مديريت بازرگاني

مديريت بازرگاني

رشته مديريت بازرگاني در مفهوم عام آن شامل طيف وسيعي از مديريت‌ها مي‌شود، زيرا بيشتر سازمانهاي تجاري ، صنعتي و خدماتي مثل بانكها، شركت‌هاي بيمه و يا كارخانجات صنعتي به دنبال سود هستند و در نتيجه يك موسسه بازرگاني محسوب مي‌شوند. و از همين‌رو در كشور ما تا چند سال پيش، گرايش مديريت بازرگاني شامل گرايش‌هاي مختلف اين رشته مانند مديريت صنعتي ، مديريت بيمه و مديريت جهانگردي و مديريت بازرگاني بود. اما امروزه با پيشرفت علم مديريت و تخصصي‌تر شدن اين رشته ، مديريت بازرگاني كاربرد محدودتري پيدا كرده است. دروس تخصصي اين رشته در زمينه شناخت بازار، مسائل بازاريابي، تجارت ، داد و ستد، معاملات بين‌المللي و صادرات و واردات است و در نهايت يك دانشجوي مديريت بازرگاني به عنوان يك مدير تجاري تحصيل كرده ، مي‌تواند امور تجاري را تفكيك كرده و اداره كند و به ياري قدرت خلاق خويش در ايجاد بازار جديد، ارائه خدمات متنوع و تازه ، ابداع روشهاي جديد در عرضه و توزيع، كارآفرين باشد. براي مثال يك فارغ‌التحصيل مديريت بازرگاني بايد بتواند براي كالاهاي موجود، بازار جديدي پيدا كرده و يا روشهاي مطلوب توزيع را در سيستم دولتي طراحي كند. چون امروز يكي از بزرگترين مشكلات كشور ما رساندن محصولات كشاورزي مثل برنج، چاي و مركبات به بازار و به دست مصرف كننده است.

گرايش مديريت بازرگاني به بررسي اصول، روشها و مهارتهايي مي‌پردازد كه اداره كنندگان سازمانهاي اقتصادي، خدماتي و بازرگاني بايد از آن اطلاع داشته باشند. براي مثال نحوه تصميم‌گيري در مورد روشهاي توليد، فروش ، سرمايه‌گذاري، بازاريابي ، جذب نيروي انساني و دهها مساله ديگر كه در هر موسسه بازرگاني براي يك مدير مطرح مي‌گردد، در اين گرايش آموزش داده مي‌شود.

مديريت علم است يا هنر؟

 

دكتر الواني استاد نمونه علم مديريت در دانشگاه علامه طباطبايي است. فرصتي دست داد تا از منظر بهره وري گفتگويي درباره مديريت با وي داشته باشيم:
تعريف شما از مديريت چيست؟
مكاتب مختلف مديريت تعاريف متعددي از مديريت، بيان كرده اند. اما به طور كلي مي توان دو دسته تعريف را در اين زمينه ارائه كرد:
مديريت در يك تعريف كلي، علم و هنر هماهنگي انسان ها و ابزاري براي نيل به هدف قلمداد شده است. بنابراين طبق اين تعريف مدير كسي است كه هم از دانش تئوريك و هم از شم و قريحه مديريتي بهره مند بوده و بتواند با كمك افراد و ابزار در تحقق اهداف سازمان كوشا باشد. همچنين براساس اين تعريف اگر سازماني به اهداف خود نمي رسد، مشكل مديريت آن سازمان است نه اعضا و ابزار آن سازمان.
در تعريف ديگر، مديريت براساس وظايف تشريح شده است و آن را انجام وظايفي چون برنامه ريزي، سازماندهي، كنترل، ارتباطات، تصميم گيري، انگيزش و هدايت دانسته اند. مطابق اين تعريف مدير كسي است كه بتواند اين وظايف را به درستي انجام دهد و به وسيله آنها به اهداف سازمان تحقق بخشد. بر طبق اين تعريف هر مشكلي كه در سازمان ايجاد مي شود به دليل عدم انجام، يا انجام نادرست يكي از وظايف مديريتي است.
بدين ترتيب مديريت، وظيفه پرمسئوليتي است كه هر كس به دوش گيرد مي بايست پاسخگوي مطالبات بسياري باشد و اين نكته در سازمان هاي ما تا حد زيادي مورد توجه قرار نگرفته است.
رابطه ميان بهره وري و برنامه ريزي چيست؟
اگر بهره وري را استفاده بهينه از منابع بدانيم، برنامه ريزي كمك مي كند تا اين بهينه سازي انجام پذيرد. بدين معني كه با تبيين اهداف و پيش بيني عمليات بايد تلاش كنيم تا بهترين استفاده از منابع به عمل آيد. پيش بيني هاي درست و نزديك به يقين در مورد زمان انجام برنامه، مكان انجام برنامه، بودجه و منابع لازم براي انجام برنامه، سازمان و تشكيلات لازم براي تحقق اهداف و فعاليت ها و شيوه هاي انجام آنها، كمك مي كند تا بهره وري حاصل شود. به بياني ديگر برنامه ريزي درست و دقيق ابزار بهره وري است. برنامه ريزي عملياتي، بهره وري عملياتي را ارتقا مي بخشد و برنامه ريزي استراتژيك، بهره وري استراتژيك را ميسر مي سازد.
رابطه ميان بهره وري و مديريت چيست؟
اگر مديريت را انجام وظايف و نقش هايي مانند برنامه ريزي، سازماندهي، كنترل و نظارت، انگيزش و هدايت، ايجاد تغيير، ارتباطات و تصميم گيري بدانيم انجام درست اين وظايف زمينه ساز بهره وري سازماني خواهد بود.
دلايل پايين بودن بهره وري سرمايه و نيروي كار در ايران چيست؟
يافتن دلايل پايين بودن بهره وري در ايران مستلزم انجام تحقيقات گسترده اي است و نمي توان با يك پرسش و پاسخ به آن پي برد. من پيشنهاد مي كنم سازمان بهره وري براي يافتن دلايل اين مشكل، تحقيقي را سازماندهي كند تا از نظر موانع فرهنگي، سازماني، انساني، اقليمي، مديريتي، اقتصادي، سياسي مساله مورد بررسي قرار گرفته و پاسخ هاي دقيقي به اين سئوال داده شود.
نقش مردم و دولت در ارتقاي بهره وري چيست؟
دولت با بستر سازي و آماده سازي زمينه هاي قانوني، ساختاري و تشكيلاتي مي تواند در ارتقاي بهره وري نقش بسزايي ايفا كند. به فرض، قوانين ومقررات استخدامي هماهنگ و يكسان به طور حتم بهره وري نيروي انساني را كاهش مي دهد. پرداخت هاي يكسان و ثابت خاصيت ضد بهره وري داشته و در صورتي كه دولت در اين مورد اقدامات اصلاحي انجام دهد به طور حتم در بهره وري كاركنان سازمان ها تحولاتي به وجود خواهد آمد. اين مسئله در ساير زمينه ها نيز صدق مي كند.
اما نقش مردم در ارتقاي بهره وري بسيار حياتي است. امروزه تشكل هاي غيردولتي، در زمينه بهره وري ملي به دولت كمك هاي بسياري مي كنند. اگر دولت بتواند با تشويق و توسعه اين تشكل ها زمينه تحقق اهداف بهره وري را در سطح ملي فراهم آورد، تحول عظيمي در بهره وري ملي ايجاد مي شود. اين تشكل ها خود جوش بوده و در اقصي نقاط اين مرز و بوم وسيع حضور دارند و اين مزيتي است كه اگر به درستي از آن بهره برداري شود، بهره وري در كل جامعه ارتقا خواهد يافت.
از سوي ديگر جلب مشاركت مردم در تصميم گيري هاي ملي و شريك كردن آنان در تعيين سرنوشت خود گام ديگري است كه مردم را در ارتقاي بهره وري در كنار دولت قرار مي دهد و اين نيروي عظيم ملي را براي بهره وري كشور بسيج مي كند.

نكته هاي مديريتي
– در واگذار كردن كارها به زيردستان بايد توجه داشت كه انسان هر كاري را كه دوست داشته باشد، آن را به خوبي انجام مي دهد.
– دادن اطلاعات كافي به كاركنان در بالا بردن روحيه و انگيزه آنها نقش بسزايي دارد. در اين زمينه فقط به دادن اطلاعاتي درباره سود و زيان شركت رضايت ندهيد. اجازه بدهيد آنها كه از سياست هاي كلي و هدف هاي شركت نيز تا حدي كه از ديدگاه رقيبان محرمانه نيست، آگاه باشند.
– زماني مي توان به موفقيت يك شركت اميدوار بود كه كاركنان آن همدوش مديران، در اداره شركت نقشي داشته باشند.
– چگونگي به كاربردن شيوه هاي جديد در كار و ميزان بهره گرفتن از تازه هاي صنعت، سرنوشت پيشرفت يا در جا زدن شركت ها را تعيين مي كند.
– امكانات رشد و بهبود كار، پايان ناپذيرند. به اين دليل توانايي كامياب شدن در كار به ميزان برانگيخته شدن ما در امر مديريت و كار بازرگاني، بستگي دارد.
– گاهي اوقات آينده نگري و به جلو نگاه كردن كار دشواري است، اما نبايد دلسرد شد و نااميدي به خود راه داد.
– اگر با مشتريان خود با احترام رفتار نكنيد و علت ناخشنودي آنها را جستجو نكنيد در كار بازرگاني موفق نخواهيد شد.
– در كار بازرگاني هدفگيري براي سودي عادلانه از اهميت فراوان برخوردار است. تنها با به دست آوردن سودي معقول (نه بسيار زياد و نه بسيار اندك) بازرگاني مي تواند گسترش يابد.
– براي كاستن از هزينه هاي غيرلازم، همه افراد سازمان از بالا تا پايين بايد كوشش كنند.
– در كار صنعت، شركت بايد، همه توان، خلاقيت و ابتكار خود را براي تهيه فرآورده هاي مرغوب به كار گيرد.
– بايد به ديدگاه ها و انديشه هاي گوناگون توجه كرد و پيشنهادهاي شايسته را به كار بست.
– در محيطي كه همه كاركنان، خود را در كارها مسئول مي دانند، كسب و كار، رونق و گسترش مي يابد.
– تا زماني كه همه راههاي ممكن را بررسي نكرده ايد، هرگز نبايد تصميم نهايي را بگيريد.
– اگر انسان از همه خطرها پرهيز كند، هرگز راه به جايي نخواهد برد.
برداشت از كتاب: نه براي لقمه اي نان اثر ماتسوشيتا

برنامه ريزي بر اساس مصلحت هاي سياسی

 دولت در سال جاري با 40 هزار ميليارد ريال كسري بودجه مواجه است . . .

دولت پارسال 24 هزار ميليارد ريال كسري بودجه داشت . . .

كشوري كه تا چند سال قبل در تهيه دفتر و قلم براي دانش آموزانش در آغاز سال تحصيلي دچار مشكل بود ، اكنون سدهاي عظيم و فني و يا ژنراتورهاي 1000 تني مي سازد كه 80 درصد قطعات آن در داخل تهيه مي شود . . .

در پايان سال جاري ديگر مفهومي با عنوان پروژه هاي نيمه تمام در كشور نخواهيم داشت . . .

