مدیریت تکنولوژی

مدیریت تکنولوژی

مقدمه

مدیریت تکنولوژی یک مبحث بین‌رشته‌ای است که علوم، مهندسی، و مدیریت را به‌هم پیوند می‌زند. از دیدگاه مدیریت تکنولوژی، تکنولوژی اصلی‌ترین عامل تولید ثروت است و ثروت چیزی بیشتر از پول است که می‌تواند عواملی همچون ارتقاء دانش، سرمایه‌ی فکری، استفاده‌ی موثر از منابع، حفظ منابع طبیعی و سایر عوامل موثر در ارتقاء استاندارد و کیفیت زندگی را شامل شود.
مدیریت تکنولوژی، در واقع مدیریت سیستمی است که خلق، کسب، و به‌کارگیری تکنولوژی را ممکن می‌سازد و شامل مسوولیتی است که این فعالیت‌ها را در راستای خدمت به بشر و برآورده ساختن نیازهای مشتری قرار می‌دهد. تحقیق، اختراع، و توسعه، اساسی‌ترین مولفه‌های خلق تکنولوژی و وقوع پیشرفت‌های تکنولوژیک هستند. اما در مسیر تولید ثروت، مولفه‌ی مهم‌تری نیز وجود دارد که همان به‌کارگیری یا تجاری‌سازی تکنولوژی است. به بیان دیگر، مزایای تکنولوژی هنگامی تحقق می‌یابند که نتیجه‌ی آن به دست مشتری برسد. مشتری می‌تواند فرد، شرکت، یا یک نهاد دولتی همچون سازمان‌های دفاعی باشد. اختراعی که در قفسه نهاده شود، ثروت تولید نمی‌کند و ایده‌ای که بروز می‌کند و به کار بسته نمی‌شود ـ حتی اگر به‌عنوان اختراع به ثبت برسد ـ بازده مالی ندارد. تکنولوژی هنگامی به تولید ثروت منجر می‌شود که یا تجاری شود و یا در مسیر تحقق اهداف استراتژیک یا عملیاتی یک سازمان به کار بسته شود.
تکنولوژی مهم‌‌ترین عامل در سیستم تولید ثروت است ولی عوامل دیگری نیز در این سیستم دخیل هستند. مثلاً، تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری، نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا می‌کنند. نیروی کار، عامل موثر دیگری در رشد اقتصادی است. مدیریت تکنولوژی دارای ابعاد ملی، سازمانی و فردی است. در سطح ملی یا دولتی (سطح کلان)، مدیریت تکنولوژی به شکل‌گیری سیاست‌های عمومی کمک می‌کند. در سطح بنگاه (سطح خرد)، به ایجاد و تثبیت بنگاههای رقابت‌پذیر می‌انجامد. در سطح فردی، به ارتقاء ارزش فرد در جامعه کمک می‌کند.

