسلامي – تهران .
  • ابن ابي الحديد – شرح نهج البلاغه ، ج 7 ص 36 و 37.
  • غررالحكم و دررالكلم
  • مجلسي – محمد باقر –بحار الانوار ،ج 74 ،ص
  • تحليلي از مديريت اسلامي در پنج سال رهبري علي (ع)
  • كليني رازي – اصول كافي .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *