حسابداری حسابرسی

حسابداری حسابرسی

 

معرفی رشته
  دوره کاردانی حسابداری یکی از دوره های تحصیلی آموزش عالی است و هدف از آن آموزش و تربیت افرادی است که پس از یک آموزش دو ساله وارد بازار کار گردیده و قسمتی از نیازهای کشور را در زمینه امور مالی و حسابداری تامین نمایند.
طول دوره و شکل نظام:
طول دوره کاردانی حسابداری 2 سال است و کلیه دروس آن در مدت 4 نیمسال ارائه و برگزار می شود. طول هر نیم سال تحصیلی 17 هفته می باشد. علاوه بر این دانشجویان این دوره برای تسلط بیشتر مباحثی که در کلاسهای درس ارائه می شود موظف هستند به مدت 3 ماه زیر نظر استادان موسسه آموزش عالی مربوطه کارآموزی نمایند. بدیهی است که این سه ماه بطول مدت تحصیل دانشجویان این دوره اضافه می گردد.
ضرورت و اهمیت:
از آنجائیکه حجم کار حسابداری در موسسات مختلف بازرگانی و صنعتی و نیز در موسسات حسابرسی زیاد و مستلزم صرف فرصت بسیار می باشد، فارغ التحصیلان دوره کاردانی حسابداری می توانند با ورود و اشتغال به کار در این قبیل موسسات کمک موثری به مسئولان قسمتها و دوایر حسابداری نموده و با انجام کارهای جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات حسابداری بار زیادی را از دوش آنان بر دارند و حتی در موسسات کوچک خود مسئولیت امور حسابداری را عهده دار گردند.
سطوح رشته

 

نام دانشگاه کاردانی کارشناسی ارشد دکترا
وزارت اقتصاد
درس های رشته

 

آمار کاربردی ابررسانایی و کاربرد آن اصول تنظیم و کنترل بودجه دولتی
اصول حسابداری 1 اصول حسابداری 2 اصول حسابداری 3
اصول علم اقتصاد 1 اصول علم اقتصاد 2 پژوهش عملیاتی
پول و ارز و بانکداری حسابداری پیشرفته 1 حسابداری پیشرفته 2
حسابداری صنعتی 1 حسابداری مالیاتی حسابداری میانه 1
حسابداری دولتی 1 حسابداری دولتی 2 حسابداری صنعتی 2
حسابداری میانه 2 حسابرسی صنعتی 3 حسابرسی 1
حسابرسی 2 حسابرسی 3 حسابرسی دولتی
حسابرسی سیستم های حسابداری کامپیوتری حقوق اساسی و آشنایی با تشکیلات دولت جمهوری اسلامی حقوق تجارت ( بازرگانی)
حقوق و مقررات مدنی روشهای تحقیق و ماخذشناسی ریاضیات پایه
ریاضیات کاربردی زبان تخصصی حسابداری 1 زبان تخصصی حسابداری 2
مالیه عمومی و خط مشی مالی دولت ها مبانی رفتار سازمانی مبانی سازمان و مدیریت
مبانی و کاربرد کامپیوتر در مدیریت مدیریت تولید مدیریت مالی 1
مدیریت مالی 2 کلیات حقوق
صنعت و بازار کار
  فارغ التحصیلان دوره کاردانی حسابداری قادر به انجام فعالیتهای زیر خواهند بود:
• انجام کلیه امور حسابداری در موسسات کوچک بازرگانی و صنعتی
• انجام کارهای دفترنویسی و جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات مالی و حسابداری در موسسات بزرگ تجارتی و صنعتی زیر نظر سرپرستان مربوطه

آینده شغلی و بازار کار رشته حسابداری در ایران

آینده شغلی و بازار کار رشته حسابداری در ایران

به نظر می‌رسد فارغ‌التحصیلان دوره‌های تحصیلات تکمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار کار دارند.
فرصت‌های شغلی یک حسابدار بسیار گسترده است و از پایین‌ترین سطح تا بالاترین سطح را در بر می‌گیرد. با وجود این که در دانشگاههای مختلف کشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تحصیل می‌کنند، اما تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار این رشته از سایر رشته‌ها کمتر است. چون از یک موسسه کوچک گرفته تا بزرگترین کارخانه‌های کشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.
همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات کاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امکان‌پذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شرکتها اعم از دولتی و خصوصی می‌باشد.
فارغ‌التحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل می‌توانند در سطوح مختلف و شاخه‌های متفاوت عهده‌دار انجام امور مالی گردند که شرح آن چنین است:

حسابداری:
فارغ‌التحصیلان می‌توانند در کلیه مؤسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخه‌های زیر مشغول کار شوند.
حسابداری مالی: در کلیه شرکتها و مؤسسات تجاری و غیرانتفاعی.
حسابداری صنعتی : در کلیه واحدهای صنعتی و شرکتهای تولیدی.
حسابداری دولتی : در کلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذی حساب.
حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.
حسابداری بیمه : در مؤسسات بیمه .
حسابداری بانکها : در شعبه‌ها و سرپرستی بانکها .

همچنین حسابداران پس از مدتی اشتغال به کار حسابداری می‌توانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.
حسابرسی :
فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخه‌های حسابداری در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می‌شوند :
حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیأت مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیأت مدیره ارائه می‌دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می‌کنند.
حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در مؤسسات حسابرسی مشغول به کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این مؤسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می‌کنند. در واقع حسابرسان مستقل، رابط میان صاحبان شرکت و هیأت مدیره شرکت می‌باشند.
در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین مؤسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می‌باشند.
وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر
آموزش حسابداران و شرکت مؤثر آنها در فراهم‌آوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در کشور در حال توسعه‌ای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا که وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیت‌های اقتصادی، نه تنها لازم بلکه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیت‌های اقتصادی که بوسیله نظام‌های حسابداری گزارش می‌شود، می‌تواند از انحراف مسیر پیش‌بینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامه‌های توسعه اقتصادی جلوگیری کند.
فارغ‌التحصیلان توانمند این رشته مشکلی در زمینه کار ندارند ؛ چون هر فرد سرمایه‌گذار و هر مؤسسه اعتباری برای سرمایه‌گذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد.

معيارهاى بودجه‌بندى سرمايه‌اى

معيارهاى بودجه‌بندى سرمايه‌اى
  • دوره برگشت سرمایه
  • ارزش فعلی خالص
  • نرخ بازده

دوره برگشت سرمايه

          از ميان معيارهاى مربوط به بودجه‌بندى سرمايه‌اي، محاسبه و درک دوره برگشت از بقيه ساده‌تر است. ”دوره برگشت ـ payback“ مدت زمانى است که در آن مدت (برحسب سال) مجموع جريان‌هاى نقدى ورودى با مبلغ خالص سرمايه‌گذارى برابر مى‌شود؛ به‌عبارت ديگر دوره برگشت سرمايه مدت زمانى است که در آن طرح به نقطه سربه‌سر مى‌رسد.

محاسبه دوره برگشت سرمايه

          مدت زمانى‌که جريان‌هاى نقدى حاصل از سرمايه‌گذارى به‌صورت اقساط مساوى بازيافت مى‌شود دورهٔ برگشت سرمايه با تقسيم کردن خالص سرمايه‌گذارى طرح بر مقدار يک قسط (جريان نقدى يک سال) محاسبه مى‌شود.