مدیریت تکنولوژی در سطح بنگاه

شورای تحقیقات ملی آمریکا ، مدیریت تکنولوژی را چنین تعریف کرده است: “یک حوزه‌ی بین‌رشته‌ای که با طرح‌ریزی، توسعه و پیاده‌سازی توانمندی‌های تکنولوژیک برای شکل دادن و تحقق اهداف استراتژیک و عملیاتی یک سازمان سروکار دارد.”
مدیریت تکنولوژی به این دلیل یک حوزه‌ی بین‌رشته‌ای محسوب می‌شود که دانش حاصل از رشته‌های علوم، مهندسی و مدیریت اجرایی را ترکیب می‌کند. مدیریت تکنولوژی بر بسیاری از اجزاء کارکردی سازمان همچون تحقیق و توسعه، طراحی، تولید، بازاریابی، مالی، پرسنلی، و اطلاع‌رسانی تأثیر می‌گذارد. گستره‌ی آن، هم مقولات استراتژیک و هم مقولات عملیاتی سازمان را شامل می‌شود. ابعاد عملیاتی با فعالیت‌های روزمره‌ی سازمان سروکار دارند و ابعاد استراتژیک بر موضوعات بلندمدت متمرکز هستند. سازمان باید به هر دو بعد توجه داشته باشد.
بررسی‌ها نشان داده‌اند که اکثر مهندسان و مدیران صرفاً به ابعاد عملیاتی و نتایج کوتاه‌مدت توجه دارند و به مقولات استراتژیک بی‌توجه هستند. این کوته‌بینی موجب شده است که تأثیرات اقدامات امروز خود را بر آینده‌‌ی سازمان نادیده بگیرند. مدیریت تکنولوژی با تأکید بر اهداف استراتژیک سازمان، به حذف این نارسایی از سیستم مدیریت کمک می‌کند. مدیریت تکنولوژی، مدیران را در تلاش‌هایشان برای بهبود بهره‌وری، افزایش اثربخشی، و تقویت جایگاه رقابتی بنگاه هدایت می‌کند.
در دهه‌‌ی 1970 و 1980، صنایع آمریکا به تدریج جایگاه رقابتی خود را در مقابل محصولات ژاپنی و حتی محصولات برخی دیگر از کشورهای آسیایی از دست دادند. این رویداد، بسیاری از سازمان‌های آمریکایی را تحت تأثیر قرار داد و آن‌ها را برآن داشت که رویکردهای گوناگونی را برای کمک به صنایع آمریکا و بازیافت جایگاه رقابتی آنان در پیش گیرند. از میان این سازمان‌ها می‌توان به شورای تحقیقات ملی، فرهنگستان ملی مهندسی، بنیاد ملی علوم، بسیاری از سازمان‌های صنعتی، و نهادهای آموزشی آمریکا اشاره کرد. تلاش این سازمان‌ها، آنان را متوجه جهان نمود. در گزارش شورای ملی تحقیقات که در سالی 1987 منتشر گردید، پیشنهاد شده بود که باید شکاف دانش و عملکرد را بین مهندسی و علوم از یک طرف، و بین کسب‌و‌کار، و کشاندن تکنولوژی در قالب محصولات و خدمات به صفحه‌ی بازار، به تولید ثروت می‌انجامد.
به نظر می‌رسید که در پارادایم‌های صنعتی، سیاست‌های دولتی، و نهادهای آموزشی، ارتباط بین تکنولوژی و کسب‌وکار نادیده گرفته شده است. برنامه‌های آموزشی در رشته‌های مهندسی و مدیریت، و ساختارها و نهادهای صلب مرتبط با آن‌ها، کارایی خود را از دست داده بودند و به بازنگری‌های جدی نیاز داشتند. علاوه‌ براین، معلوم شده بود که به برنامه‌های آموزشی دست اولی نیاز است که مدیران و مهندسان را برای برخورد با تحولات تکنولوژیک و نفوذ در بازارهای جهانی آماده سازد. روش‌های جدیدی برای تفکر درباره‌ی این برنامه‌ها و محتویات آن‌ها پیشنهاد گردید. ظهور برنامه‌های جدید تخصصی در زمینه‌ی مدیریت تکنولوژی، یکی از دستاوردهای این خودارزیابی است.

مدیریت تکنولوژی در سطح ملی یا دولتی

از دیدگاه کلان، مدیریت تکنولوژی به تعریف کلی‌تری همچون تعریف زیر نیاز دارد:

“حوزه‌ای از دانش که با تعیین و اجرای سیاست‌های لازم برای توسعه و به‌کارگیری تکنولوژی، و طبیعت سروکار دارد و هدف آن، ترغیب نوآوری، ایجاد رشد اقتصادی، و رواج کاربرد مسوولانه‌ی تکنولوژی برای رفاه بشر است.”
مدیریت تکنولوژی در سطح ملی بیشتر بر نقش سیاست‌های عمومی در پیشبرد علم و تکنولوژی متمرکز است و تأثیرات کلی تکنولوژی بر جامعه ـ و به‌ویژه نقش آن در توسعه‌ی اقتصادی پایدار، را مورد بحث قرار می‌دهد. مدیریت تکنولوژی در سطح ملی مقولاتی همچون تأثیر تحولات تکنولوژیک بر مردم، نیازهای آموزشی آنان در ارتباط با تکنولوژی، تأثیر تکنولوژی بر سلامتی و ایمنی، و پیامدهای زیست محیطی تکنولوژی را در برمی‌گیرد. سیاست‌های تکنولوژی در سطح دولت و سازمان در واقع چارچوبی برای استفاده از تغییرات تکنولوژیک در جهت منافع جامعه و کارکنان سازمان هستند.

چارچوب مفهومی مدیریت تکنولوژی

شکل زیر مفهوم اساسی مدیریت تکنولوژی را به‌عنوان یک حوزه‌ی بین‌رشته‌ای ـ برای مطالعه و کاربرد عملی ـ نشان می‌دهد. چنانکه از این شکل بر می‌آید، مدیریت تکنولوژی یک حلقه‌ی ارتباطی بین رشته‌های علوم، مهندسی و مدیریت ایجاد می‌کند. از دیدگاه دانشگاهی، شکل فوق نشان می‌دهد که رشته‌های مرسوم در علوم و مهندسی در اکتشافات علمی و خلق تکنولوژی دخیل هستند. رشته‌های مرسوم مدیریت نیز با مقولات مدیریت بنگاه و مباحث اقتصادی، مالی، و بازاری و همچنین سیاست‌‌های عمومی سروکار دارند.

دانش مبتنی بر رشته دانش بین‌رشته‌ای دانش مبتنی بر رشته
حسابداری مقولات استراتژیک بلندمدت مرتبط با تکنولوژی رشته‌های علوم
مالی سیاست علم و تکنولوژی تکنولوژی مواد
مدیریت فرآیند نوآوری‌های تکنولوژیک تکنولوژی محصول
بازاریابی مدیریت تحقیق و توسعه تکنولوژی تولید یا فرایند
اقتصاد زیرساخت‌های تحقیق و توسعه و تحولات تکنولوژی تکنولوژی اطلاعات
حقوق تجارت کارآفرینی تکنولوژیک و ایجاد شرکت‌های جدید تکنولوژی محیطی
  چرخه‌ی عمر فرآیند و محصول  
  پیش‌بینی و طرح‌ریزی تکنولوژی  
  انتقال تکنولوژی (درون‌بنگاهی)  
  انتقال بین‌المللی تکنولوژی و نقش شرکت‌های چند ملیتی  
  تحلیل و ارزیابی ریسک تکنولوژیک  
  تحلیل اقتصادی تکنولوژی  
  مقولات انسانی، اجتماعی و فرهنگی مرتبط با تکنولوژی  
  آموزش و تحصیل درزمینه‌ مدیریت تکنولوژی  
  مدیریت تکنولوژی در صنایع ساخت و تولید  
  مدیریت تکنولوژی در صنایع خدماتی  
  تکنولوژی اطلاعات و سایر تکنولوژی‌های در حال ظهور  
  بازاریابی ساخت و ارتباطات پس از فروش  
  تحولات تکنولوژیک و ساختار سازمانی  
  مدیریت پروژه‌های فنی  
  تأمین منابع مالی تکنولوژی و تصمیم‌گیری مالی  
  مقولات کیفیت و بهره‌وری  
  روش‌شناختی‌های مدیریت تکنولوژی  
  راندمان و پایداری زیست‌محیطی  

مدیریت تکنولوژی، رشته‌های ناظر بر خلق تکنولوژی را به رشته‌های ناظر بر تبدیل تکنولوژی به ثروت پیوند می‌زند. در مدیریت تکنولوژی تلاش می‌شود به سوالات زیر پاسخ داده شود:

سیاست‌های علم و تکنولوژی، تأثیرات عمده‌ای بر رقابت‌پذیری کشورها دارند. ازاین‌رو، فرایند، نوآوری‌های تکنولوژیک باید به خوبی درک شود. زیرساخت و مدیریت تحقیق و توسعه، موضوعی کلیدی است و کارآفرینی نیز برای توسعه تکنولوژی‌های جدید ابزاری حیاتی به‌شمار می‌آید. چرخه‌‌ عمر تکنولوژی و نیز چرخه‌های عمر محصول و فرایند روزبه‌روز کوتاه‌تر می‌شود و از ‌این‌رو نقش پیش‌بینی تکنولوژی در طرح‌ریزی تکنولوژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

ضرورت مدیریت تکنولوژی

دنیا در حال تغییر است و سرعت این تغییر روزبه روز بیشتر می‌شود. تکنولوژی‌های جدیدی ظهور می‌کنند و معادلات بازرگانی را برهم می‌زنند. سیستم‌های مدیریت نیز باید بتوانند با این تغییرات کنار بیایند.
مهمترین تفاوت دنیای امروز با دیروز، سرعت تحولات تکنولوژیک عنوان شده است. این موضوع با تغییر در قلمرو به‌کارگیری تکنولوژی همراه است. رقابت جهانی نیز تقریباً مقوله‌ی جدیدی است. در دهه‌های 1980 و 1990، با ظاهر شدن کشورهای جدیدی در صحنه‌ی بین‌الملل، رقابت جهانی شدت گرفت. از آن به بعد، موازنه‌ی قدرت اقتصادی دائماً در حال تغییر بوده است. هم‌اکنون اکثر کشورهای جهان تجارت آزاد جهان را تجربه می‌کنند و شکل‌گیری بلوک‌های تجاری به یکی از ویژگی‌های بارز عصر حاضر تبدیل شده است.

مهمترین دلایل توجه به مدیریت تکنولوژی در دنیای کنونی عبارتند از:

رقابت در مدیریت تولید

رقابت در مدیریت تولید

مدیریت تولید

خلاصه

تولیدات پیچیده و افزایش تولید جهانی , رقابت های زیادی را به شرکت هایی که فرآیند مدیریت اطلاعاتی را تولید می کند اضافه می کنند . به منظور اجتناب از تاخیرها و پیامدهای بعدی حتی پروژه های کوچک محلی برای خودکار عمل کردن مدیریت اطلاعات تولید نیاز به کمی تفکر جهانی و زمان طولانی تر هستند .

این مقاله به خواننده یک بررسی از این نوع موضوعات را ارائه می دهد که یک کارخانه باید در هنگام کار جهت افزایش تولید و خودکار عمل کردن اطلاعات تولیدش با این ایده روبرو شود که فهمیدن نخستین قدم در اجتناب از مشکل ناحل آن می باشد .