تا سال قبل 9 هزار پروژه ملي و 54 هزار پروژه استاني نيمه تمام وجود داشت . دولت خاتمي وارث تعداد زيادي از طرحها و پروژه هاي ناتمام بود كه براي بسياري از آنها هم مطالعات كافي صورت نگرفته بود . به لحاظ فرهنگي در اين زمينه مشكل داريم .

در كشورهاي توسعه يافته ، همه ابعاد پروژه هاي عمراني مورد مطالعه قرار مي گيرد تا در زمان اجرا مشكلي بروز نكند ، اما در كشور ما ، سريع ، بدون برنامه ريزي و مطالعات و حتي گاه بر اساس مصلحت هاي سياسي و غيره طرحي را شروع مي كنيم . همين شرايط موجب شده تا امروز با حجم عظيمي از پروژه هاي ناتمام روبرو شويم . . .

 پارادايم هاي مديريت برتر در هزاره سوم

اشاره: مديريت سازمان ها، همانند هر پديده اي داراي ماهيتي پويا هستند. ميزان پويايي مديريت سازمان، بسته به مجموعه اقدامات عملي و كنش هاي فكري مديران است. براي برون رفت از چالش هايي كه سازمان ها با آن روبه رو هستند، همخواني كنش هاي فكري و اقدامات عملي مديران جزء حياتي ترين عرصه عملياتي است. به منظور پويا و نوآورانه كردن مديريت سازماني، بايد شاخص هاي عمل را مورد توجه جدي قرار داد. يك بخش عمده از شاخص ها كه نياز به توجه جدي دارند، شاخص هاي ضعف مديريت سنتي است و بخشي ديگر توجه عميق بر شاخص هاي مديريت برتر و نوين است. در نوشته حاضر تلاش شده است هر دو دسته از شاخص هاي مديريت سنتي و مديريت برتر ارائه و تشريح شود.
شاخص هاي مديريت سنتي
ضعف اساس مديريت سنتي، ريشه در عوامل يا شاخص هاي پيچيده اي دارد كه مانع عمده اي براي نشان دادن كنش هاي اثر گذارند.
فقدان بينش: تحولات شتابنده محيط جهاني و عدم قطعيت در توانايي براي درك و فهم آينده، مديريت را با مسايل كوتاه مدت و تصميمات كوتاه دامنه رويارو مي سازد. از اين رو، مسايل بودجه اي جايگزين بينش بلندمدت يا «گسترده دامنه» مي شود.
تكيه بر رهبري فني: راه حل هاي كوتاه مدت براي حل مسايل عميق در بيشتر موارد در سطح فني باقي مي مانند و آثار تداومي ايجاد نمي كنند. ولي رهبري استراتژيك، مستلزم داشتن بينشي درباره غايات سازمان تحت مديريت است.
عدم باور به تغيير: اگر نظام مديريت سازمان بر اصل مشاوره و مشاركت بي توجه باشد و راه حل هاي فني را اساس عمليات قرار دهد، در اين وضعيت نمودي از توجه به تغييرات مفروض و تغييرات الزامي پديد نخواهد آمد. جايي كه نظام مديريتي عمدتاً به صورت تجويزي و دستوري عمل مي كند، رويكرد مشاركتي مورد غفلت خواهد بود.
اقدامات مشتق از پروژه: در اين حالت، اقدامات در بيشتر موارد به صورت مقطعي برنامه ريزي شده و به اجرا درمي آيند. حاصل چنين رويكردي طرح هاي ضعيف و ناهماهنگ بوده و دوباره كاري و اتلاف منابع را به بار مي آورد.
برنامه ريزي از هم گسسته: فقدان بينش مشترك، خود را در ضعف ارتباط بين واحدها و منابع انساني موجود نشان مي دهد. شش شاخص مديريت سنتي ارائه شد، در ادامه پارادايم نوين مديريت معرض مي گردد:
پارادايم نوين مديريت
مديران هزاره سوم نياز به بهبود روزافزون رويكرد استراتژيك و برنامه ريزي قابليت هاي گوناگون در منابع انساني دارند. آنان نياز دارند تا به نحو مؤثري، مسايل فشارزا و استراتژيك را شناسايي كنند و براي مقابله با دشواري ها، برنامه هاي مناسبي طراحي و تدوين كنند. افزون بر اين، مديران نيازمند هماهنگي اثرگذار برنامه ريزي و اجراي طرح هاي اصلاحي براي بقاي سازمان و حفظ بهره وري هستند. براي عملياتي شدن پارادايم نوين مديريت، نياز است اين شاخص هاي مورد اشاره، در عمل نمود يابند. شاخص هاي موردنظر به شرح زيرند:
بينش مشترك: مديريت استراتژيك بيش از هر چيز، در وهله نخست بر اهداف غايي اي تأكيد مي ورزد كه بيشترين حمايت را جلب مي كند. اقدام هماهنگ و پيگيري رويه اي معين همراه با امكان نشان دادن نوآوري، زمينه را براي عمليات اثرگذار آماده مي سازد.
عمل دموكراتيك: مديريت استراتژيك، دموكراتيك است. اگرچه در چنين وضعيتي از توان فني بالايي بهره گيري مي شود، در عين حال مديريت استراتژيك مبتني بر يك ديدگاه كل نگرانه براي هدايت سازمان است. چنين مشخصه اي را مديريت استراتژيك از رويكرد مشاركتي كه به فعاليت همه اعضاي سازمان مي انجامد، وام مي گيرد.
جامعيت: پارادايم نوين مديريت، به جاي توجه و اقدام به رويكرد جزء نگرانه، يك روش جامع اختيار مي كند. گرچه اين امر تاحدودي چالش انگيز مي نماياند، ولي همه مسايل به صورت خود انگيخته رفع مي شود و آثار دوسويه آنها همانند راه حل هايي كه طراحي مي شوند، قابل ارزشيابي اند.
درهم تنيدگي: مديران همگي هم قدم با اعضاي ارشد سازمان به صورت مشترك به عمل مديريت استراتژيك اقدام مي كنند. چنين ويژگي اي فرصتي براي ارزشيابي راهبردهاي اختياري در درون يك چارچوب مشترك ايجاد كرده و بيشترين حمايت را براي مديران و اعضاي سازمان جلب مي كند.
عمل مشاركتي: شايد حياتي ترين جنبه مديريت استراتژيك، تعهد به فرايند عمل مشاركتي است. توجه به مشاركت، سبب وفاق همه جانبه براي اصلاح، جايگزين و حذف برخي برنامه ها مي شود.
ظهور و بروز شاخص هاي مديريت نوين، آنگاه عملي مي گردد كه مديران، نگرش مثبتي به تغيير و نوآوري و تدوين راه حل هاي بلندمدت براي رويارويي با مسايل داشته باشند.

بين مديريت و رياست تفاوت از زمين تا آسمان است

مدير از رأس هرم به پايين مي‌نگرد و با ايجاد هماهنگي و همنوازي و اتحاد و

 اتفاق به پيش مي‌رود

رييس در قالب يك ديكتاتور و خودمحور، فقط «دستور» مي‌دهد

مدير،‌ مي‌تواند هريك از كاركنان را مانند مهره شطرنج در جايي قرار دهد كه
برنده باشد نه بازنده؟

در شماره پيش از اين كه “مديريت چيست؟ و چگونه پديد آمد؟” سخن گفتيم. مديريتي كه بتواند جامعه را، جامعه زيرمجموعه خود را با تأمل و تحمل و صبر و حوصله، راهنمايي و رهبري كند و به پيش برد. مديريتي كه بتواند پرسنل رده‌هاي پايين‌تر يا براي بخش‌هايي از كل جامعه، كارانديش و كارساز باشد و با حسن نيت و حسن تفاهم همه آنها را به سوي اتحاد و اتفاق، به سوي هماهنگي و همنوازي،‌ به سوي برادري و برابري سوق دهد. نه آنكه با سياستهاي نادرست خود، همه آنها را به جان هم اندازد و حسادت‌ها و خصومت‌ها را توسعه و گسترش دهد تا به اصطلاح بتواند بر همه آنها “رياست” كند.

مديريت با “رياست” تفاوتي بسيار يا به قولي “تفاوتي از زمين تا آسمان” دارد. چرا كه “رييس” هماره با عوامل پايين دستي خود، به نحوي قلدرمآبانه و خودمحوري رفتار مي‌كند، بدون آن كه توانايي و استعدادهاي آنان را، ذوق و سليقه و فكر و درايت آنان را بداند، در قالب يك ديكتاتور و مستبد، فقط دستور مي‌دهد و انتظار دارد تا بلافاصله هم دستوراتش را انجام دهند.

او به هيچ شكلي با “زمان” سر و كار ندارد و نمي‌تواند بفهمد انجام هر كاري،‌ مقدمه و مؤخره‌اي دارد، طرح و برنامه مي‌خواهد و از همه مهمتر به “زمان” نياز دارد.  بسيار بيشتر از ساعت و  روز و هفته يا زمانهاي دورتر ودرازتر .

بي‌سبب نيست كه بسياري از كشورها، حتي در كشور خودمان، از ديرباز شاهد برنامه‌ريزي‌هاي يك ساله، سه ساله و پنج ساله بوده‌ايم يا در برخي ديگر از كشورها، براي پيشبرد يا وصول به اهداف اقتصادي و سياسي خود به برنامه‌هاي بلندمدت 25 ساله و 30 ساله و 50 ساله متوسل مي‌شوند. برنامه‌ريزي‌هايي كه ممكن است بسياري از طراحان و پياده‌كنندگانش، پايان كار را نبينند و عمرشان كفاف ندهد تا شاهد موفقيت و كاميابي آن باشند يا ناكامي و شكست آن!

اين مديران طرح و برنامه‌ريز، دور از رياست كردن‌هاي غلط و مستبدانه، دور از جار و جنجال‌ها و شعارهاي نابخردانه، سود زير مجموعه خود يا به كلام ديگر سود كل جامعه را در نظر مي‌گيرند و به طراحي و برنامه‌ريزيهاي كلان سياسي، اقتصادي و اجتماعي مي‌پردازند. زيرا مي‌انديشند كه اگر روش و بينش كارسازي را در يك اداره و واحد كوچك يا در يك كارگاه زيرپله‌اي با موفقيت پيش برد، نه تنها ثمره و بهره آن به افراد پايين دستي او كه به بخشي يا بخش‌هاي ديگري از جامعه هم منتقل مي‌گردد.

در جهان امروز مديريت، مانند اكسيژن براي بشريت ضروري است. زيرا همانگونه كه هوا و اكسيژن جزء لازم حيات است، مديريتهم جزء لازم زندگي آدمي است، بالاخص در جوامع صنعتي كه نبود مديريت صحيح شيرازه همه هستي را بر هم مي‌زنند و همينجا است كه مدير، بايد “مديريت” داشته باشد. نه “رياست”! چون صرف دستور دادن و امر كردن، صرف تحكم و خشونت، نمي‌تواند كارساز و مفيد و ارزنده باشد، چرا كه او هم آبرو و حيثيت و پرستيژ دارد. او كار مي‌كند و زحمت مي‌كشد و توقع ندارد كه با خشونت رويارويي پيدا كند.

ادامه و استمرار اين روش ناهنجار، پرسنل را كم‌كم به سوي مقاومت و لجاجت مي‌برد. به ويژه اگر مأمور و كارمند، استعداد و توان انجام آن كار را نداشته باشد.