تفسير دوره برگشت سرمايه

          دوره برگشت سرمايه نشان‌دهنده مدت زمانى است که از محل جريان‌هاى نقدى ورودي، مبلغ خالص سرمايه‌گذارى برگشت مى‌شود. اين معيار نشان‌دهنده سودآورى يک طرح سرمايه‌گذارى نيست؛ زيرا در اين روش به جريان‌هاى نقدى ورودى پس از دوره برگشت سرمايه توجهى نمى‌شود؛ به‌علاوه در فرآيند محاسبه دوره برگشت سرمايه مسئله ارزش زمانى پول موردتوجه قرار نمى‌گيرد.

نقاط‌قوت و ضعف دوره برگشت سرمايه

          دوره برگشت سرمايه نخستين معيار مالى است که مورد قبول همگان قرار گرفته است و همچنان کاربرد نسبتاً زيادى دارد، زيرا:

۱. به‌راحتى درک مى‌شود؛

۲. محاسبه آن آسان است؛

۳. به‌راحتى تفسيرپذير است؛

اين معيار دو ضعف عمده نيز دارد:            

          ۱. با اين معيار نمى‌توان سودآورى طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى را مقايسه کرد.

          ۲. در محاسبه اين معيار، ارزش زمانى پول به حساب نمى‌آيد.

          اگر مبناى قضاوت براى رد يا قبول طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى مدت دوره برگشت سرمايه باشد، استفاده از اين معيار تصميم‌گيرى‌هاى نادرستى به‌دنبال خواهد داشت؛ به‌عبارت ديگر اگر کسى از اين معيار به‌دليل ساده بودن آن استفاده مى‌کند، نبايد از ناتوانى آن در برآورد سود و ارزش زمانى پول غافل بماند.

ارزش فعلى خالص

          ارزش فعلى خالص يکى از بهترين معيارهائى است که بدان‌وسيله طرح‌هاى سرمايه‌اى را ارزيابى مى‌کنند.

          ”ارزش فعلى خالص ـ ivet present value“ عبارت است از مجموع ارزش فعلى جريان‌هاى نقدى ورودي، منهاى ارزش فعلى کل وجوهى که در زمان حال سرمايه‌گذارى مى‌شود؛ به‌عبارت ديگر ارزش فعلى هر نوع فعاليتى (که مستلزم جريان‌هاى نقدى ورودى و خروجى در يک دورهٔ زمانى است) عبارت است از ارزش فعلى کل جريان‌هاى نقدى ورودى منهاى ارزش فعلى کل جريان‌هاى نقدى خروجي. اگر مبلغى خالص مجموع سرمايه‌گذارى در زمان صفر صورت گيرد، ارزش فعلى خالص اين‌گونه تعريف مى‌شود: کل ارزش فعلى جريان‌هاى نقدى ورودى منهاى مبلغ خالص سرمايه‌گذاري. ارزش فعلى خالص بر مبناى واحد پول (مانند ريال يا دلار) سنجيده مى‌شود.

محاسبه ارزش فعلی خالص طرح

تفسیر ارزش فعلی خالص

نقاط‌ضعف و قوت ارزش فعلی خالص

محاسبه ارزش فعلى خالص طرح

          از آنجا که ارزش فعلى خالص ممکن است مثبت، صفر يا منفى باشد، بايد کاملاً متوجه علامت جبرى اين معيار باشيم.

تفسير ارزش فعلى خالص

          براى محاسبه ارزش فعلى خالص (در بودجه‌بندى سرمايه‌اي) از عامل حداقل نرخ بازده استفاده مى‌کنند.ارزش فعلى خالص را چندگونه مى‌توان تفسير کرد:

          ۱. اگر مقدار ارزش فعلى خالص مثبت، يعنى بزرگ‌تر از صفر باشد، نرخ بازده طرح سرمايه‌گذارى بيش از حداقل نرخ بازده موردنظر است.

          ۲. اگر مقدار ارزش فعلى مساوى با صفر شود، نرخ بازده طرح سرمايه‌گذارى با حداقل نرخ بازده موردنظر برابر است.

          ۳. اگر مقدار ارزش فعلى خالص منفى شود، نرخ بازده طرح سرمايه‌گذارى کمتر از حداقل نرخ بازده موردنظر است.

          ۴. ارزش فعلى خالص مثبت به معنى اين است که ارزش فعلى خالص سودهائى که از محل يک قلم سرمايه‌گذارى به‌دست مى‌آيد از خالص مبلغى که در زمان کنونى سرمايه‌گذارى مى‌شود، بيشتر است. ولى ارزش فعلى خالص منفى بدان معنى است که ارزش فعلى خالص سودهاى حاصل از يک قلم سرمايه‌گذارى از ارزش فعلى خالص که در زمان کنونى سرمايه‌گذارى مى‌شود، کمتر است.

نقاط‌ضعف و قوت ارزش فعلى خالص

          اصولاً در محاسبهٔ ارزش فعلى خالص به ميزان سود توجه مى‌شود و در محاسبه آن، ارزش زمانى پول مورد توجه قرار مى‌گيرد؛ در نتيجه با استفاده از آن مى‌توان در مورد طرح‌هاى سرمايه‌گذارى که هدف از اجراء آنها تحصيل سود است و براى چندين سال داراى جريان نقدى مى‌باشد) قضاوت کرد.

          از آنجا که ارزش فعلى خالص طرح‌ها را برحسب واحد پول (ريال) مى‌کنند، براى موارد ذيل مى‌توان از آن استفاده کرد:

۱. ارزيابى انواع طرح‌ها سرمايه‌گذارى

۲. انتخاب مناسب‌ترين طرح

۳. محاسبه تأثيراتى که ارقام تشکيل‌دهندهٔ بودجه سرمايه‌اى شرکت در ثروت سهامداران دارد

          محاسبه ارزش فعلى خالص در مقايسه با دوره برگشت سرمايه مشکل‌تر است و از آنجا که اين رقم براساس نرخ بازده ”واقعي“ طرح استوار نيست، در تفسير آن بايد احتياط کرد. اگر نرخ بازدهى که بر مبناى آن ارزش فعلى جريان‌هاى نقدى محاسبه مى‌شود تقريباً هماهنگ با نرخ بازده موردنظر نباشد، احتمال دارد ارزش فعلى خالص طرح باعث گمراهى شود و احياناً طرح‌هائى پذيرفته شوند که داراى نرخ بازده نسبتاً پائين هستند يا برعکس طرح‌هائى رد شوند که نرخ بازده مطلوبى دارند. به هر حال ارزش فعلى خالص از مفاهيم مشکل بودجه‌بندى سرمايه‌اى است.

نرخ بازده

          نرخ بازده داخلى (IRR ـ internal rate of return) يک طرح را به اين‌صورت تعريف مى‌کنند:

          نرخ تنزيلى که ارزش فعلى خالص طرح را صفر مى‌کند؛ بنابراين نرخ بازده داخلى عبارت است از متوسط نرخ بازده سالانه يک طرح. توجه کنيد که نرخ بازده داخلى را به‌صورت درصد بيان مى‌کنند.

محاسبه نرخ بازده داخلى

          با توجه به نوع جريان‌هاى نقدى (که به‌صورت اقساط باشند يا خير) روش محاسبه نرخ بازده داخلى فرق مى‌کند.

          زمانى‌که جريان‌هاى نقدى به‌صورت اقساط سالانه باشند. اگر جريان‌هاى نقدى حاصل از يک طرح سرمايه‌گذارى به‌صورت اقساط مساوى سالانه باشد، محاسبه نرخ بازده داخلى بسيار ساده است.