مشکلاتی که در اینجا درباره آن بحث خواهیم کرد شامل :

هماهنگی و به روز کردن اطلاعات

دارا بودن حداقل ساختار اطلاعاتی متداول

تنوع و تربیت

افزایش روند فروش

افزایش روند تولید

جهانی شدن

استاندارد کردن

اعمال

کیفیت

رقابت در مدیریت تولید

مقدمه

مدیریت تولید چیست ؟ اگر شما در قسمت تولید فروش یا IT یک کارخانه بزرگ یا متوسط کار می کنید احتمالاً :

شما در حال کشمکش جهت تقسیم کردن اطلاعات تولیدی خود میان کاتالوگها , وب سایت خود , اینترنت یا مشتریهای خود , پورتالهای (مدخلهای) تولید هستید یا :

شما در حال صحبت درباره تکمیل یک پروژه تولید یا یک کاتالوگ تولیدی روی خط اصلاح شده می باشید یا :

شما سعی می کنید تا اطلاعات هم زمان تولید را که میان قسمت های مختلف کارخانه , سیستم ها و پروسه های آن وجود دارد بدست آورید یا :

قسمت فروش کارخانه در انتظار است تا شما ساختار و حمایت لازم را جهت افزایش اطلاعات تولید درج شده در پورتال تولید نهایی به آن ها ارائه دهید یا شما در شگفت هستید که چطور شما می توانید اطلاعات مناسبتری را برای سیستم تولید خود پیشنهاد کنید .

مشکل نیست که دریابیم این نیاز ها چگونه با هم مرتبط می باشند , هر یک از آن ها قسمتی از نیاز بزرگتر اطلاعات مدیریت تولید می باشد اطلاعات مدیریت تولید روند کنترل کیفیت ارائه اطلاعات تولید از فروشنده به خریدار است .

این قسمت از یک تی رت در هر صنعت است و ظاهراً بغرنج تر می شود . هر فروشی نیاز به یک فروشنده جهت ارائه اطلاعات تولید , اطلاعات تکنیکی و اطلاعات قیمت گذاری و توصیفات تولید , گرافیک ها دارد و یک خریدار از این اطلاعات جهت انتخاب کردن و داشتن یک گزینه سود می برد این اطلاعات از جهات متعدد مثل جنبه مهندسی بازاریابی , تهیه کننده های چند تایی و مدیریت تولید و انتقال از طریق کانالها و کاتالوگهای چاپی , وب سایتها وسیستم های تولید برای خریداران جمع آوری می شود .

هرچقدر تعداد این جوانب یعنی فروشنده ها , کانال ها و خریداران بیشتر شود احتمال و میزان اشتباه بیشتر می شود .

به چه دلیل مدیریت تولید اینقدر رقابت انگیز است ؟

مدیریت تولید در مورد مدریت کیفیت و جریان اطلاعات تولید گذر تولید کرده از فروشندگان داخلی یک کارخانه و میان کارخانجات است . بسیاری از مدرم مسول یک بخش کوچک از روند اطلاعات مدیریت  هستند از نظر فرهنگی مردم کمی , اگر نگوییم هیچ کس , مسول کلی می باشند . مشابه رقابت چند فرد نا بینا که سعی دارند تا یک فیل را از طریق احساس کردن توصیف کنند , هر فرد در پروسه کلی , سهم خود را در پروسه درک می کند اما عده کمی رقابت کلی را می بینند .

درک مدیریت اطلاعات تولید نیاز به بازگشتن به عقب و تجزیه و تحلیل همه بخشهای کار دارد . بیشتر از نگاه به عملکرد یک بخش خاص یا یک کارخانه ویژه , مدیریت اطلاعات تولید به نقشها و قسمتهای عرضی و فروشندگان عرضی کارخانه توجه دارد .

مدیران تولید با قسمت های ویژه تولیدات هماهنگ می شوند .

گروههای مهندسی استدلالهایی با محتوای تکنیکی و شکلی را بدست می آورند .

تیم های بازاریابی توصیفات و گرافیکهای قانع کننده را ارائه می دهند .

مدیران بالاتر موجودیهای تولید را با تقاضای بازار هماهنگ می سازند .

گروههای فروشنده محلی مقدار تولید را محدود میکنند .

گروههای فروش توضیحات اصلی را برای فروشنده ارائه داده و مسئول قیمت گذاری و قرار بستن با مشتری می شوند .

مدیران تولید , تولیدات را در روند تولید افزایش می دهند .

مدیران پروژه و مهندسان به دنبال کاتالوگهایی جهت یافتن راه حلی جهت نیازهای —- خود می باشند . این موارد و بسیاری موارد دیگر همه وابسته به یک منظم خاص اطلاعات مدیریت تولید هستند . بنابراین اغلب فقط جزئیات و مشکلات مرتبط با نقش آن ها را مشاهده می کنیم .  هر زمان که به عقب برگشته و مشکل قسمت های مختلف کارخانه خود را مشاهده می کنیم اغلب فقط بر رقابتهای به عنوان یک فروشنده یا به عنوان یک خریدار تمرکز می کنیم .