“مدير” بايد به محض اشغال كرسي مديريت به شناخت كامل همه مهره‌هاي زيرمجموعه خود بپردازد و بر مبناي آن، هر كاري را به فردي واگذار نمايد كه بتواند با استعداد او بخواند و با شور و علاقه به انجام رساند. همان گونه كه در بازي شطرنج هم گاهي ساعت‌ها به مهره‌ها مي‌نگرند و به فكر فرو مي‌روند تا دقيقاً مهره‌اي را انتخاب كنند و در خانه خود بنشانند چرا كه هرگونه عجله و شتاب خواسته يا ناخواسته‌اي مي‌تواند به “مات‌ شدن” و شكست بينجامد.

پس بسيار لازم و ضروري است كه مدير پيش و بيش از هر چيز ديگر بايد به معلومات، تجربه آنها، دانش و فهم و قدرت كاري، سلامتي و تندرستي و هوش و استعداد و اشتياق افراد زيردست خود پي ببرد و آگاه شود، سپس به گزينش آنها اقدام كند. چرا كه در هر مجموعه كوچك و يا بزرگي افراد با تحصيلات و دانش‌ها و تخصص‌هاي متفاوت، با توان‌ها و نيروهاي متفاوت، افكار و انديشه‌ها و سليقه‌هاي گوناگون، حتي با سن و سال و شخصيت و جنسيت متفاوت وجود دارند.

آن خانم رييس دفتر يا منشي بيش از آقايان مي‌تواند با صبر و تحمل بيشتري با كلمات شمرده‌تري به خواستها و پرسش‌هاي مشتريان و متقاضيان پاسخ بدهد و به همين سبب هم او هست كه با برخورد سازنده‌اش مي‌تواند مديرش را لايق و كاردان معرفي كند يا بداخلاق و ناسازگار!

از سوي ديگر مديري كه پدرش تاجر و بازرگان بازار بوده و با خريد و فروش و معاوضه و مبادله سر و كار داشته است نمي‌تواند در پشت ميز اداري و مديريت و برنامه‌ريزي يا در پست مديريت‌هاي آموزشي و دانشگاهي، همان روش و منش را به كار گيرد و به پيش رَوَد. چرا كه شيوه فرماندهي در ميدان رزم و نبرد با مديريت در كلاس‌هاي دانشگاهي و اتاق‌هاي تجارت و بازرگاني و صنايع وبمانند ضرب المثل معروف و جا افتاده و… “تفاوت از زمين تا آسمان“  است.

بنابراين مدير بايد از كارنامه‌هاي تحصيلي و كاري زيرمجموعة خودآشنايي كامل داشته باشد. بدون حب و بغض، پست و رده كاري او را انتخاب كند تا واحد زيرپوشش و فرماندهي او، در كمال يكرنگي و صميمت و اتحاد و اتفاق به انجام كارها همت گمارند و كوچكترين كم‌كاري و ضايعه‌اي را پديد نياورند. زيرا گاهي در سطوح مختلف جامعه، مديراني ديده‌ايم كه به اصطلاح با زرنگي‌هاي خاص خودشان، افراد را به جان هم انداخته‌اند و آنها را به خبرچيني و جاسوسي وادار كرده‌اند و در خفا با هر كدام، به گونه‌اي رفتار كرده‌اند تا به او بفهمانند كه فقط او هست كه مورد اعتماد و اطمينان كامل مدير است يا به ديگر سخن با ادامه خط و مشي ناپخته و ناهنجار، حسادت‌هاي آنان را تحريك كرده‌اند تا بتوانند بر آنها “رياست” كنند. در صورتي كه اين روش ناپسند، مي‌تواند فرسنگ‌ها از موقعيت و كاميابي دور شود و به جاي پيروزي و موفقيت، شكست‌ها و افتضاحات ناخواسته‌اي را به روي صحنه آورد. مي‌تواند به جاي همكاري و همگامي، دشمني‌ها و غرض‌ورزي‌ها را توسعه و گسترش دهد و زيردستان را به لجبازي بكشاند و برنامه‌ها و كارها را به تأخير اندازد.

مدير، بايد “دانش مديريت” داشته باشد و در هر مجموعه‌اي كه قرار گرفته است بايد از فن و ريزه‌كاريهاي آن مجموعه مطلع و آگاه باشد و از منظر بالاي هرم، به پايين بنگرد و بر كارها نظارت و همه را به يك چشم ببيند. حتي آناني هم كه در انجام كارها سعي و تلاش كافي ندارند به مشاغل و مأموريت‌هاي ساده‌تري بگمارد تا با دلخوشي بيشتري در اجراي وظايف محوله خود اقدام كنند.

مدير، بايد در لباس يك داور و قاضي و حكم بيطرف رفتار كند و بين همه‌كادرهاي پاييني، دوستي و رفاقت و برابري را ترويج و تشويق نمايد نه جنگ و ستيز را.

حسابداري در يك نگاه كوتاه

حسابداري در يك نگاه كوتاه

 

هدف :

حسابداری یک سیستم است که در آن فرآیند جمع‌آوری، طبقه‌بندی ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شکل‌ها و مدلهای خاص انجام می‌گیرد. تا افراد ذی‌نفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برون‌سازمانی مثل بانک‌ها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند. به همین دلیل فردی که تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش کافی نمی‌شود و بیشتر تراز حسابها می‌باشد. برای مثال یک حسابدار تجربی نمی‌تواند براحتی بین دارایی کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و یا نمی‌داند که چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت کرد.

حسابداری به عنوان یک نظام پردازش اطلاعات، داده‌های خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در می‌آورد.

محصول نهایی نظام حسابداری گزارش‌ها و صورت‌های مالی است که مبنای تصمیم‌گیری اشخاص ذی‌نفع (مدیران ، سرمایه‌گذاران ، دولت و …) قرار می‌گیرد.

ماهیت :

یک حسابدار متخصص، در آینده می‌تواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد یعنی می‌تواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راههایی سرمایه‌گذاری نماید تا استفاده بهینه کند و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک خود می‌تواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد. و مجموع این فعالیت‌ها خارج از توانایی یک حسابدار تجربی است.

«حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با فراهم‌کردن اطلاعات لازم کمک می‌کند تا سرمایه‌گذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسائل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیم‌ بگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یک شرکتی سرمایه‌گذاری کند، تمایل دارد که وضعیت مالی آن شرکت و یا نتایج عملیات آن شرکت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی که به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه می‌شود.

«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیت‌های اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ،‌ هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا که اشخاص، شرکت‌ها و دولت برای تصمیم‌گیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتکا دارند که این اطلاعات را به یاری حسابداری می‌توان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایه‌گذاری یکی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور است و سرمایه‌گذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امکان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسک سرمایه‌گذاری‌ها خواهند بود. این در حالی است که یکی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسک بازار شرکت‌ها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است.

رشته حسابداری از جمله رشته‌هایی است که از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو می‌پذیرد.

آینده شغلی ، بازار کار ، درآمد:

به نظر می‌رسد فارغ‌التحصیلان دوره‌های تحصیلات تکمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار کار دارند.

نتیجه یکی از تحقیقات دانشگاه «کلمبیا» مبنی بر این بود که از دهه 70 به بعد همه شرکتهای موفق، شرکتهایی بوده‌اند که مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا کرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است که تاثیر بسیاری در تصمیم‌گیری روسای شرکت‌ها دارد.

«فرصت‌های شغلی یک حسابدار بسیار گسترده است و از پایین‌ترین سطح تا بالاترین سطح را در بر می‌گیرد. و با وجود این که در دانشگاههای مختلف کشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تحصيل می‌کنند اما تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار این رشته از بیشتر رشته‌ها کمتر است. چون از یک موسسه کوچک گرفته تا بزرگترین کارخانه‌های کشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.

همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات کاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امکان‌پذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شرکتها اعم از دولتی و خصوصی می‌باشد.

فارغ‌التحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل می‌توانند در سطوح مختلف و شاخه‌های متفاوت عهده‌دار انجام امور مالی گردند که شرح آن چنین است:

الف) حسابداری

فارغ‌التحصیلان می‌توانند در کلیه موسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخه‌های زیر مشغول کار شوند:

حسابداری مالی: در کلیه شرکتها و موسسات تجاری و غیرانتفاعی.

حسابداری صنعتی : در کلیه واحدهای صنعتی و شرکتهای تولیدی.

حسابداری دولتی : در کلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذیحساب.

حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.

حسابداری بیمه : در موسسات بیمه .

حسابداری بانکها : در شعبه‌ها و سرپرستی بانکها .

حسابداران پس از مدتی اشتغال به کار حسابداری می‌توانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.

ب ) حسابرسي

فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخه‌های حسابداری در بند الف در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می‌شوند :

حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه می‌دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می‌کنند.

حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در موسسات حسابرسی مشغول کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می‌کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت و هیات مدیره شرکت می‌باشند.

در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می‌باشند.

توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه:

داشتن شم ریاضی در رشته حسابداری از اهمیت بسیاری برخوردار است. به همین دلیل دانش‌آموزان رشته ریاضی در این رشته موفقتر هستند. البته این بدان معنا نیست که دانش‌آموزان رشته علوم انسانی قادر به ادامه تحصیل در رشته حسابداری نیستند بلکه باید تلاش کنند تا از دانش ریاضی خوب و یا حداقل متوسطی برخوردار باشند.

همچنین یک حسابدار باید بتواند بخوبی گزارش کارهای خود را ارائه دهد. بنابراین باید در ادبیات فارسی مسلط بوده و نگارش خوبی داشته باشد. این ویژگی بخصوص در سطوح بالاتر این رشته یعنی حسابرسی و مدیریت مالی اهمیت بسیاری دارد.

در آزمون هر سه گروه آزمایشی درس ریاضی به عنوان مهمترین درس این رشته ضریب 4 دارد.

دانشجوی حسابداری باید صادق و رازدار باشد چون در آینده تمام اسناد و مدارک یک سازمان را در اختیار دارد و اگر فرد رازدار و در کل با اخلاقی نباشد لطمات زیادی به آن شرکت و در نهایت به جامعه وارد می‌آورد. این مساله بخصوص در حسابرسی اهمیت بیشتری دارد زیرا اگر یک حسابرس که وظیفه بررسی گزارشات مالی یک سازمان و تایید صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستکار نبوده و یا شهامت ابراز مشکلات را نداشته باشد، می‌تواند به نابسامانی‌های اداری و مالی یک جامعه دامن بزند.

و بالاخره یک حسابدار برای موفقیت در این دنیای پر از رقابت و تغییر و تحول باید خلاق، مبتکر، صبور و منضبط باشد.

علاقه به امور مالی و تجزیه و تحلیل‌های آن، عامل موفقیت دانشجوی حسابداری است.

وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر:

تا مقطع دکترا امکان ادامه تحصیل وجود دارد.

نظر یک فارغ‌التحصیل مشغول به کار در این رشته :

دانشجوی این رشته باید تحمل ساعتها کار در پشت یک میز و صندلی و سرو کار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنین باید دقیق و منظم باشد تا در جمع‌بندی اعداد و ارقام دچار مشکل نگردد.»