تفسير نرخ بازده داخلى

          در صورت يکسان بودن ساير شرايط، اگر ميزان خالص سرمايه‌گذارى دو طرح مساوى باشد ولى نرخ بازده داخلى آنها متفاوت باشد، طرحى که داراى نرخ بازده داخلى بيشترى است بر ديگرى برترى دارد. اگر ميزان خالص سرمايه‌گذارى در اين دو طرح متفاوت باشد، انتخاب يکى از دو طرح (با توجه به بودجه‌بندى سرمايه‌اي) بسيار مشکل خواهد شد.

نقاط‌قوت و ضعف نرخ بازده داخلى

          در محاسبه نرخ بازده داخلي، ارزش زمانى پول در نظر گرفته مى‌شود و اين نقطه قوت يا حُسن اين معيار است. با اين معيار متوسط نرخ بازده سالانه طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى را، با توجه به جريان‌هاى نقدى محاسبه مى‌کنند. بيان نرخ بازده داخلى به‌صورت درصد، مزيت بزرگان است؛ زيرا بيشتر مديران به‌راحتى مى‌توانند ميزان مطلوب بودن يک طرح را با توجه به رقم نرخ بازده داخلى تشخيص دهند.

          از بين معيارهاى سه‌گانه ارزيابى طرح‌ها، محاسبه نرخ بازده داخلى از همه مشکل‌تر است. اگر اقساط يا جريان‌هاى نقدى ورودى به‌صورت يکسان و مساوى نباشند، محاسبات زيادى بايد انجام داد. اگرچه استفاده از روش‌هاى مبتنى بر جريان‌هاى نقدى ”غالب“ يا مبتنى بر ”ميانگين موزون جريان‌هاى نقدي“ از سنگينى بار محاسبات مى‌کاهد، نمى‌توان ادعا کرد که در هر وضعى مى‌توان از اين روش‌ها استفاده کرد. عيب بزرگ اين معيار ضعفى است که در برابر متفاوت بودن مبلغ خالص سرمايه‌گذارى دارد؛ در نتيجه بايد گفت که معيار نرخ بازده داخلى در انتخاب طرح‌هاى سرمايه‌اى کاربرد محدودى دارد.

بودجه‌بندى سرمايه‌اى در وضعيت‌هاى نامطمئن

  • ریسک و بازده
  • روش‌های آماری برای محاسبهٔ ریسک و بازده
  • ریسک بازده و ارزش فعلی خالص طرح

ريسک و بازده

          هنگامى‌که جريان‌هاى نقدى طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى مشخص باشد براى ارزيابى مطلوبيت طرح‌هاى موردنظر از ارزش فعلى خالص استفاده مى‌کنند؛ اما زمانى‌که جريان‌هاى نقدى به‌طور قطع و يقين مشخص نباشد يعنى در وضعيت مطمئن نباشيم، علاوه بر محاسبه سود يا بازده بايد از معيار ديگرى نيز براى محاسبه ريسک استفاده کنيم. بنابراين مطلوب بودن طرح سرمايه‌گذارى (در وضعيت نامطمئن) بايد براساس مقدار بازده و ريسک آن ارزيابى شود.

          زمانى وضعيت نامطمئن است که مقدار جريان‌هاى نقدى آينده به‌طور يقينى مشخص نباشد. اگر درجه احتمال هريک از جريان‌هاى نقدى ممکن طرح مشخص باشد، مى‌توان ريسک آن طرح را در وضعيت نامطمئن محاسبه کرد. در اين مبحث ”ريسک“ و ”عدم اطمينان“ با يکديگر مترادف هستند.

  • ریسک در چارچوب بودجه‌بندی سرمایه
  • مفروضات بودجه‌بندی سرمایه‌ای
  • مفروضات رفتاری

ريسک در چارچوب بودجه‌بندى سرمايه

          در مبحث بودجه‌بندى سرمايه‌اي، با ريسک تجارى سروکار داريم؛ زيرا روش‌هاى بودجه‌بندى سرمايه‌اى به ما کمک مى‌کنند تا ساختار دارائى‌هاى شرکت را تعيين کنيم. طرحى ريسک تجارى دارد که ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى آن قابل پيش‌بينى نباشد.

          روش‌هائى را که براى بيان جريان‌هاى نقدى به‌کار مى‌بريم، بايد داراى خصوصيات زير باشد:

          ۱. مجموعهٔ جريان‌هاى نقدى احتمالى مربوط به ميزان خالص سرمايه‌گذارى‌ها تعيين‌شدنى باشد.

          ۲. مجموعهٔ جريان‌هاى نقدى احتمالى هر دوره تعيين‌شدنى باشد.

          ۳. مقادير موجود در هر مجموعه بايد ناسازگار باشند و اين بدان معنى است که در هر مجموعه فقط يک رخداد واقع خواهد شد.

          ۴. در مجموعهٔ احتمالي، تمام حالت‌هاى ممکن بايد در نظر گرفته شده باشد. به‌طورى که يکى از آن حالت‌ها حتماً اتفاق بيفتد.

مفروضات بودجه‌بندى سرمايه‌اى

          در بودجه‌بندى سرمايه‌اى در وضعيت‌هاى نامطمئن، علاوه برمفروضات مبحث (بودجه‌بندى سرمايه‌اى در وضعيت مطمئن: تصميم‌گيري)، از مفروضات ديگرى هم استفاده خواهيم کرد. مفروضاتى ک در وضعيت‌هاى مطمئن و نامطمئن مورد توجه قرار مى‌گيرند از اين قرار هستند:

          ۱. داده‌هاى اصلى که معرف طرح سرمايه‌گذارى هستند عبارتند از: ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى آينده طرح.

          ۲. وجوه نقد در پايان سال به‌ درون شرکت جريان خواهند يافت.

          ۳. فقط از الگوهاى متعارف جريان‌هاى نقدى استفاه مى‌شود.

          ۴. شرکت موردنظر با جيره‌بندى سرمايه‌اى روبه‌رو نيست.

          مفروضات خاصى که بايد در مورد ميزان خالص سرمايه‌گذارى و بازده موردنظر در وضعيت‌هاى نامطمئن در نظر گرفت عبارتند از:

          ۱. مقادير ممکن مبلغ خالص سرمايه‌گذارى هر طرح مشخص است (رخدادها ناسازگار هستند و وقوع يکى از آنها حتمى است).

          ۲. مقادير متحمل جريان‌هاى نقدى احتمالى بايد دقيقاً مشخص باشد (رخدادها ناسازگار هستند و وقوع يکى از آنها حتمى است).

          ۳. فرض بر آن است که نرخ بازده موردنظر شرکت تابعى است از ريسک و بازده طرحى که در وضعيت‌هاى نامطمئن به اجراء درمى‌آيد.

مفروضات رفتارى

          براى تشريح روشى که مديرمالى به کمک آن طرح‌ها را در شرايط نامطمئن ارزيابى مى‌کند، بايد مفروضات خاصى را در نظر گرفت. به‌طور کلي، فرض بر اين است که مديران ريسک‌گريز هستند. اين بدان‌معنى است که مديران، طرح‌هاى مخاطره‌آميز (داراى ريسک) را نمى‌پذيرند؛ مگر اينکه سود مورد انتظار آنها زياد باشد که فقط در آن‌صورت امکان دارد چنان ريسکى را بپذيرند. به‌عبارت ديگر ريسک‌گريز بودن بدان‌معنى است که مديران فقط در صورتى ريسک‌هاى اضافى را خواهند پذيرفت که بازده سرمايه‌گذارى تا مبلغ قابل‌توجهى افزايش يابد.