مدیریت اطالاعات تولید فروشنده ها و خریداران را تلفیق کرده و باید با رقابتهای مواجه شده از هر دو مورد سازگار شود .

علم و دانش باعث توانمندیست .

در طول سالهای گذشته از طریق ساخت تجاری یا کارخانجات سازنده , تولیدات را بطور خودکار می سازند یا پروسه های تولید و کارخانجات نرم افزاری در خدمت آن ها , بر روی نتیجه نهایی وب سایت فروشگاه , سبد خرید و پروسه سفارش مشتری متمرکز می باشند . در انتها , فروشگاه ها کامل شده , پروسه ها به جریان افتاده و بودجه ها خرج شده و تولید شروع شده و خریداران با فروشندگان سعی بر این دارند تا کارخانه را اتوماتیک سازند , اما این مورد هنوز بدست نیامده است این مقاله مسائل رقابتی اطلاعات مدیریت تولیدی را حل نمی کند . تا در سرانجام همه کارها نمی باشد , علاوه بر این این مقاله به خواننده یک بررسی اجمالی از موضوعات خاص را ارائه می دهد که یک کارخانه در زمان کار جهت تولید و اتوماتیک کردن اطلاعات تولیدشان باید مراقبت اطراف باشند و کل حیطه کار را به دقت نگریسته و سپس یک بخش کوچک را برگزیده و کار را عملاً آغاز نمایند .

رقابت ها در مدیریت اطلاعات تولید

بنابراین تجزیه و تحلیل فرآیند های اصلی بوسیله مدیریت اطلاعات تولید زمانی با محدودیت های روشهای متداول در میان بسیاری کارخانجات ترکیب می شود که مجموعه ای از رقابت های استاندارد معدنی شوند که باید با آن ها روبرو شده هر کارخانه از طریق اصلاح بازده مدیریت اطلاعات تولید کلی خود بر آن ها غلبه کند .

هماهنگی و به روز در آوردن اطلاعات : زمانیکه اطلاعات تولید اضافه شده یا بوسیله تولید کننده  آن به روز در آورده می شود  چطور این تغییر به همه کارخانجات که آن را مورد استفاده قرار می دهند می رسد ؟ چطور این تغییر می تواند با تعداد کمی از روشهای دستی , پروسه های گروهی , هماهنگی ها و اشتباهات اجرا شود ؟

موضوع سطح پایین ساختار اطلاعاتی متداول : اطلاعاتی که چاپ می شود یا میان سیستم ها هماهنگ می شود به طور ثابت محدود به زیر مجموعه اطلاعاتی است که در میان کل سیستم هایی که در آن مهم دارند , متداول است بنابراین , پروسه کلی نمی تواند یک قسمت جدید از اطلاعات را بدون افزودن آن تولید باید یا اطلاعات کانی برای تولید و پروسه پیچیده تر را ارائه دهد یا خود را فقط محدود به ساده ترین تولیدات و پروسه ها کنند .

تنوع و ترتیب : بیشتر تولیدات در جهان BCB نیاز به حداقل سطح شکل یا گزینش تعدادی از گونه ها دارد . حتی کمی از فروش تولید – یک فرد با چندین ویژگی و تعدادی از ارزشهای قابل گزینش برای هر ویژگی می تواند در میلیونها گونه تولید به وجود آید . پروسه مدیریت اطلاعات تولید باید روشی برای اداره گونه های تولید و برای گزینش از میان انواع مختلف را دارا باشد .

افزایش پروسه فروش : مدیریت اطلاعات تولید به تنهایی به عنوان یک قانون عمل نمی کند بلکه بیشتر باید با مدیریت ارتباط بین فروشنده , مشتری و بازار را افزایش دهد . موارد افزایش تولید شامل پروسه های بازاریابی , کاتالوگهای چپ شده , ابزار اطلاعات نیروی فروش داخلی و سیستم های CRM یا ERP می باشد .

افزایش پروسه تولید : پروسه مدیریت اطلاعات تولید فثط زمانی کامل است که مشتری اطلاعات مورد نیاز جهت تصمیم گیری درمورد خرید را داشته باشد . زیرا اغلب سازمان های بزرگ تکمیل کننده سیستم های تولیدی برای اداره پروسه های خرید خود هستند , مدیریت اطلاعات تولید باید با سیستم ها بطور کاملی تلفیق شود .

جهانی شدن : برای همه به جز ساده ترین و محدود ترین تجارت , مدیریت اطلاعات تولید باید لایه های افزایش یافته پیچیدگی به وجود آمده بوسیله سازمان های فروش محلی , گروه های چند زبانه دارای و چند ویژگی و موجودیتهای تولید و محلی و سیستم های قیمت گذاری و ارزها و نوسانات و بازار محلی و نیازهای تجاری را مخاطب قرار دهد .