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر:

آموزش حسابداران و شرکت موثر آنها در فراهم‌آوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد، و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در کشور در حال توسعه‌ای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا که وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیت‌های اقتصادی، نه تنها لازم بلکه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیت‌های اقتصادی که بوسیله نظام‌های حسابداری گزارش می‌شود، می‌تواند از انحراف مسیر پیش‌بینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامه‌های توسعه اقتصادی جلوگیری کند.

دکتر ثقفی نیز در این باره می‌گوید:« چون این رشته فقط به کلاس و معلم نیاز دارد متاسفانه در سالهای اخیر، بسیاری از شهرهای دورافتاده که حتی یک حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداری را با استفاده از اساتید کم‌تجربه دائر کرده است و در نتیجه فارغ‌التحصیلان دانشگاههای فوق حسابدارانی ناکارآمد هستند که نمی‌توانند، جذب بازار کار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغ‌التحصیلان توانمند این رشته نمی‌شود چون هر فرد سرمایه‌گذار و هر موسسه اعتباری برای سرمایه‌گذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد. »

نکات تکمیلی :

چند سال پیش وقتی که آقای . ت ریاست یکی از کارخانه‌های ایران را بر عهده گرفت با اخم‌های در هم و چهره‌های عبوس کارگرانی روبرو شد که 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و امید چندانی نیز به رئیس جدید نداشتند. اما رئیس جدید که فارغ‌التحصیل رشته حسابداری بود با مدیریت قوی و درست خویش نه تنها کارخانه مورد نظر را از ورشکستگی نجات داد بلکه امروزه این کارخانه یکی از بهترین کارخانه‌های کشور است که محصولات آن به خارج از کشور صادر می‌گردد و در حال حاضر نیز نحوه کار رئیس یاد شده به عنوان یک شیوه نوین در دانشگاهها تدریس می‌شود.

كارشناس حسابداري اداره كل زندانهاي آذربايجان غربي

                                             داريوش فتح الهي

روند تكامل مديريت

روند تكامل مديريت

گشايش

مطالعه سير تكاملي مديريت از گذشته تا كنون, نشان‌دهنده روند تغيير نوع تفكر بشر است. روزي پول و ثروت حرف اول و آخر را مي‌زد, اما امروز فكر و انديشه. روزي فقط خروجي اهميت داشت اما امروز منابع انساني داخل مجموعه و مشتري. مشاهده و بررسي اين روند, حاوي درس‌هاي بسيار ارزنده‌اي براي ما است. اينكه بدانيم كجا هستيم و چقدر فاصله داريم.

ظهور مديريت

انسان از اولين روزهاي خلقت خود با مفهوم مديريت همراه بوده است. اما براي اولين بار اين چيني‌ها بودند كه در حدود 1100 سال قبل از ميلاد مسيح, به صورت سازمان‌يافته چهار وظيفه مديريتي برنامه‌ريزي, سازمان‌دهي, رهبري و كنترل را تجربه كردند. بعد از آنان نيز ايرانيان, مديريت را  با تجربيات و نگرش‌هاي خود آزمودند. در حدود سال‌هاي 350 تا 400 قبل از ميلاد, يونانيان مديريت را به عنوان يك هنر متمايز تشخيص داده و رويكردي علمي را براي آن ابداع نمودند. در آغاز قرن بيستم, مديريت به عنوان يك رشته و مقوله رسمي و ساخت‌يافته مطرح شد.

اولين مفاهيم مديريت و تاثيرات آنان

اولين مقولات كليدي كه باعث تعويق رشد و شكوفايي كسب‌وكارهاي گذشته مي‌شدند ارتباطات و حمل‌ونقل بوده‌اند. به مرور زمان و با تسهيل و بهبود اين دو,  شركت‌ها مسير رشد خود را با شتاب در پيش گرفتند و هر روز پيچيده‌تر شدند. در چنين شرايطي كوچكترين ارتقا و بهبودي در شگردهاي مديريتي باعث بروز تغييرات قابل‌توجه‌اي در كميت و كيفيت توليدات مي‌شد. ظهور عوامل ذيل در اين عرصه,‌ نقشي كليدي در رشد شركت‌ها و سازمان‌ها بازي نمود:

  1. ظهور مفهوم ”اقتصاد مقياس“ (يعني كاهش هزينه متوسط توليد در ازاي افزايش حجم كل توليد) مديران بسياري را براي ايجاد رشد هرچه بيشتر برانگيخت.
  2. انقلاب صنعتي باعث شد تا به مسايل و مشكلات مديريت (به ويژه كارآيي, فرآيندهاي توليد, و كاهش هزينه‌ها) به صورت جدي‌تر و برمبناي تفكر سيستماتيك پرداخته شود.

رويكردهاي كلاسيك

دوره مابين سال‌هاي اواسط قرن نوزدهم تا اوايل دهه 1950 ميلادي را مي‌توان دوره كلاسيك دانست. از مهمترين رويكردهاي متولدشده در اين دوره مي‌توان به مديريت سيستماتيك, مديريت علمي, مديريت اجرايي (يا اداري), مبحث روابط انساني, و ديوان‌سالاري (تشريفات اداري) اشاره كرد.

الف. مديريت سيستماتيك: در طول قرن نوزدهم, رشد كسب‌وكارهاي آمريكايي بر محور ساخت و توليد متمركز بود. در همين راستا:

  1. اكثر وظايف سازماني تقسيم شده و توسط افراد متخصص انجام مي‌شدند.
  2. در رويكرد سيستماتيك تلاش شد تا با تدوين رويه‌ها و فرآيندهاي بسيار مشخص براي امور, هماهنگي كارها تصمين گردد. براي برآوردن اين هدف:

    الف. وظايف و مسؤوليت‌ها به صورت دقيق و كامل تعريف مي‌شدند.

    ب. فنون استانداردشده‌اي براي انجام وظايف در نظر گرفته شد.

    ج. ابزارهاي خاصي براي جمع‌آوري, بكارگيري, انتقال و تحليل اطلاعات ابداع شد.

د. براي تسهيل هماهنگي‌ و ارتباطات داخلي, سيستم‌هاي حسابرسي هزينه, حقوق و كنترل توليد ايجاد شدند.

ب. مديريت علمي: دومين رويكرد مديريتي را فردريك تيلور ابداع كرد كه آن را به نام مديريت علمي مي‌شناسيم. اين رويكرد مدعي بكارگيري روش‌هاي علمي در تحليل كارها و تعيين نحوه انجام و تكميل وظايف توليد به صورت كارآمد است. تيلور چهار اصل را براي مديريت علمي برشمرد:

  1. مديريت بايد براي هر بخش از كار افراد, رويكردي دقيق و علمي را خلق كند تا بتوان اصول راهنماي كلي و صريحي‌ را جايگزين آنها نمود (چيزي نامشخص و به صورت ضمني باقي نماند).
  2. مديريت بايد افراد را به صورت علمي انتخاب كرده, آموزش داده و آماده كار نمايد بطوريكه هر شخصي دقيقاً شغل مناسب خود را داشته باشد.
  3. مديريت بايد به‌گونه‌اي با كاركنان همكاري و همياري نمايد كه بتوان از هماهنگي مشاغل با طرح‌ها و اصول, اطمينان حاصل نمود.
  4. مديريت بايد تضمين نمايد كه كار و مسؤوليت كاركنان و مديران, به طور مساوي تقسيم شده است.

ج. مديريت اجرايي (اداري): رويكرد مديريت اجرايي بر غلبه نگاه مديران ارشد در كل سازمان تاكيد دارد و مدعي است مديريت, يك حرفه است و قابل آموزش است. هنري فايول, يك مهندس معدن و مدير اجرايي فرانسوي, كتابي را منتشر كرد كه در آن به شرح تجربيات مديريتي خود پرداخت. فايول, 5 كاركرد و 14 اصل براي مديريت برشمرد. اين 5 كاركرد عبارتند از: برنامه‌ريزي, سازمان‌دهي, فرماندهي, هماهنگ‌سازي, و كنترل.

چهارده اصل مديريتي فايول بدين شرح‌اند:

  1. تقسيم كار: كارها را به وظايف تخصصي تقسيم نموده و مسؤوليت‌ها را به افراد مشخصي واگذار نماييد.
  2. تفويض اختيار: مسؤوليت و اختيار را با هم واگذار نماييد.
  3. انتظام: انتظارات را به طور شفاف مشخص نموده و متخلفان را مجازات نماييد.
  4. وحدت فرماندهي: بايد هر كارگر يا كارمندي فقط و فقط به يك مدير (ناظر) مرتبط گردد.
  5. وحدت سمت‌وسو: بايد تمامي امور كاركنان بر كسب اهداف سازماني متمركز باشند.
  6. هضم نفع شخصي در نفع جمعي: بايد منافع عمومي (جمعي) رجحان داشته باشند.
  7. پاداش‌: بايد به صورت سيستماتيك از اقدامات و فعاليت‌هاي همسو با جهت سازمان, تقدير نمود.
  8. تمركزگرايي: بايد اهميت نقش‌هاي ارشديت و زيردستي (فرمانبرداري) مشخص گردد.
  9. سلسله‌مراتب: ارتباطات را از طريق زنجيره (نردبان) فرماندهي دنبال نماييد.
  10. نظم: مشاغل و اصول كاري را به‌گونه‌اي مناسب سروسامان دهيد, چون پشتيبان حركت و سمت‌وسوي سازمان هستند.
  11. برابري: وجود اصول و نظم عادلانه و منصفانه باعث افزايش مشاركت كاركنان مي‌شود.
  12. امنيت شغلي: وفاداري و عمر خدمت كاركنان را افزايش دهيد.
  13. ابتكار عمل: كاركنان را به‌گونه‌اي تشويق كنيد كه خودشان در راستاي مقاصد سازمان عمل نمايند.
  14. روح كار گروهي: يكپارچگي بين منافع و علايق كاركنان و مديران را ارتقا دهيد.

د. روابط انساني: اين رويكرد كوشيده است تا چگونگي تعامل فرآيندهاي روانشناسانه و اجتماعي افراد با شرايط كاري‌شان را (در راستاي ارتقاي عملكرد) درك نمايد. رويكرد روابط انساني, اولين رويكرد عمده‌اي است كه بر روابط كاريِ غيررسمي و ارضاي كاركنان متمركز شد.

مطالعات هاوتورن, سري آزمايشاتي است كه از سال 1924 تا 1932 انجام شدند. در اولين مرحله از اين آزمايشات (آزمايش روشنايي), شرايط كاري مختلف, بويژه روشنايي كارخانه, تغيير داده مي‌شدند تا تاثيرات آنها بر بهره‌وري مشخص گردد. محققان به اين نتيجه رسيدند كه كارگران در برابر پژوهشگراني كه ناظر آنان بوده‌اند واكنش نشان داده و متفاوت عمل كرده‌اند. اين واكنش به اثر هاوتورن معروف شد.

اين نتيجه‌گيري, محققان را به اين باور رسانيد كه بهره‌وري بيش از آنكه متاثر از عوامل فيزيكي يا ملموس باشد متاثر از عوامل روانشناسانه و اجتماعي است. طرفداران نظريه روابط انساني معتقدند مديران بايد بيش از گذشته به رفاه, انگيزش و ارتباطات كاركنان بپردازند.