          مى‌توان از منحنى بى‌تفاوتى R (در نمودار F) که داراى شيب صعودى است براى نشان دادن ريسک‌گريز بودن مديران استفاده کرد. در روى اين منحنى هر نقطه نشان‌دهنده مقدار بازدهى است که مديران در ازاء پذيرفتن آن مقدار از ريسک انتظار دارند دريافت کنند. براى مثال، فرض کنيد نقطهٔ A نشان‌دهنده کل ريسک شرکت و نقطه B نشان‌دهنده بازده موردنظر (براى پذيرفتن آن ريسک) است. براى اينکه شرکت خود را در معرض ريسک´A قرار دهد، انتظار دارد که بازده مورد انتظار به نقطه ´B برسد. افزايش ريسک از نقطه A به´A مستلزم اين است که بازده به مقدار بيشترى افزايش يابد و از B به´B برسد. بنابراين، هرقدر شيب منحنى تندتر باشد، شرکت مربوط ريسک‌گريزتر (محافظه‌کارتر) است.

          مسئله ريسک‌گريز بودن مديران دو معيار به‌دست مى‌دهد که مى‌توان با آنها ميزان مطلوبيت طرح‌هاى مخاطره‌آميز (داراى ريسک) را درجه‌بندى کرد. اين دو معيار عبارتند از:

          ۱. اگر بازده مورد انتظار دو طرح يکسان باشد، مدير مالى طرحى را انتخاب مى‌کند که داراى ريسک کمترى است.

          ۲. اگر دو طرح داراى ريسک يکسان باشند، مديرمالى طرحى را ترجيح مى‌دهد که بازدهى مورد انتظار آن بيشتر است.

روش‌هاى آمارى براى محاسبهٔ ريسک و بازده

          براى محاسبه مقادير ريسک و بازده طرح‌هاى سرمايه‌گذاري، از روش‌هاى آمارى استفاده مى‌کنند، داده‌هاى مورد استفاده در اين تجزيه و تحليل عبارتند از: جدول توزيع احتمالات جريان‌هاى نقدى و توزيع احتمالات مبلغ خالص سرمايه‌گذارى‌ها. از جدول توزيع احتمالات مى‌توانيم پارامترهاى زير را محاسبه کنيم.

          ۱. ارزش مورد انتظار (يا ميانگين ـ expected value)

          ۲. واريانس (variance)

          ۳. انحراف معيار (standard devision)

          ۴. ضريب تغييرات (پراکندگى ـ coefficient of variation)

جدول توزیع احتمالات

  • ارزش مورد انتظار یک جدول توزیع احتمالات
  • واریانس و انحراف معیار
  • ضریب تغییرات توزیع احتمالات
  • جدول توزيع احتمالات

          جدول توزيع احتمالات ـ probability distribution جريان‌هاى نقدي، عبارت است از فهرستى از جريان‌هاى نقدى احتمالى که در يک مقطع زمانى خاص به درون شرکت جريان مى‌يابد. احتمال رخداد هريک از جريان‌هاى نقدى نيز مشخص است. از آنجا که جريان‌هاى نقدى ناسازگار و رخداد يکى از آنها حتمى است، مجموع احتمالات به ۱ يا ۱۰۰ درصد مى‌رسد و جدول توزيع احتمالات مى‌تواند به‌صورت منقطع، مجزا يا به‌صورت پيوسته باشد.

ارزش مورد انتظار يک جدول توزيع احتمالات

          در واقعيت مطمئن براى نشان دادن ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى هرساله از جدول توزيع احتمالات جداگانه استفاده مى‌شود. محاسبهٔ ارزش مورد انتظار يک توزيع احتمالات نخستين گام در راه ارزيابى مطلوبيت طرحى است که در وضعيت نامطمئن به اجراء درمى‌آيد. براى اين‌کار جريان نقدى يا ميزان خالص سرمايه‌گذارى طرح را در احتمالاً رخداد مربوط ضرب و سپس حاصل‌ضرب‌ها را با هم جمع مى‌کنيم. براى محاسبهٔ ارزش مورد انتظار يک سال، از معادله زير استفاده مى‌شود: fi = جريان نقدى (i) براى سال t

pi = احتمال رخداد fi

Et = ارزش مورد انتظار و جدول توزيع احتمالات مقادير نقدى در سال t

Σ = يک حرف يونانى و به‌معناى مجموع

Et = ∑ i       ( fi ) ( Pi )

واريانس و انحراف معيار

          دومين پارامتر آمارى که مى‌توان از يک جدول توزيع احتمالات محاسبه کرد، ”واريانس“ است. با استفاده از واريانس، پراکندگى مقادير جدول توزيع احتمالات نسبت به ارزش مورد انتظار محاسبه مى‌شود. به‌طور کلي، هر اندازه پراکندگى بيشتر باشد، واريانس بزرگ‌تر خواهد شد. از واريانس مى‌توان به‌عنوان وسيله‌اى براى اندازه‌گيرى ريسک استفاده کرد.

براى محاسبهٔ واريانس يک جدول توزيع احتمالات، بايد مراحل زير را طى کنيد:         

۱. هريک از جريان‌هاى نقدى را از ارزش مورد انتظار کم کنيد؛

۲. مقدارى را که در شماره ۱ به‌دست آورده‌ايد، به توان ۲ برسانيد؛

۳. عدد به‌دست آمده در شمارهٔ ۲ را در احتمال مربوط به آن ضرب کنيد؛

۴. مقادير به‌دست آمده در شمارهٔ ۳ را با هم جمع کنيد. جمع اين مقادير را واريانس مى‌نامند.

انجام مراحل يادشده به اختصار در فرمول زير آمده است:           

σ۲ = ∑ i       (Et  – fi )۲ ( Pi )

σt ۲= واريانس متعلق به سال t.

ضريب تغييرات توزيع احتمالات

          چهارمين متغير آماري، ضريب تغييرات است. استفاده کردن از ضريب تغييرات راه ديگرى براى محاسبه ريسک يک طرح است. اگر انحراف معيار را بر ارزش مورد انتظار تقسيم کنيم، ضريب تغييرات به‌دست مى‌آيد. براى محاسبهٔ ضريب تغييرات يک سال از معادله زير استفاده مى‌شود:

σ t Vt =       Et

ريسک بازده و ارزش فعلى خالص طرح

  • ریسک صاحبان سرمایه و شرکت
  • بازده و ریسک سرمایه‌گذاران
  • ارزش فعلی خالص طرح بر مبنای نرخ تنزیل تعدیل‌شده
  • ریسک مجموعه سهام و بازده سرمایه

ريسک صاحبان سرمايه و شرکت

          ريسک‌گريزى مديران شرکت‌ها بايد بازتابى از ريسک‌گريزى سرمايه‌گذاران (يعنى صاحبان سهام) شرکت باشد. تصميم مدير شرکت بر سرمايه‌گذارى در طرح‌هاى داراى ريسک، باعث مى‌شود که در نهايت امر، ريسک بر سهامداران شرکت تحميل شود. به‌علاوه، اگر شرکتى اقدام به گرفتن وام يا انتشار سهام ممتاز کرده باشد، صاحبان سهام آن شرکت با ريسک مالى روبه‌رو خواهند شد. براى اينکه توجه خود را معطوف ريسک تجارى کنيم، فرض را بر اين مى‌گذاريم که شرکت وجوه مورد نياز خود را فقط از محل اندوخته کردن سود، افزايش سرمايه تأمين مى‌کند؛ در نتيجه اين شرکت اهرم مالى ندارد و داراى هيچ‌گونه ريسک مالى نخواهد بود. صاحبان سهام شرکت فقط با ريسک تجارى روبه‌رو خواهد بود و نرخ بازده طرح‌هائى که شرکت آنها را به اجراء درمى‌آورد بايد در حدى باشد که بتواند ريسک‌هاى تجارى را که از اين راه به صاحبان سهام عادى تحميل مى‌شود جبران کند.