استاندارد کردن : باید استانداردهای داخلی مدیریت اطلاعات تولید در کارخانه  توسعه یافته و از استاندارد های خارجی برای طبقه بندی تولید جهت تشخیص ویژگیهای تکنیکی پیروی شود . روند پروسه باید در یک سازمان استاندارد شده و با سیستم های خارجی دارای اشتراک باشد .

عملکرد ها : مانند هر قانون دیگری در یک سازمان اگر مدیریت اطلاعات تولید بطور موثری اجرا شود , نیاز به پروسه های دیگری دارد که جهت اطمینان یافتن از اجرای دقیق روند مدیریت اطلاعات تولید وجود داشته باشند تا مردم به طور صحیح مورد آموزش قرار گرفته و شیوه ها را دنبال کنند و نکاتی در مورد افزایش تولید آزمایش و حفظ شود .

کیفیت :  Garbage In  و – Garbage outبرای پذیرفته شدن و تاثیر گذاشتن پروسه های مدیریت اطلاعت تولید یک کارخانه باید بطورتان پیش کیفیتی بسیاری را ارائه دهد . این کار نیاز به آزمایش و اطمینان از کیفیت در مورد هم اطلاعات و هم شیوه های به کار برده برای دستیابی به آن را دارد .

فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات

۱- تعریف فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات عبارتست از کاربرد رایانه‌ها و دیگر فناوری‌ها برای کار با اطلاعات. در اینجا هر گونه فناوری اعم از هر گونه وسیله یا تکنیک مد نظر است. عموماً در فناوری اطلاعات به اشتباه، کار با اطلاعات تنها از طریق فناوری‌های رایانه و ارتباطات و محصولات مرتبط مد نظر قرار گرفته است. باید توجه داشت که واژه فناوری عبارتست از مطالعه چگونگی استفاده از ساخته‌های بشری در دستیابی به اهداف و مقاصدی مانند ارائه محصولات و خدمات؛ این واژه تنها به خود مصنوعات بشری اشاره نمی‌کند.

۲- کاربرد‌های فناوری اطلاعات

(۱) سیستم‌های اطلاعات

(۲) کار با رایانه به صورت شخصی۱

(۳) علم و پژوهش

(۴) کنترل فرایند یا وسیله

(۵) آموزش

(۶) طراحی با کمک رایانه۲

(۷) هوش مصنوعی

۳- سیستم اطلاعات و فناوری اطلاعات

یک سیستم اطلاعات سیستمی برای پردازش، ذخیره، تحلیل، و اشاعه اطلاعات در دستیابی به یک مقصود مشخص است. سیستم اطلاعات حتماً نباید رایانه‌ای باشد یا از دیگر فناوری‌ها استفاده کند اگر چه امروزه استفاده از رایانه در سیستم‌های اطلاعات گریزناپذیر است. یک کابینت نگهداری پرونده‌ها یک سیستم اطلاعات در شکل ابتدایی است. سیستم‌های اطلاعات حوزه‌ای متفاوت از فناوری اطلاعات است اگر چه هر دو با اطلاعات سر و کار دارند.

اگر طبق تعریف سیستم‌های اطلاعات، فرایندهای جمع‌آوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی و اشاعه اطلاعات مد نظر باشد آنگاه سیستم‌های اطلاعات حوزه‌ای وسیع‌تر از فناوری اطلاعات است چرا که فناوری اطلاعات به نحوه استفاده از فناوری‌ها در انجام فرایندهای فوق معطوف می‌شود در حالیکه سیستم‌های اطلاعات به چیستی و چگونگی، مسائل و ابعاد سیاسی، اقتصادی، فنی و ملاحظات امکانپذیری، طراحی و مدیریت سیستم موردنیاز می‌پردازد. اگر خود را محدود به سیستم های اطلاعات نکنیم آنگاه سیستم های اطلاعات و فناوری اطلاعات دو حوزه جدا از هم هستند.

۴- فناوری اطلاعات و علوم رایانه۳

تفاوت‌های فناوری اطلاعات و علوم رایانه را می‌توان در دو سطح حرفه‌ای و آموزشی به شکل زیر بیان کرد:

۴-۱- سطح حرفه‌ای

(۱) متخصصان علوم رایانه به ساخت و تعمیم فناوری تمایل دارند در حالیکه فناوران اطلاعات به کاربرد فناوری در حل مسائل واقعی علاقه‌مندند.

(۲)متخصصان علوم رایانه معطوف به خود رایانه هستند و اینکه چگونه کار می‌کند در حالیکه فناوران اطلاعات به رایانه به عنوان ابزاری برای حل مسائل نگاه می‌کنند.