پژوهشگر ديگر حوزه روابط انساني آبراهام مازلو است. مازلو در سال 1943 مدعي شد كه انسان‌ها داراي 5 سطح از نياز هستند. پايه‌اي‌ترين نيازها, نيازهاي فيزيكي افراد همچون غذا, آب و سرپناه است, و بالاترين سطح نيازهاي او, خوديابي يا ارضاي شخصي است. مازلو بيان داشت كه مردم از ارضاي نيازهاي سطح پايين خود شروع كرده و به مرور به سطوح نياز بالاتر دست مي‌يابند.

و. ديوان‌سالاري: ماكس وِبِر, جامعه‌شناس, حقوق‌دان و تاريخ‌شناس آلماني, در كتاب معروف خود ”نظريه سازمان‌هاي اجتماعي و اقتصادي“ نشان داد كه چگونه مديريت مي‌تواند كارآمدتر و منسجم‌تر عمل نمايد:

  1. وِبِر اعتقاد داشت ساختارهاي ديوان‌سالارانه مي‌توانند تغييرات ناشي از تفاوت مهارت‌ها, تجربيات و اهداف مديران يك سازمان واحد را از ميان بردارند.
  2. برطبق نظريه وِبِر, ديوان‌سالاري مقوله‌اي بسيار بااهميت است چون سازمان‌هاي بزرگ را قادر به انجام انبوه فعاليت‌هاي روزمره‌شان (كه براي حيات‌شان ضروري است) مي‌نمايد.

رويكردهاي نوين

از جمله رويكردهاي نوين در مديريت مي‌توان به مديريت كمي,‌ رفتار سازماني, نظريه سيستم‌ها, و نگرش احتمالي اشاره كرد.

الف. مديريت كمـّي: اين رويكرد بر كاربرد تحليل‌هاي كمـّي بر تصميمات و مسايل مديريتي تاكيد دارد. مديريت كمـّي مديران را قادر مي‌سازد تا برپايه مدل‌هاي رسميِ رياضيِ يك مساله, تصميم‌گيري نمايند. كامپيوترها توسعه اين‌گونه روش‌هاي كمـّي خاص را تسهيل نموده‌اند. از جمله آنها مي‌توان به فنوني همچون نظريه تصميم آماري, برنامه‌ريزي خطي, نظريه صف, شبيه‌سازي, پيش‌بيني, مدل‌سازي دارايي‌ها, مدل‌سازي شبكه‌اي و تحليل سربه‌سري اشاره كرد.

  ب. رفتار سازماني: اين رويكرد بر مطالعه و تعيين فعاليت‌هاي مديريتي‌اي كه باعث ارتقاي اثربخشي كاركنان, از طريق درك طبيعت پيچيده فرآيندهاي فردي, گروهي و سازماني مي‌شوند, متمركز است. رفتار سازماني به كمك رشته‌هاي مختلف (همچون روانشناسي و جامعه‌شناسي) به توضيح رفتار افراد در شغل خود مي‌پردازد.

نظريه ايكس و ايگرگ آقاي داگلاس مك‌گروگر بيانگر گذار به سمت روابط انساني است. بر طبق ايده مك‌گروگر, مديران نظريه ايكس فرض مي‌كنند كاركنان‌شان, افرادي تنبل و غيرمسؤول هستند كه نيازمند نظارت دائمي و انگيزش بيروني (در جهت حصول اهداف سازماني) هستند. در مقابل مديران نظريه ايگرگ,‌ معتقدند كاركنان (ذاتاَ) قصد كاركردن دارند و خودشان قادر به هدايت و كنترل خويش هستند.

از جمله ديگر صاحبنظران در زمينه رفتار سازماني مي‌توان به كريس آرجيريس (كه استقلال‌عمل و مشاغل بهتر براي كاركنان را پيشنهاد مي‌دهد) و رنيس ليكرت (كه بر ارزش مديريت مشاركتي تاكيد داشت) اشاره كرد.

  ج. نظريه سيستم‌ها: به طور كلي رويكردهاي كلاسيك موردانتقاد واقعند, چون اولاَ‌ روابط مابين سازمان و محيط خارجي آن را در نظر نمي‌گرفتند, و ثانياَ اينكه معمولاَ‌ بر بعد خاصي از سازمان متمركز شده يا كاركنان آن را همچون هزينه ديگر ملاحظات مي‌انگارند.

  د. نگرش احتمالي: اين نگرش برمبناي ايده‌هاي نظريه سيستم‌ها, اصول جهاني مديريت را رد كرده و بيان مي‌دارد كه عوامل متنوعي (هم داخل و هم خارج سازمان) ممكن است بر عملكرد سازمان تاثير گذارند. بنابراين يك روش بهينه براي مديريت و سازمان‌دهي وجود ندارد, چون شرايط تغيير كرده و پيشامد‌هايي رخ مي‌دهند.

خصايص موقعيتي (موقتي) را احتمالات مي‌ناميم. احتمالات از اين قرارند:

  1. پيشامدهاي رخ‌دهنده در محيط خارجي سازمان
  2. نقاط قوت و ضعف داخلي سازمان
  3. ارزش‌ها, اهداف و ديدگاه‌هاي مديران و كاركنان سازمان
  4. نوع وظايف, منابع و فناوري‌هايي كه سازمان بكار مي‌گيرد.

يك مدير مي‌تواند با نظر بر اين احتمالات, وضعيت را مشخص كرده و استراتژي رقابتي,‌ ساختار سازماني, يا فرآيند مديريتي مناسب را در مواجهه با پيش‌آمدها برگزيند.

حسابداری مدیریت چیست؟

حسابداری مدیریت چیست؟
حسابداری مدیریت، یک سیستم اندازه‌گیری برای گرداوری اطلاعات مالی و عملیاتی است که فعالیت مدیریتی و رفتارهای انگیزه‌ای را هدایت می‌کند و ارزشهای فرهنگی را که برای به‌دست‌آوردن هدفهای استراتژیک سازمان لازم است خلق و حمایت می‌کند.