بازده و ريسک سرمايه‌گذاران

          نرخ بازده دارائى‌هاى مالى (مثل سهام عادي) در يک دوره زمانى مشخص را بازده دوره تملک (holding period returnyield) گويند. اگر ”بازده دوره تملک“ سهام را بر مبناى سالانه محاسبه کنيم، مى‌توانيم آن را ”نرخ بازده داخلي“ بناميم.

          براى محاسبه نرخ بازده دوره تملک سهام عادي، قيمت سهام را در آخر سال از قيمت آن در اول همان سال کسر و سپس سود هر سهم را به حاصل آن اضافه مى‌کنيم آنگاه حاصل جمع را بر قيمت همان سهم در اول دوره تقسيم مى‌کنيم. از آنجا که قيمت فروش سهام و سود هر سهم با گذشت زمان تغيير مى‌کند، نمى‌توان به‌طور قطع و يقين بازده دوره تملک سهام را تعيين کرد و صاحب سهم همواره با اين ريسک روبه‌رو است که بازده واقعى دوره تملک سهام با مقدار مورد انتظار برابر نشود.

ارزش فعلى خالص طرح بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده

          زمانى‌که با طرح‌هاى سرمايه‌اى در وضعيت نامطمئن روبه‌رو مى‌شويم، براى محاسبه نرخ بازده موردنظر سرمايه‌گذاران مى‌توانيم از ”معادله خط ريسک و بازده“ استفاده کنيم. براى محاسبه ”ارزش فعلى خالص طرح بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده ـ”risk adjusted net present value “RANPV“ از اين نرخ استفاده مى‌شود. در نتيجه، ارزش فعلى خالص طرح را بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده به اين‌صورت تعريف مى‌کنند: ارزش فعلى خالص طرح در وضعيت نامطمئن که بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده محاسبه مى‌شود. براى محاسبه ارزش فعلى خالص طرح بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده سه مرحله را بايد گذرانيد:

          ۱. با استفاده از معادله خط ريسک و بازده (معادله زير) نرخ بازده موردنظر را حساب مى‌کنيم.

          Ri =   RF + ( Rm – RF ) Bi

          ۲. با استفاده از معادله A و با توجه به جدول توزيع احتمالات ارزش مورد انتظار جريان‌هاى نقدى طرح را حساب مى‌کنيم.

          ۳. ارزش فعلى خالص طرح بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده را به‌شرح زير محاسبه مى‌کنيم (نرخ تنزل k عبارت است از نرخ بازدهى که در مرحله اول به‌دست آمده است):

   ميزان خالص سرمايه‌گذارى يا ارزش فعلى خالص طرح بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شد

          مفهوم اين معادله چنين است: ارزش فعلى خالص طرح بر مبناى نرخ تنزيل تعديل‌شده مساوى است با مجموع ارزش فعلى جريان‌هاى نقدى (با توجه به توزيع احتمالات) و ارزش فعلى ميزان خالص سرمايه‌گذارى.

ريسک مجموعه سهام و بازده سرمايه

          افراد و سازمان‌هاى سرمايه‌گذار (مثل صندوق‌هاى بازنشستگى و صندوق‌هاى مشترک سرمايه‌گذاري) براى کاهش ريسک سرمايه‌گذارى خود، در سهام شرکت‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى مى‌کنند. اين نوع سرمايه‌گذارى را ”مجموعه اوراق بهاءدار يا پُرتفوى ـ portfolio“ مى‌نامند. از آنجا که اين نوع مجموعه‌ها داراى ريسک است، نرخ بازده آنها نيز داراى ريسک است. به بيان ديگر چه‌بسا نرخ بازده سرمايه‌گذار با نرخ بازده مورد انتظار وى متفاوت باشد. نرخ بازده مورد انتظار يک مجموعه سهام با منظور کردن ضريب احتمال مربوط به آن مجموعه و محاسبه ارزش مورد انتظار آنها تعيين مى‌شود. ريسک مجموعه سهام از راه محاسبه انحراف معيار آن تعيين مى‌شود.

منحنى ريسک و بازده

          شاخص قيمت بورس سهام، داراى نرخ بازدهى است که به‌وسيله ”بازده دوره تملک“ آن تعيين مى‌شود. ريسک اين پرتفوى سهام فقط ريسک سيستماتيک (بر مبناى ضريب بتا مساوى با يک) را دربر مى‌گيرد. ويژگى ريسک و بازده اين شاخص بازار به ما کمک مى‌کند تا معادله‌اى بسازيم که آن را منحنى ريسک و بازده (security market line ـ SML) مى‌نامند و در تعيين نرخ بازده مورد انتظار يک سهم از آن استفاده مى‌کنند.

بتا (β): شاخصى براى تعيين ريسک سيستماتيک

          از ديدگاه دارندهٔ يک پرتفوي، ريسک سيستماتيک پرتفوى مهم است و اين بدان مفهوم است که قضاوت دربارهٔ تک‌تک سهام، نه براساس انحراف معيار بازده آن بلکه بر مبناى ريسک سيستماتيک آن‌ صورت مى‌گيرد. اگر بخواهيم اين مطلب را به‌صورت ديگرى بيان کنيم، بايد بگوئيم که ريسک سيستماتيک هر سهم، تعيين‌کننده نرخ بازدهى است که صاحب آن سهم بايد انتظار کسب آن را داشته باشد (تا براساس آن اقدام به خريد کند).

          در مرحله عمل، ريسک سيستماتيک موجود در يک سهام با ريسک سيستماتيک موجود در کل بازار سهام مقايسه مى‌شود و نتيجه کار، ”شاخص ريسک سيستماتيک“ براى آن سهم به‌خصوص نام دارد. براى محاسبه نرخ بازدهى که خريدار سهم انتظار وصول آن را دارد از اين شاخص استفاده مى‌شود. اين شاخص ريسک سيستماتيک را ضريب بتا ـ Beta coefficient مى‌نامند و آن را با حرف يونانى β نشان مى‌دهند.

          براى محاسبه بتا از شاخص قيمت بورس سهام (که نشان‌دهنده سطح عمومى قيمت سهام در بورس است) استفاده مى‌کنند. ضريب بتا براى يک سهم به‌خصوص به اين‌صورت تعيين خواهد شد که درجه ريسک سيستماتيک آن سهم را با ريسک سيستماتيک متعلق به شاخص قيمت بورس سهام مقايسه مى‌کنند (در بخش پيوست اين مبحث روش آمارى براى محاسبه اين ضريب تشريح شده است). اگر مقدار ضريب بتا که به‌دست مى‌آيد عدد ۱ باشد، ريسک سيستماتيک آن سهم مساوى ريسک سيستماتيک بازار سهام خواهد بود و اين بدان مفهوم است که ”بازده دوره تملک“ آن سهمِ به‌خصوص هماهنگ با کاهش و افزايش نرخ بازده کل سهام تغيير خواهد کرد. اگر ضريب بتا براى يک سهم ۲/۱ باشد، نرخ بازدهى آن سهم ۲۰ درصد بيشتر از تغييرات بازده بازار تغيير خواهد کرد. به همين ترتيب اگر ضريب بتا متعلق به يک سهم به‌خصوص ۹/۰ باشد، بدان مفهوم است که ريسک سيستماتيک آن کمتر از ريسک سيستماتيک کل بازار سهام است و مى‌توان چنين انتظار داشت که تغييرات نرخ بازدهى آن برابر ۹۰ درصد کل تغييرات بازده کل بورس باشد. غالباً براى نشان دادن نوسانات نرخ بازدهى هر سهم از ضريب بتا استفاده مى‌کنند. آنچه بايد کاملاً بدان‌ توجه کرد اين است که ضريب بتا معيارى است براى تعيين درجه تغييرپذيرى و نوسان آن نسبت به تغييرات شاخص بورس سهام يا ميزان ريسک سيستماتيک يک سهم نسبت به ميزان ريسک سيستماتيک کل سهام موجود در بورس.