(۳) فناوران اطلاعات نیاز به فناوری را تعیین می‌کنند در حالیکه متخصصان علوم رایانه فناوری مورد نیاز را تولید می‌کنند.

۴-۲- سطح آموزشی

(۱) در علوم رایانه تأکید بیشتری نسبت به فناوری اطلاعات بر برنامه‌نویسی است.

(۲) فناوران اطلاعات نرم‌افزارهای کاربردی تولید می‌کنند اما سبک برنامه‌نویسی متفاوت از علوم رایانه است. پروژه فناوری اطلاعات عموماً شامل کنار هم قراردادن اجزاء در محیط برنامه‌نویسی سطح بالا و ایجاد رابط کاربر برای کار با آن اجزاست. نرم افزارهای متخصصان علوم رایانه شامل برنامه‌های بزرگتر است که به شکل سنتی نوشته می‌شوند و تمرکز بر معماری نرم‌افزار و موضوعات الگوریتمی است.

(۳) علوم کامپیوتر به ریاضیات بیشتر وابسته است چرا که تعمیم فناوری های تولید شده نیازمند یک پایه ریاضی است.

(۴) برنامه آموزشی علوم کامپیوتر عمیق‌تر است از این جهت که پیش‌زمینه‌های بیشتری برای سطوح متوسط و پیشرفته می‌خواهد. فناوری اطلاعات پیش‌زمینه کم‌عمق‌تری می‌خواهد که از این طریق امکان انتقال دانشجویان به رشته فناوری اطلاعات از دیگر رشته‌های اصلی را امکان‌پذیر می‌سازد.

پی‌نوشت‌ها

——————————————————————————–

  1. personal computing

  1. Computer-Aided Design (CAD)

  1. computer science

  1. فناوری اطلاعات (Information Technology)

تعریف : فناوری اطلاعات عبارتست از کاربرد رایانه‌ها و دیگر فناوری‌ها برای کار با اطلاعات.

شرح : فناوری اطلاعات حوزه‌ای است که در تمام موضوعات علمی و کاربردی مورد استفاده قرار می‌گیرد و موضوعات مدیریت و مهندسی صنایع و حوزه‌های مرتبط نیز از این قاعده مستثنی نیستند. بنابراین هم‌سطح با این موضوعات د….

  1. سیستم‌های اطلاعات (Information Systems)

تعریف : یک سیستم کامل طراحی شده برای تولید، جمع‌آوری، سازماندهی، ذخیره، بازیابی و اشاعه اطلاعات در یک مؤسسه، سازمان یا هر حوزه تعریف شده دیگر از جامعه.

شرح : اطلاعات منبعی ضروری برای انجام عملیات و مدیریت سازمانهاست. موجودی انبار، تعداد اقلام خریداری شده یا فروخته شده، میزان بودجه و مقادیر تخصیص یافته آن، مدت زمان تولید محصول، مشخصات نیروی انسانی و . . . ا….

  1. آشنایی با سیستم‌های اطلاعات

 امیدوار، مجید [تمام متن]

چکیده : در این مقاله سیستم های اطلاعات و سیستم های اطلاعات سازمانی تعریف می‌شوند و انواع معمول سیستم های اطلاعات سازمانی شامل سیستم‌ پردازش مبادلات، سیستم اطلاعات مدیریت و سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری شرح داده می‌شوند.

کلیدواژه : سیستم اطلاعات؛ سیستم اطلاعاتی؛ سیستم اطلاعات سازمانی؛ سیستم پردازش مبادلات (TPS)؛ سیستم اطلاعات مدیریت (MIS)؛ سیستم پشتیبان تصمیم‌گیری (DSS)

نکات کاربردی برای مدیران

تحت شرایط زیر امکان دارد فرهنگ سازمانی تغییر کند :

  1. بحران شدید: وجود چنین ضربه ای می تواند وضع موجود را دگرگون سازد و جنبه های معقول یا ذی ربط فرهنگ حاکم را مورد پرسش قرار دهد. نمونه های آن وخیم شدن وضع مالی شرکت، خسارت سنگینی که یکی از مشتریان عمده متحمل شده یا تغییرات تکنولوژیک است که شرکت رقیب به آن دست یافته است.
  2. جابجای رهبر: هنگامی که مقام ارشد یا بالاترین مقام سازمانی تغییر کند می تواند مجموعه ای از ارزش های اصولی به سازمان بیاورد که این نیز گونه ای تحول یا دگرگونی شدید به حساب می آید.
  3. سازمان تازه تأسیس و کوچک: اگر سازمان تازه تأسیس و کوچک باشد دارای فرهنگ پابرجا نخواهد بود. به همین شیوه اگر سازمان کوچک باشد مدیریت می تواند به صورتی راحت تر ارزش های جدید ارائه کند.
  4. فرهنگ ضعیف: اگر فرهنگ فراگیر باشد همه اعضا در مورد ارزش های آن توافق نظر داشته باشند ایجاد تغییر با مشکلات زیادی رو به رو می شود. فرهنگ ضعیف (در مقایسه با فرهنگ قوی) راحت تر تغییر می کند.