در این تعریف از حسابداری مدیریت چهار عقیده کلیدی گنجانده شده است. این عقیده‌ها شامل: ماهیت، محدوده، هدف و شاخصهای حسابداری است.
1ـ حسابداری مدیریت، از نظر ماهیت، یک فرایند اندازه‌گیری است.
2ـ محدوده حسابداری مدیریت شامل اطلاعات عملیاتی مانند نقص یا کمبود واحدهای تولیدشده است.
3ـ هدف از حسابداری مدیریت کمک به یک سازمان به‌منظور رسیدن به هدفهای استراتژیک کلیدی تعیین شده است.
4ـ اطلاعات مناسب در حسابداری مدیریت سه شاخص بارز دارند:
شاخص فنی: بالا بردن درک پدیده اندازه‌گیری و گرداوری اطلاعات مربوط برای تصمیمهای استراتژیک،
شاخص رفتاری: تشویق و ترغیب اعمالی که با هدفهای استراتژیک سازمان سازگارند،
شاخص فرهنگی: حمایت و یا خلق یک رشته ارزشهای فرهنگی تقسیم شده در یک سازمان.
این تعریف از حسابداری مدیریت شامل بعضی عقایدی است که با دیگر تعریفها در این حوزه فرق می‌کند. مثلاً انجمن حسابداران مدیریت (IMA) به‌عنوان مجمعی حرفه‌ای، حسابداری مدیریت را چنین تعریف می‌کند:
“حسابداری مدیریت عبارت است از فرایند تشخیص، اندازه‌گیری، جمع‌آوری، تحلیل، تهیه، تفسیر و ارزیابی و کنترل داخلی فعالیتهای سازمان برای تضمین و اطمینان از استفاده مناسب از سرمایه”.
حسابداری مدیریت همچنین شامل تهیه گزارشهای مالی برای گروههای غیرمدیریتی همانند سهامداران، بستانکاران، اعتباردهندگان و صاحبنظران مالی است.
مقایسه تعریف انجمن حسابداران مدیریت با تعریفی که در این مقاله استفاده شد چند اختلاف اصلی را آشکار می‌سازد:
* تعریف انجمن حسابداران مدیریت به‌شدت بر آنچه حسابداری مدیریت انجام می‌دهد متمرکز است. اما تعریف ارائه شده در این مقاله بر هدف فعالیتها که همانا دستیابی و حفظ هدفهای استراتژیک است، تاکید دارد.
* تعریف انجمن حسابداران مدیریت تنها شامل اطلاعات مالی می‌شود در حالی‌که در تعریف ارائه شده در این مقاله علاوه بر اطلاعات مالی، اطلاعات عملیاتی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در صورتی‌که موسسه‌ای قصد دستیابی به مزیت رقابتی و حفظ آن را داشته باشد هر دو گروه از اطلاعات پیشگفته برای موسسه پراهمیت و حساس است.
* در تعریف انجمن حسابداران مدیریت، بخشی از حسابداری مدیریت شامل گزارشهای غیرمدیریتی برای مقاصد مالیاتی است. البته این نیز وظیفه مدیریت است، اما این گزارشها نه‌تنها باید قوانین و احکام قرارداده شده را تایید کنند بلکه باید نوعی اطلاعات استراتژیک را که مورد نیاز مدیریت است نیز فراهم آورند.
* سرانجام تعریف انجمن حسابداران مدیریت درمورد شاخصه‌های اطلاعات حسابداری مدیریت مسکوت می‌ماند. در حالی‌که در تعریف ارائه شده در این مقاله، شناخت ثابتی از شاخصه‌های حسابداری مدیریت ارائه می‌شود.
طبیعت و محدوده‌های حسابداری مدیریت
سیستمهای حسابداری مدیریت نتایج اندازه‌گیریهای مالی وغیرمالی فعالیتهای عملیاتی را گزارش می‌کنند. این سیستمها همچنین به پروژه‌ها و طرحهای عملیاتی آینده نیز کمک می‌دهند. یکی از نمونه‌های اطلاعاتی که مدیران به آن نیازمندند، بهای تمام‌شده محصول و اندازه‌گیری تحویل تولیدات بموقع است.
این اقلام دونوع از انواع اندازه‌گیری است که حسابداری مدیریت با آن سروکار دارد.
بهای تمام‌شده مثالی است از اندازه‌گیری که در اصطلاحات مالی بیان می‌شود، در حالی‌که تحویل بموقع مثالی است از اندازه‌گیری عملیاتی.
آموزش تولیدکنندگان برای اندازه‌گیری، جمع‌آوری، گزارش، تفسیر و ارائه این اطلاعات به مدیران، موضوع حسابداری مدیریت است.
روشهای اندازه‌گیری مختلفی برای پدیده‌ها وجود دارد. برای مثال بهای تمام‌شده محصول یا توانایی سوداوری آن را به چندین روش می‌توان محاسبه کرد. به همین ترتیب کیفیت را نیز می‌توان با استفاده از تنوع روشها اندازه گرفت.
هر عملیات مالی و غیرمالیِ درخور اندازه‌گیری ممکن است تحت شرایط خاصی مفید و سودمند باشد. درک روشهای چندگانه اندازه‌گیری و دانستن زمان و چگونگی استفاده از‌ آنها قسمت اصلی مطالعه حسابداری مدیریت است.
هدف حسابداری مدیریت‌ـ مثلث استراتژیک
هدف اساسی حسابداری مدیریت کمک به سازمان به‌منظور به‌دست آوردن اصول استراتژیک آن سازمان است. فراهم آوردن این اصول نیازهای مشتریان و دیگر سهامداران را برآورده می‌کند.
استراتژی راهی است که به‌کمک آن، شرکت خود را از دیگر رقیبان متمایز می‌سازد و جایگاه خود را پیدا می‌کند.
امتیازات رقابتی برروی سه بُعد کیفیت، زمان و بهای تمام‌شده یا هزینه استوار است.
مشتریان انتظارات مختلفی از حالات و کیفیت قابل اعتماد به محصول دارند. آنها بهای تمام‌شده، زمان و چگونگی تحویل محصول یا خدمتشان را درنظر می‌گیرند.
برای راضی نگه‌داشتن مشتریان و رقابت با سایر تولیدکنندگان باید به‌صورت همزمان روی سه بُعد کیفیت، هزینه و زمان رقابت کرد. این سه عنصر یک مثلث استراتژیک را تشکیل می‌دهند.
* کیفیت، تجربه کلی یک مشتری با یک محصول است که خصوصیات فیزیکی و امکانات آن محصول و قابلیت اعتماد به کارایی امکانات آن را دربر می‌گیرد. کیفیت همچنین شامل خدمات‌دهی این امکانات مانند خدمات پس‌از فروش و سطح کارایی خدمات انجام شده به‌وسیله یک سازمان است.
* بهای تمام‌شده یا هزینه، شامل منابع مصرف‌شده به‌وسیله تولیدکنندگان و سازمانهای حمایت‌کننده آنها مانند عرضه‌کنندگان و فروشندگان است. بهای تمام‌شده محصول شامل کل حلقه ارزش یعنی کل تشکیلات از عرضه‌کننده تا خدمات‌دهی بعداز فروش و مصرف‌کنندگان یا کسانی که برای مشتریان ارزش افزوده به‌وجود می‌آورند می‌باشد. با این تعبیر بهای تمام‌شده مشتریان شامل بهای تمام‌شده حمایت‌کننده و مصرف‌کننده محصول است، که این معمولاً بهای تمام‌شده مالکیت نامیده‌ می‌شود.
* زمان یعنی مدتی‌که طول می‌کشد تا شرکت پس از اعلام نیاز محصول را در دسترس مشتری قرار دهد، یا مدتی که شرکت قادر است محصولاتش را با امکانات جدید یا تکنولوژی نوآوری شده با سرعت توسعه دهد و آن را در سریعترین وقت به بازار عرضه کند. همچنین زمان شامل صرف وقت جهت کامل‌کردن حلقه فعالیتها نظیر شروع تا پایان تولید می‌شود.
شکل 1 شمایی از مثلث استراتژیک را نشان می‌دهد. این مثلث در فهم چگونگی طراحی و ارزیابی سیستمهای حسابداری مدیریت نقادانه است و پی‌درپی در بخشهای خاص حسابداری مدیریت استفاده می‌شود.
حسابداری مدیریت در ذات خود، هدف نیست، بلکه وسیله مهمی است برای به‌دست آوردن هدفهای استراتژیک سازمان.
شکل 1 به‌طور ساده روش مناسب و راحتی برای به‌دست آوردن بسیاری از عناصر استراتژی رقابتی را نشان می‌دهد. در حالی‌که عناصر اصلی استراتژی در گذشته نیز بارها منتشر شده است لیکن استفاده از یک گروه سه تایی برای نشان دادن آنها تازگی دارد. این مثلث بسیار مانند همان چیزی است که آرتور اندرسن (Arthur Anderson) استفاده کرد. رابین‌کوپر (Robin Cooper) از یک فضای سه بُعدی برای نمایش قیمت، کیفیت و اجرا استفاده می‌کند. سه عنصر مثلث استراتژیک مربوط به همه سازمانها می‌شود: تجارت، بازار و فعالیتهای غیرانتفاعی دولت. این سازمانها با یک تقاضا برای قیمت پایین، کیفیت بالا و تحویل بموقع محصول یا خدمات رو به‌رو هستند.
برای مثال دانشگاهها باید کیفیت آموزشی را در قیمت قابل پرداخت فراهم نمایند ضمن اینکه دایرکردن کلاسها نیز باید منطبق با نیاز دانشجویان باشد.
سرانجام نکته اینجاست که مفهوم کیفیت، هزینه و زمان در چارچوب یک سازمان یا محصول تغییر می‌کند. برای مثال کیفیت در رابطه با اتومبیل، اجزای آن (راحتی راننده، ایمنی سیستم موزیک و غیره…) و قابلیت اعتماد (تناوب یا تکرار تعمیرات) است. در حالی‌که کیفیت در رابطه با تحصیل مشکلتر تعریف می‌شود که ممکن است به سواد یا معلومات عمومی و یا مهارتهای شغلی، توانایی تفکر، مهارتهای ارتباطی و… اطلاق شود.
به‌همین شیوه، زمان برای یک کارخانه‌دار اجسام نیمه هادی همانند اینتل (INTEL) عرضه بموقع یک میکروپرسسور جدید برای اولین بار به بازار است و برای یک کمپانی مثل فدرال اکسپرس (Federal Express) زمان یعنی تحویل بموقع.
طبیعت حسابداری مدیریت
حسابداری مدیریت برای تحکیم نقش فعالیتهایش در استراتژی سازمان باید به فراهم آوردن اطلاعات مربوط به سه اصل استراتژیک کیفیت، هزینه و زمان کمک کند. این اطلاعات شامل:
1ـ جمع‌آوری اطلاعات از فعالیتهای روزانه مدیران که با اصول استراتژیک سازمان مرتبط است،
2ـ افزایش توانایی مدیران برای تاثیرگذاری در تمام عملیات اقتصادی انجام شده به‌منظور کسب اصول استراتژیک سازمان یا به‌عبارت دیگر افزایش میزان تاثیرگذاری مدیران در مجموعه عملیات مرتبط با مشتریان، عرضه‌کنندگان و فروشندگان در جهت استراتژیهای سازمان، و
3ـ فراهم‌آوردن دیدگاهی وسیع از استراتژیها و فعالیتهای سازمان است.
ارتباط با فعالیتهای روزانه
برقراری ارتباط بین فعالیتهای روزانه هر فرد در سازمان با موضوعهای استراتژی مدون‌شده از اهمیت خاصی برخوردار است.
یک شرکت کامپیوتری در ایالات متحد بر خود می‌بالید که در استراتژی‌اش چنان ارتباطی ایجاد کرده که هر کسی در هر سطحی در سازمان از هدفهای شرکت با خبر است. بعضی از منتقدان و شکاکان که از بیرون به شرکت نگاه می‌کردند تصمیم گرفتند که از این ادعا امتحان به‌عمل آورند. آنها از یک نظافتچی که در آن شرکت کار می‌کرد در مورد شغلش و ارتباط آن با هدفهای سازمان سئوال کردند. نظافتچی پاسخ داد که: “هدف سازمان ما کاهش بهای تمام‌شده محصولات است. بخشی از بهای تمام‌شده محصولات ما را هزینه انبارداری مواد و قطعات تشکیل داده است. ما اخیراً شیوه‌مان را به‌روش نگهداری محصولات به‌صورت آنی و بموقع که باعث کاهش هزینه‌های انبار می‌شود تغییر داده‌ایم. این بدان معنی است که عرضه‌کنندگان ما محصولاتشان را هر دو ساعت به ما تحویل می‌دهند. اگر من محل این بارگیری را قبل از اینکه محموله‌های بعدی برسند تمیز نکنم ما نمی‌توانیم تحویل را بموقع انجام دهیم و این‌کار روند و برنامه تولید را به‌تعویق می‌اندازد و در نهایت مجدداً باعث افزایش بهای تمام‌شده محصولات می‌شود. همچنین با این‌کار می‌توانیم باعث ایجاد ارزش افزوده برای عرضه‌کنندگان شویم”.
ارتباط موفق به نظافتچی اجازه داده بود که فعالیتهای روزانه‌اش را با استراتژی سازمان پیوند دهد، و این‌کار او را تشویق می‌کرد که به‌شیوه‌ای رفتار کند تا به کارش معنی ببخشد. او در واقع شخص مهمی در کامل کردن و به انجام رساندن موضوعی مرتبط با اصول استراتژیک سازمان شمرده می‌شد.
به این ترتیب حسابداری مدیریت به مدیران کمک می‌کند تا دربارة رئوس مثلث استراتژیک یعنی کیفیت، هزینه و زمان اطلاعات مورد نیاز را فراهم و منتشر کنند.
اطلاعات حسابداری مدیریت به مدیر کمک می‌کند که اهداف کیفیتی را از طریق اندازه‌گیری منابع صرف‌شده برای پیشگیری از نواقص احتمالی تولیدات، هزینه بازسازی تولیدات ناقص، هزینه انجام تعمیرات و نگهداری تجهیزات، فرصتهای از دست رفته فروش به‌دلیل نبود کیفیت محصولات و سرمایه‌گذاری جدید برای افزایش کیفیت محصول مشخص کند و به تحلیل تاثیرات هزینه‌های کیفیت بر سود برسد.
مثالهایی از اطلاعاتی که به مدیران کمک می‌کند تا مفاهیم استراتژیک مدیریت بهای تمام‌شده را دریابند عبارتند از اطلاعات منابع صرف‌شده برای تولید محصولات درطی یک دوره زمانی، اندازه‌گیری منابع صرف‌شده برای اجرای سایر فعالیتها در طی یک دوره زمانی، تجزیه و تحلیل عوامل موثر در بهای تمام‌شده، تجزیه و تحلیل سوداوری محصولات، تجزیه وتحلیل ساختاری قیمت عرضه‌کنندگان و مقایسه قیمتهایشان با قیمتهای سایر رقیبان.
حسابداری مدیریت همچنین برای کمک به درک اصل دیگر استراتژیک یعنی زمان با استفاده از معیارهای اندازه‌گیری گزارشهایی مثل فرصتهای از دست رفته فروش به‌علت تأخیر در تولید، هزینه‌های ناشی از تاخیر مواد از جانب عرضه‌کنندگان، مقایسه فروش محصولات جدید در مقابل محصولات قدیم، زمان پاسخگویی به سفارشهای مشتریان و میزان ظرفیتهای در دسترس استفاده نشده به‌دلیل تولید محصولات جدید را تهیه می‌کند.
شکل 2 بیانگر رابطه همکنشی بین استراتژی‌های سازمانی، حسابداری مدیریت و فعالیتهای روزانه افراد در سازمان است. این اطلاعات در دو مسیر جریان دارند.
توسعه در شرکتهای بزرگ
کیفیت، قیمت و زمان پاسخگویی به تقاضای مشتریان در اغلب سازمانها وابسته به نوع رابطه با عرضه‌کنندگان و فروشندگان است.
این رابطه قسمتی از زنجیره ارزش شرکت است و نحوه ارائه خدمات به مشتریان در شرکتهای درحال توسعه را نشان می‌دهد.
شکل 3 نشاندهنده نمونه‌ای عمومی از شرکتهای در حال توسعه است. حسابداری مدیریت باید با فراهم آوردن اطلاعات برای توسعه شرکتها به تمرکز مدیریت به فراسوی مرزهای سازمانی کمک کند. برخی از مثالها از نوع اطلاعات حسابداری مدیریت که مورد نیاز شرکتهای درحال توسعه است عبارتند از انتظارات مشتریان از امکانات و قیمتها، تاثیر فعالیتهای مدیران بر بهای تمام‌شده کالاهای تامین‌شده، هزینه‌های بازاریابی توسط واسطه‌های فروش و درصد توزیع بهای تمام‌شده بین عوامل داخلی و خارجی سازمان.