تجزيه ريسک پرتفوى

          ريسک پرتفوى به دو بخش سيستماتيک و غيرسيستماتيک تقسيم مى‌شود و کاربردهاى نسبتاً مهمى دارد. يک پرتفوى که متشکل از تعداد زيادى سهام است فقط داراى ريسک سيستماتيک است؛ زيرا ريسک‌هاى غيرسيستماتيک يکديگر را حذف و خنثى مى‌کنند. هنگامى‌که تعداد سهام يک پرتفوى به ۴۰ برسد، افزايش سهام نمى‌تواند انحراف معيار آن پرتفوى را کاهش دهد. بنابراين، نرخ بازده مورد توقع صاحب يک پرتفوى (سهامى که داراى ريسک باشد) فقط به نرخ بازده مورد انتظار و ريسک پرتفوى سيستماتيک آن مجموعه بستگى دارد و به هيچ‌وجه به ريسک و بازده تک‌تک آن سهام موجود در بازار بستگى نخواهد داشت. انحراف معيار يک پرتفوى سهام کاملاً متنوع به ريسک سيستماتيک هريک از سهام بستگى دارد.

خريد انواع سهام و کاهش ريسک

          درجه ريسک يک مجموعه سهام (که با محاسبه انحراف معيار آن تعيين مى‌شود) به چندين عامل بستگى دارد که يکى از آنها تعداد سهام آن مجموعه است. افزودن سهام مختلف به مجموعه، اصولاً باعث کاهش انحراف معيار آن مى‌شود. حال اين پرسش مطرح مى‌شود که آيا دو برابر کردن تعداد سهام يک مجموعه مى‌تواند ريسک آن را تا نصف کاهش دهد؟ به‌طور کلي، پاسخ منفى است.

          افزايش تعداد سهام يک مجموعه را به‌اصطلاح ”تنوع بخشيدن ـ diversification“ به آن مجموعه سهام مى‌گويند.

جدول برنامه زمانی ثبت نام وبرگزاری آزمونهای سال ۱۳۹۵ بدین شرح اعلام می گردد

جدول برنامه زمانی ثبت نام وبرگزاری آزمونهای سال ۱۳۹۵ بدین شرح اعلام می گردد

ردیف
نام آزمون
تاریخ ثبت نام
تاریخ برگزاری آزمون
۱
آزمون دکتری سال ۱۳۹۵(نوبت اول)
۹۴/۱۰/۶ تا ۹۴/۱۰/۱۵
۹۴/۱۲/۱۴
۲
آزمون تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد ناپیوسته)
سال ۱۳۹۵
۹۴/۹/۱۶ تا ۹۴/۹/۲۲
۱۶و۹۵/۲/۱۷
۳
آزمون سراسری سال ۱۳۹۵
۹۴/۱۱/۱۹ تا ۹۴/۱۱/۲۸
۲۴و۹۵/۴/۲۵
۴
آزمون دکتری سال ۱۳۹۵(نوبت دوم )
۹۵/۵/۲۴ تا ۹۵/۵/۳۰
۹۵/۸/۷