لازم به یادآوری است که اگر همۀ این شرایط وجود داشته باشد، بازهم نمی توان مدعی شد که به طور حتم فرهنگ سازمان تغییر می کند. گذشته از این ایجاد تغییرات عمده نیاز به دوره های زمانی بلند مدت دارد. بنابراین باید توجه کرد که فرهنگ سازمانی اثرات شدید بر رفتار اعضا دارد، به ویژه در کوتاه مدت و میان مدت، و به ندرت امکان دارد مدیریت بتواند از این بابت اعمال نفوذ نماید.

کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی و تکنولوژی

کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی و تکنولوژی

 

قرن حاضر، قرن رقابت سرعت، کیفیت و بهره‌وری است و لازمه ادامه حیات سازمان در عصر حاضر، درک زمان و شرایط و برنامه‌ریزی برای استفاده از این تحولات و همگام شدن با آنهاست به این معنی که امروزه نمی‌توان یک واحد تولیدی یا صنعتی پیشرفته و بزرگ را  با تکیه بر مدیریت سنتی اداره کرد؛ بلکه باید با استفاده از مدیران کارآمدو اثربخش در بخش‌های مختلف یک سازمان، مانند بخش تولید و یا بخش نیروی انسانی، راه رسیدن به اهداف سازمانی را هموار نمود.  یکی از علل عدم موفقیت در بسیاری از صنایع این است که بسیاری از مدیران این سازمانها فارغ التصیل و دانش آموخته مدیریت صنعتی نیستند.

دروس کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی

از جمله دروسی که دانشجویان مدیریت صنعتی در مقطع ارشد می گذرانند می توان به: بررسی مسائل انسانی در صنعت، تحلیل آماری، مدیریت استراتژیک صنعتی، حسابداری مدیریت و …  اشاره نمود. البته دروس تخصصی با توجه به زیر گرایش تعیین می شود. دروسی مانند: سیستم های صف، اصوصل شبیه سازی، مدیریت کیفیت و بهره وری، برنامه ریزی و کنترل موجودی ها و ….

بازار کار کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی

 کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی دارای سه بعد اصلی فنی و تکنیکی ، بعد مالی و بعد رفتاری و اجتماعی می باشد که بعد فنی و تکنیکی در دروس تحقیق در عملیات و کنترل پروژه ، بعد مالی در درسهایی مانند حسابداری صنعتی و بعد رفتاری و اجتماعی در دروس رفتار سازمانی، مدیریت منابع انسانی و تئوریهای مدیریت مورد توجه قرار می گیرد؛ البته برخی از دروس این گرایش مانند مدیریت تولید و عملیات به هر سه این ابعاد می‌پردازد. فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی می توانند در قسمتهای مدیریت تولید، اداره حفاظت فنی و قسمت کنترل کیفیت کالا مشغول بکار شوند. این مدیران آموزش دیده توانایی فعالیت در امور مربوط به مدیریت و کنترل پروژه را دارند و با تسلط بر      نرم افزار های این رشته می توانند بازار کار بسیار جذابی داشته باشند.

ادامه تحصیل در گرایش مدیریت صنعتی

 کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی دارای دو زیر گرایش است: مدیریت تولید و تحقیق در عملیات که گرایش تحقیق در عملیات از چمله گرایش هایی است که در بسیاری از دانشگاههای امریکا و کانادا در دانشکده های مدیریت ارائه می شود. دانشجویان گرایش مدیریت تولید نیز می توانند آینده آکادمیک روشنی داشته باشند.

منبع: http://www.3gaam.com/

ضرایب دروس کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت صنعتی و تکنولوژی ۹۵-۹۶

جدول زیر شامل ضرایب رشته مدیریت صنعتی (گرایشهای تولید، تحقیق در عملیات و مالی) و مدیریت تکنولوژی (گرایشهای نوآوری تکنولوژی، انتقال تکنولوژی، استراتژیهای توسعه صنعتی، سیاست های تحقیق و توسعه) می باشد

شماره دفترچه نام درس ضریب رشته صنعتی ضریب رشته تکنولوژی تعداد سوالات زمان پاسخگویی
۱ زبان عمومی و تخصصی ۳ ۳ ۳۰ ۱۵۰
اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام ۲ ۲ ۱۵
تئوری های مدیریت ۳ ۳ ۳۰
تحقیق در عملیات ۳ ۲ ۱۵
ریاضی و آمار ۳ ۲ ۲۰
اقتصاد خرد و کلان ۲ ۲ ۲۰
مدیریت تولید ۳ ۲ ۱۵