ماخذ فصلنامه حسابرس

مدیریت گمرک

مدیریت گمرک

گمرک‌ در خدمت‌ تجارت‌ جهان‌ است‌ و گرایش‌ مدیریت‌ امور گمرکی‌ نیز بخشی‌ از مدیریت‌ تجاری‌ و بازرگانی‌ است‌ که‌ در آن‌ نحوه‌ بررسی‌ کالاهای‌ وارداتی‌ و صادراتی‌ و نحوه‌ تنظیم‌ اظهار نامه‌ها و چگونگی‌ ایجاد تعرفه‌های‌ مالیاتی‌ آموزش‌ داده‌ می‌شود. همچنین‌ دانشجویان‌ می‌آموزند براساس‌ سیاست‌ اقتصادی‌ کشور، کالاهای‌ ممنوعه‌ و غیرممنوعه‌ را شناسایی‌ کنند.

دروس‌ اصلی‌ و تخصصی‌ گرایش‌ مدیریت‌ امور گمرکی‌:
مالیه‌ عمومی‌ و خط‌مشی‌ مالی‌ دولت‌ها، اصول‌ بیمه‌ ، حقوق‌ و مقررات‌ مدنی‌، حقوق‌ تجارت‌، توسعه‌ اقتصادی‌ و برنامه‌ریزی‌، حسابداری‌ دولتی‌ ، مسایل‌ بانکی‌ و اعتبارات‌ اسنادی‌، مکاتبات‌ بازرگانی‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌، روش‌های‌ تحقیق‌ و مأخذشناسی‌، اصول‌ تنظیم‌ و کنترل‌ بودجه‌ دولتی‌، قوانین‌ و مقررات‌ گمرکی‌ ، شیمی‌ کانی‌ها و فلزات‌، شناخت‌ الیاف‌ نسجی‌ و مصنوعات‌ آنها، آشنایی‌ با ماشین‌آلات‌ و تجهیزات‌ الکتریکی‌ و الکترونیکی‌، آشنایی‌ با میراث‌ فرهنگی‌، آثار هنری‌ و عتیقه‌جات‌، مقررات‌ عمومی‌ صادرات‌ و واردات‌ سازمان‌ها و کنوانسیون‌های‌ بین‌المللی‌ گمرکی‌، زبان‌ انگلیسی‌ تخصصی‌ ، بازرگانی‌ بین‌الملل‌ ، امور مالی‌ بین‌الملل‌، آشنایی‌ با صنعت‌ حمل‌ و نقل‌، طبقه‌بندی‌ کالا.
توانایی‌های‌ لازم
قدرت‌ رهبری‌، اعتماد به‌ نفس‌، روابط‌ اجتماعی‌ خوب‌، توان‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ و قدرت‌ بیان‌ قوی‌ از ویژگی‌های‌ لازم‌ برای‌ دانشجوی‌ رشته‌ مدیریت‌ در تمامی‌ گرایش‌ها است‌. دانشجوی‌ این‌ رشته‌ بخصوص‌ در گرایش‌های‌ بازرگانی‌ و صنعتی‌ باید به‌ مسائل‌ تجاری‌ و اقتصادی‌ و محیط‌ بازار علاقه‌مند بوده‌ و در دروس‌ ریاضی‌، زبان‌ انگلیسی‌ و ادبیات‌ فارسی‌ قوی‌ باشد. همچنین‌ دانشجوی‌ رشته‌ مدیریت‌ بخصوص‌ مدیریت‌ صنعتی‌ باید در دروس‌ ریاضی‌ و آمار قوی‌ باشد. دانشجوی‌ مدیریت‌ جهانگردی‌ نیز لازم‌ است‌ که‌ به‌ تاریخ‌ و فرهنگ‌ خود و به‌ درس‌ جغرافیا علاقه‌مند باشد و از روابط‌ اجتماعی‌ خوبی‌ برخوردار بوده‌ و به‌ یک‌ زبان‌ خارجی‌ مثل‌ انگلیسی‌، فرانسه‌ یا عربی‌ مسلط‌ باشد تا بتواند با جهانگردان‌ خارجی‌ به‌ راحتی‌ ارتباط‌ برقرار کند. این رشته از هر سه گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو می‌پذیرد

آینده شغلی و بازار کار رشته حسابداری در ایران

آینده شغلی و بازار کار رشته حسابداری در ایران

به نظر می‌رسد فارغ‌التحصیلان دوره‌های تحصیلات تکمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار کار دارند.
فرصت‌های شغلی یک حسابدار بسیار گسترده است و از پایین‌ترین سطح تا بالاترین سطح را در بر می‌گیرد. با وجود این که در دانشگاههای مختلف کشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تحصیل می‌کنند، اما تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار این رشته از سایر رشته‌ها کمتر است. چون از یک موسسه کوچک گرفته تا بزرگترین کارخانه‌های کشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.
همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات کاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امکان‌پذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شرکتها اعم از دولتی و خصوصی می‌باشد.
فارغ‌التحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل می‌توانند در سطوح مختلف و شاخه‌های متفاوت عهده‌دار انجام امور مالی گردند که شرح آن چنین است:

حسابداری:
فارغ‌التحصیلان می‌توانند در کلیه مؤسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخه‌های زیر مشغول کار شوند.
حسابداری مالی: در کلیه شرکتها و مؤسسات تجاری و غیرانتفاعی.
حسابداری صنعتی : در کلیه واحدهای صنعتی و شرکتهای تولیدی.
حسابداری دولتی : در کلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذی حساب.
حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.
حسابداری بیمه : در مؤسسات بیمه .
حسابداری بانکها : در شعبه‌ها و سرپرستی بانکها .

همچنین حسابداران پس از مدتی اشتغال به کار حسابداری می‌توانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.
حسابرسی :
فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخه‌های حسابداری در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می‌شوند :
حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیأت مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیأت مدیره ارائه می‌دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می‌کنند.
حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در مؤسسات حسابرسی مشغول به کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این مؤسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می‌کنند. در واقع حسابرسان مستقل، رابط میان صاحبان شرکت و هیأت مدیره شرکت می‌باشند.
در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین مؤسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می‌باشند.
وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر
آموزش حسابداران و شرکت مؤثر آنها در فراهم‌آوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در کشور در حال توسعه‌ای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا که وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیت‌های اقتصادی، نه تنها لازم بلکه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیت‌های اقتصادی که بوسیله نظام‌های حسابداری گزارش می‌شود، می‌تواند از انحراف مسیر پیش‌بینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامه‌های توسعه اقتصادی جلوگیری کند.
فارغ‌التحصیلان توانمند این رشته مشکلی در زمینه کار ندارند ؛ چون هر فرد سرمایه‌گذار و هر مؤسسه اعتباری برای سرمایه‌گذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد.

معرفی رشته­ حسابداری و حسابرسی

معرفی رشته­ حسابداری و حسابرسی

  • تعریف حسابداری و حسابرسی
  • حسابداری یک فعالیت خدماتی است که وظیفه­اش فراهم کردن اطلاعات کمی، که اساسا دارای ماهیت مالی هستند، درباره واحد اقتصادی است. اطلاعات فراهم شده توسط حسابداری باید در تصمیم­گیری­های اقتصادی سودمند باشد.
  • حسابرسی فرآیندی منظم و با قاعده (سیستماتیک) جهت جمع­آوری و ارزیابی بی طرفانه شواهد درباره ادعاهای مدیریت در ارتباط با فعالیت­ها و وقایع اقتصادی، به منظور تعیین درجه انطباق این ادعاها و اظهارات با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش نتایج به افراد ذینفع است.
  • رابطه بین حسابداری و حسابرسی

خروجی فرآیند حسابداری، موضوع اصلی عملیات حسابرسی است و غالب شواهدی که در فرآیند حسابرسی مورد استفاده قرار می­گیرد توسط سیستم حسابداری تهیه شده است. در بیشتر مواقع حسابرسی و برخی از تکنیک­های آن چنان با فرآیند حسابداری آمیخته که گویی از اجزای لاینفک سیستم حسابداری است. بنابراین از بسیاری جهات حسابداری و حسابرسی تفکیک ناپذیرند و بدین دلیل حسابرس باید متخصص حسابداری نیز باشد، در صورتی که حسابدار نیازی به تخصص در زمینه حسابرسی ندارد.

  • پیشینه حسابداری و حسابرسی در ایران
  • پیشینه حسابداری ایران به نخستین تمدن­هایی بر می­گردد که در این سرزمین پا گرفت. مدارک به دست آمده از ایران باستان حکایت از این دارد که در عصر هخامنشی نظام مالی منسجمی برقرار بوده و حساب درآمد و مخارج حکومت به ریز و به دقت ثبت و نگاهداری می­شده است.
  • پیشینه حسابرسی نیز در ایران و اسلام به زمانی باز می­گردد که منبعی ( اعم از مالی یا غیر مالی) در جایی وجود داشته است. هرگاه انتقال ثروت مطرح شده، نوعی نظارت و بازرسی با خود به همراه داشته است. خصوصا نظارت حکومت بر اعضا و کارکنان خود و تفتیش اعمال و رفتار والیان و مامورین دولتی از دیرباز وجود داشته و شاید بتوان گفت سابقه­ی آن نزدیک و همراه سابقه­ی تشکیل جوامع اولیه و حکومت­ها است.
  • پیشینه رشته حسابداری و حسابرسی و ورود آن به دانشگاه­ها
  • رشته حسابداری اولین بار در دهه­ی 1330 با تاسیس اولین آموزشگاه­های عالی و دانشکده­های خصوصی از جمله آموزشگاه عالی حسابداری شرکت ملی نفت ایران، دانشکده علوم اداری و موسسه­ی عالی حسابداری مطرح گردید. در حال حاضر این رشته در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا و بدون هیچ گرایشی تدریس می­شود.
  • همواره حسابرسی به عنوان یک حرفه مستقل در قالب نهادهای حرفه­ای گوناگون از جمله انجمن­های حرفه­ای، موسسات حسابرسی بخش خصوصی و موسسات حسابرسی بخش عمومی در ایران مورد توجه بوده است اما تا سال 91 به عنوان یک رشته تحصیلی جداگانه محسوب نشده و به عنوان یکی از مواد درسی اصلی در تمامی مقاطع رشته حسابداری محسوب می­شد. لازم به ذکر است از سال 1391 رشته حسابرسی در مقطع کارشناسی ارشد در تعداد محدودی از دانشگاه­ها تدریس می­شود. به منظور قبولی و ادامه تحصیل در این رشته کافی است که دانشجو در آزمون حسابداری شرکت کند و در هنگام انتخاب رشته در صورت علاقه این رشته را انتخاب نماید لذا آزمون جداگانه­ای برای این رشته برگزار نمی­شود.
  • هدف رشته حسابداری و حسابرسی
  • از آنجایی­که محصول نهایی حرفه حسابداری مبنای تصمیمات اقتصادی اشخاص ذی نفع از جمله مدیران، سهامدارن، اعتباردهندگان، دولت و غیره قرار می گیرد بنابراین می­توان گفت که یکی از اهداف رشته حسابداری آموزش نیروی انسانی متخصص در جمع‌آوری، طبقه‌بندی، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهیه گزارشات مالی مطابق معیارهای از پیش تعیین شده از جمله استانداردها و اصول حسابداری می­باشد. از سوی دیگر به روز رسانی استانداردها و اصول حسابداری و تجدید نظر در چارچوب نظری مطابق با عوامل محیطی از جمله موارد با اهمیت و حیاتی در رشته حسابداری محسوب می­شود، بنابراین آموزش نیروی انسانی متخصص در این زمینه از دیگر اهداف این رشته می­باشد.
  • هدف رشته حسابرسی تامین نیروی انسانی متخصص و آگاه نسبت به استانداردهای حسابداری و حسابرسی و آخرین تغییرات آن، قوانین مالیاتی و تجارت، کنترل­های داخلی اثربخش و ارزیابی و مدیریت ریسک می­باشد.
  • آینده شغلی

فارغ التحصیلان رشته حسابداری و حسابرسی از فرصت‌های متنوع شغلی برخوردار می­باشند به طوری که به ندرت دیده می­شود که فارغ التحصیلان این رشته با مشکل بیکاری مواجه باشند. برای مثال فارغ التحصیلان این دو رشته می­توانند در زمینه­های گوناگون از جمله حسابداری مالی، مدیریت، دولتی، مالیاتی، بیمه و غیره و هم چنین زمینه‎ های گوناگون حسابرسی از جمله حسابرسی مستقل و داخلی فعالیت نمایند.