سوالات متداول در رشته مدیریت

۱) کدام رشته کارشناسی ارشد مدیریت بهتر از سایر رشته‌هاست؟ مدیریت بازرگانی، مدیریت صنعتی، مدیریتدولتی، مدیریت اجرایی، مدیریت MBA، یا مدیریتکارآفرینی؟
اگر بخواهیم تنها بر اساس بازار کار فارغ‌التحصیلان هریک از گرایش‌های رشته مدیریت به سوال فوق پاسخ دهیم، به نظر می‌رسد در شرایط فعلی گرایش‌های مدیریت بازرگانی و MBAاز بازار کار بهتری برخوردار باشند، لکن سایر رشته ها و گرایش ها نیز با توجه به شرایطی که هر فرد دارد می‌تواند مناسب باشد.
رشته مدیریت دولتی برای کسانی که درک مباحث کمّی برایشان دشوار است و احتمالاً در حال حاضر در سازمان‌های دولتی مشغول به کارند یا در آینده شانس استخدام در سازمان‌های دولتی را دارند رشته مناسبی است. همچنین برای دانشجویانی که از رشته‌های غیرمرتبط مانند رشته زبان انگلیسی، حقوق یا ادبیات قصد دارند در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت ادامه تحصیل دهند، گرایش مناسب‌تری است.
رشته مدیریت صنعتی از جمله رشته‌هایی است که متأسفانه جایگاه مشخصی در بازار کار کشور ما ندارد، معمولاً در شرایط برابر، شرکت‌های صنعتی به جای استخدام فارغ‌التحصیلان رشته مدیریت صنعتی، ترجیح می‌دهند فارغ‌التحصیلان رشته مهندسی صنایع را استخدام نمایند، از سوی دیگر سازمان‌های دولتی و سازمان‌هایی مانند بانک‌ها و شرکت‌های بیمه نیز به خاطر این که عنوان این رشته “صنعتی” است، ترجیح می‌دهند فارغ‌التحصیلان رشته‌هایمدیریت دولتی و بازرگانی را استخدام نمایند. از این رو برای کسانی که در مسیر آینده شغلی خود افق روشنی برای استخدام در شرکت‌های صنعتی نمی‌بینند، انتخاب این گرایش توصیه نمی‌شود و بهتر است این افراد در صورت امکان در رشته مهندسی صنایع ادامه تحصیل دهند.
رشته مدیریت اجرایی نیز رشته خوبی است، امّا متأسفانه هنوز در بازار کار و مجامع علمی کشور ما تصویر و برداشت ذهنی خوبی از آن به وجود نیامده است. با این وجود، رشتهمدیریت اجرایی برای افرادی که تجربه کاری و مدیریتی دارند و در حال حاضر نیز در یک سازمان مشغول به کار هستند، می‌تواند انتخاب مناسب و خوبی محسوب شود.
رشته MBA همانگونه که در ابتدای پاسخ به این سوال اشاره شد، تصویر ذهنی موجود در جامعه از رشته MBA، تصویر بهتری از رشته EMBA یعنی رشته مدیریت اجرایی است. حدس زده می‌شود که در آینده فارغ‌التحصیلان رشتهMBA شانس خوبی برای جذب در بازار کار داشته باشند.
رشته مدیریت کارآفرینی در مقطع کارشناسی ارشد، رشته نسبتاً جدیدی در ایران است و تا کنون افراد اندکی از این رشته فارغ‌التحصیل شده‌اند. واقعیت این است که کسانی که وارد این رشته می‌شوند، نباید به فکر استخدام در سازمان‌های دولتی یا غیردولتی باشند. این افراد باید از ابتدا به فکر ایجاد شغل برای خود بوده و فکر استخدام را از سر خود بیرون کنند. البته احتمال دارد در آینده نه چندان دور، وزارتخانه‌هایی مانند وزارت کار و امور اجتماعی، سازمان فنی و حرفه‌ای و موسسات دولتی و خصوصی مشاوره کارآفرینی، این افراد را به عنوان مربی یا مشاور کارآفرینی استخدام نمایند. بنابراین رشته مدیریت کارآفرینی به خودی خود رشته جذابی است، هرچند که ورود به این رشته به نیّت استخدام شدن در سازمان‌ها در آینده نمی‌تواند کار درستی باشد.
۲) به خدمت سربازی بروم یا در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل دهم؟
برای پاسخ به این سوال لازم این حقیقت در نظر گرفته شود که رفتن به سربازی بسیاری از مسائل و مشکلات پیش پای شما را حل خواهد کرد، نظیر این که امکان استخدام شدن در سازمان‌ها و شرکت‌ها را برای شما فراهم می‌آورد، امکان ازدواج را تسهیل می‌کند و نیاز شما به کارت پایان خدمت را یک بار برای همیشه برطرف می‌کند. بنابراین رفتن به سربازی به جای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد برای بسیاری از افرادی که لیسانس گرفته‌اند نه تنها بد نیست، بلکه می‌تواند هموار کننده مسیر پیشرفت شغلی نیز باشد. بنابراین نباید فکر کنیم که ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد لزوماً و در همه شرایط و برای همه افراد بهترین گزینه است. نتیجه اینکه «با توجه به هدف از ادامه مسیر زندگی یکی از این دو گزینه را انتخاب کنید».
اگر قصد دارید زودتر وارد بازار کار شده و درآمدی کسب نمایید و احتمالاً ازدواج کنید، بهتر است ابتدا دوره سربازی را طی نموده و ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را به بعد از خدمت سربازی موکول کنید. اما اگر فعلاً قصد ورود به بازار کار و کسب درآمد را ندارید و ازدواج برای شما اولویت ندارد، بهتر است مسیر کارشناسی ارشد را انتخاب کنید. همچنین اگر مسیر آینده شغلی خود را در ادامه‌ی مقاطع تحصیلی بالاتر، به ویژه دوره دکتری(Ph. D) تعریف کرده‌ و قصد دارید در سازمان‌هایی مشغول به کار شوید که افراد دارای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر را استخدام می‌کنند (مانند دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی)، در ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد تردید نکنید.
۳) کدام گرایش رشته مدیریت بازرگانی در مقطع کارشناسی ارشد بهتر است؟ گرایش بازاریابی یا مالی؟
در واقع هر دو گرایش مالی و بازاریابی از بهترین گرایش‌های رشته مدیریت بازرگانی محسوب می‌شوند و بازارهای کار نسبتاً خوبی هم دارند. بنابراین علاقمندی فرد و نیز دارا بودن توانایی فهم و درک مباحث کمّی در انتخاب هر یک از دو گرایش تعیین کننده خواهد بود. اگر استعداد درک مباحث کمّی ندارید یا مباحث کمّی برایتان مشکل است، انتخاب گرایش مالی توصیه نمی‌شود.
۴) من فارغ التحصیل رشته غیر مرتبط همانند ریاضی، زبان انگلیسی، عمران، برق، ادبیات و …. هستم. آیا در صورتی که برای کارشناسی ارشد مدیریت برنامه‌ریزی کنم، شانس قبولی در کنکور کارشناسی ارشد مدیریت را دارم؟
در سال‌های اخیر تعداد قابل توجهی از ورودی‌های مقطع کارشناسی ارشد رشته‌های مدیریت را فارغ‌التحصیلان رشته‌های غیرمرتبط خصوصاً فارغ التحصیلان رشته‌های فنی و مهندسی تشکیل داده‌اند. این افراد به دلیل تسلّط بیشتر به مباحث کمّی و کسب نمرات بهتر در تست‌های این درس‌ها در کنکور کارشناسی ارشد مدیریت، شانس خوبی برای موفقیت دارند. البته بدیهی است که این افراد باید برنامه ویژه‌ای برای مطالعه دروس اختصاصی مدیریت یعنی تئوری های مدیریت(مبانی سازمان و مدیریت، رفتار سازمانی، منابع انسانی و …)، اقتصاد خرد و کلان و زبان تخصصی رشته مدیریتتدارک ببینند.
۵) اساساً تغییر رشته‌های غیرمرتبط به رشته مدیریت در مقطع کارشناسی ارشد کار صحیحی است؟ آیا بهتر نیست فرد به جای پریدن از این شاخه به آن شاخه، در همان رشته خودش ادامه تحصیل بدهد؟
در دنیای امروز که علوم کاملاً تخصصی شده‌اند، توصیه اولیه این است که فرد به جای تغییر رشته و به اصطلاح این شاخه به آن شاخه پریدن، بهتر است در یک رشته تخصصی ادامه تحصیل بدهد تا در یک زمینه علمی، کاملاً تخصص پیدا کند و به اصطلاح در آن زمینه حرفی برای گفتن داشته باشد. امّا به دلیل شرایط خاص رشته مدیریت و جذابیتی که این رشته دارد، بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند بعد از اخذ لیسانس در یکی از رشته‌های دانشگاهی (خصوصاً رشته های فنی و مهندسی)، مقطع فوق لیسانس را در یکی از رشته‌های مدیریت بگذرانند، تا در صورتیکه پس از فارغ‌التحصیلی در سازمانی به استخدام در آمدند، بتوانند توانمندی فنی و تخصصی خود را با توانمندی و مهارت‌های مدیریتی در هم آمیزند و موفق‌تر از دیگران عمل نمایند. این استدلال کاملاً به‌جا و قابل قبول است و در شرایط برابر می‌تواند شانس چنین فردی را نسبت به دیگران برای جذب شدن در سازمان‌ها افزایش دهد و احتمالاً این فرد به دلیل داشتن دانش فنی و دانش مدیریتی به صورت توأمان، موفق‌تر از سایرین که فقط یا دانش فنی یا دانشمدیریتی دارند، خواهد بود.
۶) منابع کارشناسی ارشد مدیریت کدامند؟ چه منابعی را برای مطالعه توصیه می‌کنید؟ آیا برای آمادگی ارشد تست زدن ضرورت دارد؟
منابع کارشناسی ارشد پیشنهادی برای هریک از گرایش‌های رشته مدیریت در بخش معرفی منابع همان گرایش آمده است. توصیه می‌شود قبل از اقدام به تست‌زنی، ابتدا منابع پیشنهاد شده مطالعه شود. برای مرور درس‌هایی که مطالعه کرده‌اید، در زمان‌هایی که خسته شده‌اید یا تمرکز کافی برای مطالعه ندارید از کتاب‌های تست استفاده کنید. در اوقات کوتاه نظیر زمان‌هایی که در اتوبوس یا مترو هستید، زدن تست برای مرور درس‌ها، گزینه مناسب‌تری از مطالعه منابع، کتاب‌ها و جزوات است. اما اگر قصد شما از تست زدن، به دست آوردن برآوردی از وضعیت تحصیلی‌تان باشد، بهتر است زمانی که آرامش کامل داشته و شرایطی که مشابه شرایط آزمون کارشناسی ارشد باشد را برای تست‌زنی انتخاب نمایید.
۷) آیا شرکت در کلاس‌های کنکور موسساتی که در این زمینه فعالیت می‌کنند را توصیه می‌کنید؟ آیا برای قبولی در کارشناسی ارشد شرکت در چنین کلاس‌هایی ضرورت دارد؟
بی تردید شرکت در چنین کلاس‌هایی بی تأثیر نیست، چرا که این موسسات با توجه به تجربه‌ای که در زمینه کنکور دارند و احتمالاً دسترسی آن‌ها به منابع و نیز اطلاعات مربوط به قبول‌شدگان سال‌های قبل، می‌تواند بسیار کمک کننده و موثر باشد. هر چند که معتقد نیستیم همه افراد برای قبول شدن در کارشناسی ارشد رشته مدیریت لزوماً باید در کلاس‌های چنین موسساتی شرکت نمایند. بسیاری از داوطلبان (خصوصاً آنهایی که از نظر مالی با محدودیت‌هایی مواجه هستند) با یک برنامه‌ریزی مناسب و مطالعه منابع توصیه شده در این سایت می‌توانند در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت پذیرفته شوند. کم نیستند افرادی که در مقطع کارشناسی ارشد رشتهمدیریت با رتبه بالایی پذیرفته شده‌اند ولی در هیچ کلاس کنکور ارشدی هم شرکت نکرده‌اند.
به طور کلی برای کسانی که نمی‌توانند برای خود برنامه‌ریزی کنند و زمان خود را مدیریت نمایند و از نظر مالی نیز توانایی کافی دارند، حضور در کلاس‌های کنکور موسسات فعال در زمینه کارشناسی ارشد مدیریت می‌تواند بسیار مفید باشد. همچنین در صورتی که وقت کافی برای شرکت در کلاس‌های آمادگی کارشناسی ارشد را ندارید، می‌توانید از جزوات و منابع تهیه شده توسط این موسسات استفاده نموده و در کنکورهای آزمایشی آن‌ها شرکت فرمایید. شرکت در آزمون‌های آزمایشی می‌تواند به برنامه‌ریزی شما کمک کرده و برآورد نسبتاً خوبی از وضعیت تحصیلی شما در مقاطع مختلف زمانی ارائه دهد.
۸) آیا تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد مدیریتامکان پذیر است؟
طبق آیین نامه کارشناسی ارشد وزارت علوم تحقیقات و فناوری، انتقال و تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد بطور کلی ممنوع است، بنابراین ضروری است که هنگام انتخاب رشته کارشناسی ارشد خود، در انتخاب نوع رشته و محل تحصیل بسیار دقت نمایید تا پس از قبولی دچار مشکل نشوید.
۹) آیا اگر من از رشته غیرمرتبط وارد مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت شوم، می‌توانم در این رشته موفق باشم و در طول تحصیل با مشکل مواجه نمی‌شوم؟
علاقه، پشتکار و استعداد، سه عامل اصلی موفقیت در هر رشته تحصیلی هستند. اگر فردی به رشته مدیریت علاقه‌مند بوده و از اراده لازم برای درس خواندن و ضریب هوشی مناسب برخوردار باشد، می‌تواند در این رشته موفق باشد. البته نکته قابل توجه اینکه برخی از قبول‌شدگان مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت از رشته‌های غیرمرتبط علوم انسانی همانند رشته زبان انگلیسی، در درک مباحث کمّی رشتهمدیریت همانند درس پژوهش عملیاتی و یا تحلیل آماری با مشکل مواجه می‌شوند.
۱۰) ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشتهمدیریت یا رشته MBA در خارج از کشور چگونه است؟
برای کسانی که شانس قبولی در کنکور کارشناسی ارشد رشتهمدیریت داخل را ندارند و از توانایی مالی کافی برخوردار هستند، ادامه تحصیل در خارج از کشور گزینه مناسبی است و از میان کشورهای مختلف، کشورهای هند و مالزی کشورهایی هستند که در دسترس‌تر بوده و سهل‌الوصول‌تر هستند. چراکه معمولاً کشورهایی اروپایی و امریکایی برای پذیرش دانشجوی خارجی در رشته مدیریت شرایط بسیار سختی دارند.
برای کسانی که شانس قبولی در کنکور کارشناسی ارشد داخل کشور را دارند ادامه تحصیل در این مقطع در خارج از کشور توصیه نمی‌شود، اما برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری، می‌توان گزینه تحصیل در خارج از کشور را گزینه مناسبی ارزیابی نمود.
۱۱) میانگین نمره خام قبولی‌های کارشناسی ارشد رشتهمدیریت در دانشگاه‌های مختلف چگونه بوده است؟
پاسخ این سوال در بخش «اطلاعات کامل کنکور کارشناسی ارشد مدیریت» برای هریک از گرایش‌ها به طور مجزا آورده شده است.
۱۲) ضرایب دروس گرایش‌های مختلف رشته مدیریت در کنکور کارشناسی ارشد چگونه است؟
پاسخ این سوال نیز در بخش «اطلاعات کامل کنکور کارشناسی ارشد مدیریت» برای هریک از گرایش‌ها به طور مجزا آورده شده است.
منبع:http://iranmodiriyat.persianblog.ir/

منابع پیشنهادی آزمون کاردانی به کارشناسی رشته حسابداری

ریاضی و آمار:
ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت: صدقیانی— مهندس ابراهیمی
ریاضی پیش دانشگاهی و پایه برای رشته های علوم انسانی : حافظی نسب
ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت: حافظی نسب— مهندس جوادی
آمار و کاربرد آن در مدیریت: صدقیانی —- ابراهیمی
تستهای آمار ۱و ۲ جلد قهوه ای : فرخ امینی

اصول حسابداری:
استانداردهای حسابداری نشریه ۱۶۰ سازمان حسابرسی
حسابداری اموال ماشین آلات و تجهیزات: سازمان حسابرسی
اصول حسابداري : منصور بروجرديان انتشارات گروه نرم افزاري ياران و كاوش پرداز
حسابداری میانه ۱: ید الله تاری وردی
تست حسابداری میانه یک : نورورش
اصول حسابداری ۱و۲ : فرخ امینی

حسابداری صنعتی:
حسابداري صنعتي : منصور بروجرديان انتشارات گروه نرم افزاري ياران و كاوش پرداز
حسابداری صنعتی ۱و۲: جمشید اسکندری
حسابداری صنعتی ۱و۲: رضا درگاهی
تست حسابداری صنعتیcpa : علی مصدر

حسابداری شرکتها:
حسابداری شرکتها۱و۲: حسن همتی: انتشارات ترمه
آزمون حسابداری( کارشناسی ناپیوسته) : فرخ امینی
حسابداري شركتهاي سهامي و تضامني : منصور بروجرديان انتشارات گروه نرم افزاري ياران و كاوش پرداز
اصول (۲) حسابداری: تالیف :ایرج نوروش
آموزش حسابداری :فرخ امینی

حسابداری دولتی:
اصول وکاربردحسابداری درسازمانهای دولتی وغیرانتفاعی:داوداقوامی جعفر باباجانی

حسابرسی:
اصول حسابرسی ج ۱ : جمشید اسکندری و حمید رضا عرفی
استانداردهای حسابرسی ج ۱ سازمان حسابرسی
استانداردهای حسابرسی نشریه ۱۲۴ سازمان حسابرسی
تست aspa: کورش امانی ——– گارو هوانسیانفر

اقتصاد:
اقتصاد خرد: سالواتوره : ترجمه حسن سبحانی
تست طبقه بندی شده: محسن نظری

سازمان و مدیریت:
اصول و مبانی مدیریت: عبدالله جاسبی
سازمان و مدیریت: رضا نجف بیگی