  • توانايي ‌هاي مورد نياز دانشجویان

رشته حسابداری از جمله رشته‌هایی است که از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو می‌پذیرد. اما با توجه به اینکه این رشته یک رشته­ کاملا کاربردی و هسته مرکزی تصمیم­گیری و گزارشگری مالی در یک واحد تجاری می باشد لذا به منظور کسب موفقیت در رشته حسابداری آشنایی با مبانی مدیریت، مبانی اقتصاد خرد و کلان، ریاضی و آمار، مبانی کامپیوتر، قوانین و مقررات مالیاتی و تجارت، اصول بازار سرمایه پیشنهاد می­گردد.

  • واحدهای درسی در دانشگاه در سطح کارشناسی ارشد
  • رشته حسابداری
دروس پیش نیاز تعداد واحد
تحلیل آماری 2
روش تحقیق 2
جمع واحدهای دروس پیش نیاز 4
دروس اصلی تعداد واحد
بررسی موارد خاص در حسابداری 3
سیستم های اطلاعاتی حسابداری 3
اقتصاد مدیریت 3
تئوری حسابداری 1 3
تئوری حسابداری 2 3
حسابرسی پیشرفته 2
حسابداری دولتی پیشرفته 3
حسابداری در مدیریت تکمیلی 3
تصمیم گیری در مسائل مالی 3
مباحث جاری در حسابداری 2
پایان نامه 4
جمع واحدهای دروس اصلی 32
جمع کل 36
جمع واحدهای موثر در معدل 32

  • در برخی از دانشگاه­ها دروس اقتصاد مدیریت، بررسی موارد خاص در حسابداری، سیستم­های اطلاعاتی حسابداری و پژوهش عملیاتی پیشرفته جز دروس اختیاری ارائه می­شود که گذراندن 9 واحد از این دروس ضروری می­باشد.
  • دروس پیش نیاز در معدل تاثیری ندارند.
  • رشته حسابرسی
دروس پیش نیاز تعداد واحد
آمار 2
روش تحقیق 3
مروری بر مبانی حسابداری 3
جمع واحدهای دروس پیش­نیاز 8
دروس اصلی تعداد واحد
کاربرد قوانین و مقررات مالی بانکی و بازرگانی در حسابرسی 3
مدیریت رفتار سازمانی پیشرفته و کاربرد آن در حسابرسی 3
سیستم­های اطلاعاتی مدیریت 3
تئوری­های حسابداری 3
حسابرسی سیستم های کامپیوتری 3
طراحی پژوهشهای حسابرسی 3
بررسی مسائل کاربردی در حسابرسی 2
جمع واحدهای دروس اصلی 20
دروس تخصصی تعداد واحد
تئوریهای حسابرسی 3
بررسی موارد خاص در حسابرسی 3
سمینار در حسابرسی 2
جمع واحدهای دروس تخصصی 8
جمع کل 36

  • دانشگاههای ارائه دهنده رشته حسابداری مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه های سراسری
دانشگاه تهران باهنر کرمان
دانشگاه تربیت مدرس شهید چمران اهواز
دانشگاه شهیدبهشتی شیراز
دانشگاه علامه طباطبایی فردوسی مشهد
الزهرا قم
علوم اقتصادی کردستان
ارومیه مازندران- بابلسر
اصفهان ولی عصر- رفسنجان
بوعلی سینا- همدان یزد
بین المللی امام خمینی- قزوین موسسه عالی آموزش بانکداری ایران- تهران
رازی کرمانشاه موسسات و دانشگاه­های غیر انتفاعی
سمنان دانشگاه پیام نور
سیستان و بلوچستان- زاهدان  
  • دانشگاههای ارائه دهنده رشته حسابرسی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه های سراسری
  • علامه طباطبایی
  • فردوسی مشهد
  • موسسات و دانشگاه­های غیر انتفاعی

  • ظرفیت دانشگاهها در رشته حسابداری در طی چند سال اخیر
  87 88 89 90 91 92
روزانه تهران 63 67 65 75 89 118
روزانه شهرستان 60 73 78 111 101 130
روزانه کل 123 140 143 186 190 248
شبانه تهران 36 43 44 42 62 61
شبانه شهرستان 40 42 36 54 47 55
شبانه کل 76 85 80 96 109 116
پیام نور تهران وکرج 0 0 0 0 0 30
پیام نور شهرستان 20 20 30 63 61 75
کل پیام نور 20 20 30 63 61 105
غیرانتفاعی تهران و کرج 0 0 0 38 36 15
غیرانتفاعی شهرستان 15 15 30 95 270 420
کل غیرانتفاعی 15 15 30 133 306 435
مجازی تهران 0 0 0 62 120 160
مجازی شهرستان 0 0 0 25 60 10
کل مجازی 0 0 0 87 180 170
نیمه حضوری تهران 0 0 0 0 10 0
نیمه حضوری شهرستان 0 0 0 12 12 15
کل نیمه حضوری 0 0 0 12 22 15
بین الملل 0 0 0 25 88 0
پردیس خودگردان 0 0 0 0 0 195
کل 234 260 283 602 956 1284
  • ظرفیت دانشگاهها در رشته حسابرسی در طی چند سال اخیر
  91 92
روزانه تهران 8 6
روزانه شهرستان 10 7
روزانه کل 18 13
شبانه تهران 14 14
شبانه شهرستان 4 4
شبانه کل 18 18
غیرانتفاعی تهران و کرج 0 15
غیرانتفاعی شهرستان 18 105
کل غیرانتفاعی 18 120
پردیس خودگردان 0 15
کل 54 166

 

  • ضرایب و تعداد سوالات هر درس رشته حسابداری و حسابرسی در دانشگاه سراسری
نام درس ضرایب تعدادسوالات توضیحات
زبان عمومی و تخصصی 2 30 15 سوال زبان عمومی و 15 سوال زبان تخصصی
ریاضی و آمار 3 40 25 سئوال ریاضی عمومی و 15 سئوال آمار و احتمال
حسابداری مالی 3 20  
حسابداری صنعتی 2 20  
حسابرسی 2 20  

رشته آینده پژوهی

آینده پژوهی رشته ای میان رشته ای و تلفیقی از علوم مهندسی و مدیریت است. هدف از این رشته تربیت متخصصانی است که دارای قدرت تخیل، پیش بینی و تصمیم گیری صحیح و به موقع در عرصه های خرد و کلان مخصوصا در عرصه علم و فناوری باشند.

آینده پژوهی منعکس می‌کند که چگونه از دل تغییرات یا عدم تغییرات” امروز”، واقعیت “فردا ” بوجود می آید.

منظور از “آینده” در آینده پژوهی، “آینده ای نامحدود” است. یعنی آینده بطور کامل از پیش تعیین شده نیست. آینده پژوهان با شناسایی حالت های مختلفی که در آینده می توانند رخ دهند برای دستیابی به آینده ای که نیازهای آنان را تامین و برآورده می کند، برنامه ریزی می کنند. در واقع پیش بینی، بخش کوچکی از فعالیتهای آنان را در بر می گیرد و فعالیتهای آنان، بسیار وسیعتر از پیش بینی آینده می باشد.

در ادامه برای آشنایی بیشتر متقاضیان انتخاب رشته کنکور ارشد و نیز افرادی که در بازار کار و کاریابی به دنبال آینده شغلی بهتری هستند، اطلاعات بیشتری شامل: برنامه درسی(سرفصل) و تعداد واحد ها، دانشگاه های دارای رشته آینده پژوهی، معرفی سایر گرایشهای ارشد و دکترای مهندسی صنایع(به منظور ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر آموزش عالی) و معرفی فرصت شغلی و بازارکار این رشته ارایه می شود.

برنامه درسی (سرفصل) ارشد آینده پژوهی و تعداد واحدها:
تعداد کل واحدها : 32 واحد
دروس اجباری : 12 واحد
دروس اختیاری : 12 واحد
پایان نامه و سمینار : 8 واحد

دروس اجباری

نام درس تعداد واحد نام درس تعداد واحد
مبانی و روشهای مدلسازی 3 روشهای پیش بینی 3
مطالعات علم و فناوری 3 مدیریت داده کاوی 3
مبانی و روشهای مدلسازی و سیستمهای دینامیکی 3 جمع 15
  •  یکی از دروس جدول فوق می تواند به عنوان درس انتخابی توسط دانشجو انتخاب گردد.

دروس اختیاری

نام درس تعداد واحد نام درس تعداد واحد
مدیریت تغییر 3 سیاستگذاری علم و فناوری 3
تصمیم سازی و تصمیم گیری 3 مدیریت دانش 3
اقتصاد علم و فناوری 3 مدیریت فناوریهای نو ظهور 3
آینده پژوهی ، جامعه و سناریوهای جهانی 3 آینده پژوهی ، اخلاق و فرهنگ 3
آینده پژوهی و توسعه پایدار 3 مدیریت علم خلاقیت و فناوری 3
تجزیه و تحلیل سیاستهای پژوهش و فناوری 3 استفاده از نظریه سیستمها در مطالعات آینده 3
کارگاه آینده نگاری 3 مدیریت استراتژیک علم و فناوری 3
انتقال فناوری 3 برنامه ریزی استراتژیک 3
ارزیابی سرمایه گذاری و مدیریت ریسک فناوری 3 روشهای عددی ارزیابی برنامه ریزی 3

دانشگاه هایی که در رشته مهندسی آینده پژوهشی پذیرش دانشجو دارند
بر اساس دفترچه انتخاب رشته ارشد 94

دانشگاه غیرانتفاعی علوم و فنون مازندران دانشگاه صنعتی امیرکبیر
سایر گرایشهای ارشد مهندسی صنایع (بر اساس دفترچه راهنمای کنکور ارشد 94) :

گرایشهای دکترای مهندسی صنایع (بر اساس دفترچه کنکور دکترا 93):

  • مهندسی صنایع گرایش مدیریت سیستم و بهره وری
  • مهندسی صنایع گرایش مهندسی سیستم های اقتصادی و اجتماعی
  • مهندسی صنایع